امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
(5) زيارت جامعه پنجم

(5)

زيارت جامعه پنجم

اين زيارت را سيّد بن طاووس و ابن مشهدى - مؤلّف «المزار الكبير» - نقل كرده وگفته‏ اند: از ائمّه طاهرين عليهم السلام روايت شده است: هرگاه خواستى براى زيارت سفر كنى، هنگام اراده و نيّت آن بگو:

أَللَّهُمَّ صِلْ عَزْمي بِالتَّحْقيقِ، وَنِيَّتي بِالتَّوْفيقِ، وَرَجآئي بِالتَّصْديقِ، وَتَوَلِّ أَمْري، وَلاتَكِلْني إِلى نَفْسي، فَأَحُلَّ عُقْدَةَ الْحَيْرَةِ، وَأَتَخَلَّفُ عَنْ ‏حُضُورِ الْمَشاهِدِ الْمُقَدَّسَةِ.

خداوندا؛ اراده ‏ام را تحقّق بخش، و نيّتم را قرين توفيق قرار بده، و اميدم را اثبات كن و راست گردان، و كار مرا سرپرستى نما،  و مرا به خودم وامگذار كه در بند حيرت افتم، و از حضور در زيارتگاه‏ ها و حرم‏هاى پاك جا بمانم و باز ايستم.

و پيش از خارج ‏شدن، دو ركعت نماز بخوان و بعد از آن بگو:

   أَللَّهُمَّ إِنّي أَسْتَوْدِعُكَ ديني وَنَفْسي وَجَميعَ  حُزانَتي. أَللَّهُمَّ أَنْتَ‏ الصَّاحِبُ فِي السَّفَرِ، وَالْخَليفَةُ فِي الْأَهْلِ وَالْمالِ وَالْوَلَدِ.

   أَللَّهُمَّ إِنّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ سُوءِ الصُّحْبَةِ، وَإِخْفاقِ الْأَوْبَةِ. أَللَّهُمَّ سَهِّلْ لَنا حُزْنَ ما نَتَغَوَّلُ، وَيَسِّرْ عَلَيْنا مُسْتَغْزَرَ ما نَرُوحُ وَنَغْدُو لَهُ، إِنَّكَ عَلى كُلّ‏ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ.

خداوندا؛ دينم و خودم و همه اهل و عيالم را به تو مى ‏سپارم. خداوندا؛ تو همراه هستى در سفر، و جانشينى در ميان اهل و مال و فرزند. خداوندا؛ به تو پناه مى برم از بدى همراهى و بازگشتن بدون مراد. خداوندا؛ هموار كن براى ما اندوه آنچه تخيّل مى كنيم كه به نظر ما نزديك مى ‏آيد ولى دور است، و آسان كن بر ما آنچه فراوان براى او رفت و آمد مى ‏كنيم در شب و روز كه تو بر هر  چيز توانا  هستى.

   و هنگامى كه به راه افتادى بايد فكر و انديشه ‏ات پيرامون آنچه برايش به راه‏ افتاده ‏اى مشغول باشد، و با همراهانت نيكو رفتار كنى و زياد حمد و ثناى خداوند تبارك و تعالى نمايى و صلوات بر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرستى، و چون خواستى براى ‏زيارت غسل كنى در حال غسل كردن بگو:

   بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ، وَفي سَبيلِ اللَّهِ، وَعَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ. أَللَّهُمَّ أَغْسِلْ‏ عَنّي دَرَنَ الذُّنُوبِ، وَوَسَخَ  الْعُيُوبِ، وَطَهِّرْني بِمآءِ التَّوْبَةِ، وَأَلْبِسْني ‏رِدآءَ الْعِصْمَةِ، وَأَيِّدْني بِلُطْفِ مَنِّكَ يُوَفِّقُني لِصالِحِ الْأَعْمالِ، إِنَّكَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ.

بنام خدا و به كمك خدا و در راه خدا و بر آئين رسول خدا. خداوندا؛ چرك گناهان و آلودگى عيب‏ها را از من بشوى، و با آب‏ توبه پاك گردان، و جامه عصمت و مصونيّت از گناه را بر من بپوشان، و به لطف احسانت يارى كن تا به اعمال شايسته موفّقم گردانى كه تو صاحب فضل و بخشش بزرگ  هستى.

و چون نزديك درب زيارتگاه رسيدى، بگو:

 اَلْحَمْدُ للَّهِِ الَّذي وَفَّقَني لِقَصْدِ وَلِيِّهِ، وَزِيارَةِ حُجَّتِهِ، وَأَوْرَدَني حَرَمَهُ، وَلَمْ يَبْخَسْني حَظّي مِنْ زِيارَةِ قَبْرِهِ، وَالنُّزُولِ بِعَقْوَةِ مُغَيَّبِهِ وَساحَةِ تُرْبَتِهِ، اَلْحَمْدُ للَّهِِ الَّذي لَمْ يَسُمْني ‏بِحِرْمانِ ما أَمَّلْتُهُ، وَلا صَرَفَ عَنّي ما رَجَوْتُهُ، وَلا قَطَعَ رَجآئي فيما تَوَقَّعْتُهُ، بَلْ أَلْبَسَني عافِيَتَهُ، وَأَفادَني نِعْمَتَهُ، وَاتاني كَرامَتَهُ.

سپاس خداى را كه مرا توفيق داد آهنگ‏ ولىّ او كرده، و به زيارت حجّتش بيايم، و اكنون مرا به حرم او وارد نمود، و بى بهره از زيارت قبرش، و فرودآمدن به صحن و سرايش و ساحت تربت مقدّسش قرار نداد. سپاس ما خداى را كه مرا نسبت به آنچه آرزو داشتم دچار محروميّت نكرد، و آنچه را اميد داشتم از من باز مگردانيد، و در آنچه توقّع داشتم نااميدم ننمود، بلكه بر من لباس عافيتش را پوشانيد، و از نعمتش برخوردار كرد، و از كرامت و بزرگواريش مرا بهره ‏مند ساخت.

   و هنگامى كه داخل زيارتگاه شدى، كنار آن ضريح پاك بايست و بگو:

   اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ أَئِمَّةِ الْمُؤْمِنينَ، وَسادَةِ الْمُتَّقينَ، وَكُبَرآءِ الصِّدّيقينَ، وَاُمَرآءِ الصَّالِحينَ، وَقادَةِ الْمُحْسِنينَ، وَأَعْلامِ الْمُهْتَدينَ، وَأَنْوارِالْعارِفينَ، وَوَرَثَةِ الْأَنْبِيآءِ، وَصَفْوَةِ الْأَوْصِيآءِ، وَشُمُوسِ الْأَتْقِيآءِ، وَبُدُورِ الْخُلَفآءِ، وَعِبادِ الرَّحْمنِ، وَشُرَكآءِ الْقُرْانِ، وَمَنْهَجِ الْإيمانِ، وَمَعادِنِ الْحَقآيِقِ، وَشُفَعآءِ الْخَلايِقِ، وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ.

   أَشْهَدُ أَنَّكُمْ أَبْوابُ اللَّهِ، وَمَفاتيحُ رَحْمَتِهِ، وَمَقاليدُ مَغْفِرَتِهِ، وَسَحآئِبُ‏ رِضْوانِهِ، وَمَصابيحُ جِنانِهِ، وَحَمَلَةُ فُرْقانِهِ، وَخَزَنَةُ عِلْمِهِ، وَحَفَظَةُ سِرِّهِ، وَمَهْبَطُ وَحْيِهِ، وَأَماناتُ النُّبُوَّةِ، وَوَدايِعُ الرِّسالَةِ.

   أَنْتُمْ اُمَنآءُ اللَّهِ، وَأَحِبَّآؤُهُ وَعِبادُهُ وَأَصْفِيآؤُهُ، وَأَنْصارُ تَوْحيدِهِ، وَأَرْكانُ ‏تَمْجيدِهِ، وَدُعاتُهُ إِلى كُتُبِهِ، وَحَرَسَةُ خَلآئِقِهِ، وَحَفَظَةُ وَدآئِعِهِ.

   لايَسْبِقُكُمْ ثَنآءُ الْمَلآئِكَةِ فِي الْإِخْلاصِ وَالْخُشُوعِ، وَلايُضآدُّكُمْ ذُوابْتِهالٍ وَخُضُوعٍ؛ أَنَّى وَلَكُمُ الْقُلُوبُ الَّتي تَوَلَّى اللَّهُ رِياضَتَها بِالْخَوْفِ ‏وَالرَّجآءِ، وَجَعَلَها أَوْعِيَةً لِلشُّكْرِ وَالثَّنآءِ، وَامَنَها مِنْ عَوارِضِ الْغَفْلَةِ، وَصَفَّاها مِنْ شَواغِل الْفَتْرَةِ بَلْ يَتَقَرَّبُ أَهْلُ السَّمآءِ بِحُبِّكُمْ، وَبِالْبَرآءَةِ مِنْ‏ أَعْدآئِكُمْ، وَتَواتُرِ الْبُكآءِ عَلى مُصابِكُمْ، وَالْإِسْتِغْفارِ لِشيعَتِكُمْ‏ وَمُحِبّيكُمْ.

   فَأَنَا اُشْهِدُ اللَّهَ خالِقي، وَاُشْهِدُ مَلآئِكَتَهُ وَأَنْبِيآءَهُ، وَاُشْهِدُكُمْ يا مَوالِيَّ، أَنّي مُؤْمِنٌ بِوِلايَتِكُمْ، مُعْتَقِدٌ لِإِمامَتِكُمْ، مُقِرٌّ بِخِلافَتِكُمْ، عارِفٌ ‏بِمَنْزِلَتِكُمْ، مُوقِنٌ بِعِصْمَتِكُمْ، خاضِعٌ لِوِلايَتِكُمْ.

   مُتَقَرِّبٌ إِلَى اللَّهِ بِحُبِّكُمْ وَبِالْبَرآءَةِ مِنْ أَعْدآئِكُمْ، عالِمٌ بِأَنَّ اللَّهَ قَدْ طَهَّرَكُمْ مِنَ الْفَواحِشِ ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ، وَمِنْ كُلِّ رَيْبَةٍ وَنَجاسَةٍ، وَدَنِيَّةٍ وَرَجاسَةٍ، وَمَنَحَكُمْ رايَةَ الْحَقِّ الَّتي مَنْ تَقَدَّمَها ضَلَّ، وَمَنْ تَأَخَّرَعَنْها زَلَّ، وَفَرَضَ طاعَتَكُمْ عَلى كُلِّ أَسْوَدٍ وَأَبْيَضٍ.

   وَأَشْهَدُ أَنَّكُمْ قَدْ وَفَيْتُمْ بِعَهْدِ اللَّهِ وَذِمَّتِهِ، وَبِكُلِّ مَا اشْتَرَطَ عَلَيْكُمْ في‏ كِتابِهِ، وَدَعَوْتُمْ إِلى سَبيلِهِ، وَأَنْفَذْتُمْ طاقَتَكُمْ  في مَرْضاتِهِ، وَحَمَلْتُمُ ‏الْخَلآئِقَ عَلى مِنْهاجِ النُّبُوَّةِ وَمَسالِكِ الرِّسالَةِ، وَسِرْتُمْ فيهِ بِسيرَةِ الْأَنْبِيآءِ، وَمَذاهِبِ الْأَوْصِيآءِ، فَلَمْ يُطَعْ لَكُمْ أَمْرٌ، وَلَمْ تُصْغِ إِلَيْكُمْ اُذُنٌ، فَصَلَواتُ اللَّهِ عَلى أَرْواحِكُمْ وَأَجْسادِكُمْ.

سلام بر شما امامان مردم باايمان، و سروران اهل تقوا، و بزرگان افراد راست‏گفتار و درست‏ كردار، و فرمانروايان شايستگان، و پيشوايان نيكوكاران، و نشانه ‏هاى هدايت براى هدايت‏ يافتگان، و روشنى ‏بخش عارفان، و وارثان پيامبران و برگزيدگان اوصياء، و خورشيدهاى تابناك پرهيزكاران، و ماه ‏هاى درخشان جانشينان، و بندگان خداوند رحمان، و شريكان قرآن، و راه روشن ايمان، و معدن‏هاى حقايق، و شفيعان خلايق، و رحمت خدا و بركات او بر شما. گواهى مى ‏دهم كه شما درهاى گشوده پروردگار، و كليدهاى رحمت او، و وسيله‏ هاى آمرزش او، و ابرهاى خشنودى او، و چراغ‏هاى بهشت او، و حاملان قرآن او، و خزانه‏ داران علم او، و حافظان اسرار او، و محل فرودآمدن وحى او، و امانت‏هاى نبوّت، و وديعه هاى رسالت هستيد. شما امين و مورد اعتماد پروردگار، و دوستان او و بندگان او و برگزيدگان او، و ياوران توحيد او، و پايه ‏هاى تمجيد و بزرگداشت او، و فراخوانان به سوى كتاب‏هايش، و نگهبانان‏ خلايقش، و حافظان امانت‏هايش هستيد. مدح و ثناى فرشتگان شما را در اخلاص و خشوع پيشى نمى ‏گيرد، و دعاكننده بااخلاص و ناله و خضوع با شما مخالفت و ضدّيت ندارد؛ كجا مى ‏تواند چنين باشد در حالى‏ كه براى شما دل‏هائى است كه خداوند عهده دار رياضت و پرورش آن با خوف و اميد گرديده است و آن را ظرف‏هاى شُكر و ثناء قرار داده، و از عوارض غفلت و بى‏ خبرى ايمن داشته، و از عوامل سستى زدوده است، بلكه اهل آسمان به دوستى شما، و اظهار بيزارى از دشمنان شما، و پيوسته گريستن بر مصائب شما، و طلب آمرزش براى شيعيان و دوستان شما تقرّب مى‏ جويند. پس من خداوند آفريننده‏ ام را گواه مى ‏گيرم، و فرشتگان و پيامبران او و شما سرورانم را گواه مى‏ گيرم كه من به ولايت شما ايمان دارم، و به امامت شما معتقدم، به خلافت و جانشينى بحقّ شما اقرار مى ‏نمايم، به قدر و منزلت شما آشنايم، به عصمت و پاكى شما يقين و باور دارم، در برابر ولايت شما خاضع و فروتنم، به خداوند با محبّت شما و بيزارى از دشمنانتان تقرّب مى ‏جويم، آگاهم به اينكه خداوند به راستى شما را از زشتى‏ ها و گناهان آشكار و پنهان، و از هر گونه شكّ و ناپاكى، و از هر پستى و آلودگى پاك گردانيده است، و پرچم حق را به شما بخشيده كه هر كس بر آن پيشى جويد گمراه، و هر كس از آن عقب ماند دچار لغزش گردد، و اطاعت شما را بر هر سياه و سفيد واجب فرموده است. و گواهى مى ‏دهم كه شما به عهد و پيمان الهى، و به تمام آنچه‏ در كتابش بر شما شرط كرده وفا نموديد، و مردم را به راه او فراخوانديد، و توان و طاقت خود را در رضا و خشنودى او به كار برديد، و آفريدگان را به پيمودن راه روشن نبوّت و شيوه‏ هاى رسالت واداشتيد، به سيره پيامبران و روش اوصياء سير كرديد، (ولى) امر شما اطاعت نشد، و فرمان شما را  گوش نشنيد، پس درود خدا بر ارواح پاك و اجساد مقدّس شما باد.

سپس خود را بر روى قبر مى‏ افكنى و مى ‏گويى:

   بِأَبي أَنْتَ وَاُمّي يا حُجَّةَ اللَّهِ، لَقَدْ اُرْضِعْتَ بِثَدْيِ الْإيمانِ، وَفُطِمْتَ ‏بِنُورِ الْإِسْلامِ، وَغُذّيتَ بِبَرْدِ الْيَقينِ، وَاُلْبِسْتَ حُلَلَ الْعِصْمَةِ، وَاصْطُفيتَ ‏وَوُرِّثْتَ عِلْمَ الْكِتابِ، وَلُقِّنْتَ فَصْلَ الْخِطابِ، وَاُوضَحَ  بِمَكانِكَ مَعارِفَ ‏التَّنْزيلِ، وَغَوامِضَ التَّأْويلِ، وَسُلِّمَتْ إِلَيْكَ رايَةُ الْحَقِّ، وَكُلِّفْتَ هِدايَةَ الْخَلْقِ، وَنُبِذَ إِلَيْكَ عَهْدُ الْإِمامَةِ، وَاُلْزِمْتَ حِفْظَ الشَّريعَةِ.

   وَأَشْهَدُ يا مَوْلايَ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِشَرآئِطِ الْوَصِيَّةِ، وَقَضَيْتَ ما لَزِمَكَ مِنْ‏حَدِّ الطَّاعَةِ، وَنَهَضْتَ بِأَعْبآءِ الْإِمامَةِ، وَاحْتَذَيْتَ مِثالَ النُّبُوَّةِ، فِي الصَّبْرِ وَالْإِجْتِهادِ وَالنَّصيحَةِ لِلْعِبادِ، وَكَظْمِ الْغَيْظِ، وَالْعَفْوِ عَنِ النَّاسِ، وَعَزَمْتَ ‏عَلَى الْعَدْلِ فِي الْبَرِيَّةِ، وَالنَّصَفَةَ فِي الْقَضِيَّةِ، وَوَكَّدْتَ الْحُجَجَ عَلَى الْاُمَّةِ بِالدَّلآئِلِ الصَّادِقَةِ وَالشَّواهِدِ النَّاطِقَةِ، وَدَعَوْتَ إِلَى اللَّهِ بِالْحِكْمَةِ الْبالِغَةِ، وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ.

   فَمُنِعْتَ مِنْ تَقْويمِ الزَّيْغِ، وَسَدِّ الثَّلْمِ، وَإِصْلاحِ الْفاسِدِ، وَكَسْرِالْمُعانِدِ، وَإِحْيآءِ السُّنَنِ، وَإِماتَةِ الْبِدَعِ، حَتَّى فارَقْتَ الدُّنْيا وَأَنْتَ شَهيدٌ، وَلَقيتَ رَسُولَ اللَّهِ وَأَنْتَ حَميدٌ، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْكَ تَتَرادَفُ وَتَزيدُ.

پدر و مادرم به فدايت اى حجّت خدا؛ با پستان ايمان شير داده شدى، و با نور اسلام از شير گرفته شدى، و با آرامش يقين غذا داده شدى، و جامه ‏هاى عصمت بر تو پوشيده شد، و برگزيده شدى و علم كتاب به تو ارث داده شد، و فصل‏ الخطاب يعنى حكم قاطع و رد ناشدنى كه به داورى پايان دهد به شما تلقين گرديد، و جايگاه علمى شما معارف ظاهر قرآن و مشكلات پيچيده باطنى آن، واضح و آشكار شد، و پرچم حقّ به تو واگذار گرديد، و به هدايت خلق گماشته شدى، و عهد امامت به سوى تو افكنده شد، و نگهبانى دين و آئين بر تو لازم و واجب گرديد. ‏و گواهى مى ‏دهم - اى مولاى من؛ - كه شما به همه شرايط وصيّت و جانشينى وفا كردى، و آن مقدار از اطاعت كه بر تو لازم بود انجام دادى، و بارهاى سنگين امامت را به دوش كشيدى، و در برابرت قرار دادى الگوى نبوّت را در صبر و شكيبائى و كوشش و تلاش و خيرخواهى براى بندگان، و فرونشاندن خشم و غضب، و عفو و بخشش از مردم. و بر اجراى عدالت در ميان مردم، و انصاف و دادگرى در قضاوت و داورى تصميم جدّى گرفتى، و حجّت‏ها را بر امّت با نشانه‏ هاى صادق، و شاهدهاى گويا تحكيم نمودى، و آن‏ها را به سوى خدا خواندى با حكمت رسا، و موعظه نيكو. پس بازداشته شدى از راست و درست‏ كردن انحراف، و بستن شكاف، و اصلاح تباهى، و درهم شكستن مخالف حقّ، و زنده كردن سنّت‏ها، و ميراندن بدعت‏ها، تا آن‏كه دنيا را وداع گفتى در حالى‏ كه به شهادت رسيدى، و رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را ديدار كردى در حالى‏ كه ستوده ‏اى، درود خدا پيوسته و  فزاينده بر تو باد.

   سپس به پائين ‏پاى مبارك برو و بگو:

   يا سادَتي يا الَ رَسُولِ‏ اللَّهِ، إِنّي بِكُمْ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ جَلَّ وَعَلا، بِالْخِلافِ عَلَى الَّذينَ غَدَرُوا بِكُمْ، وَنَكَثُوا بَيْعَتَكُمْ، وَجَحَدُوا وِلايَتَكُمْ، وَأَنْكَرُوا مَنْزِلَتَكُمْ، وخَلَعُوا رِبْقَةَ طاعَتِكُمْ، وَهَجَرُوا أَسْبابَ مَوَدَّتِكُمْ، وَتَقَرَّبُوا إِلى فَراعِنَتِهِمْ بِالْبَرآءَةِ مِنْكُمْ، وَالْإِعْراضِ عَنْكُمْ.

   وَمَنَعُوكُمْ مِنْ إِقامَةِ الْحُدُودِ، وَاسْتِئْصالِ الْجُحُودِ، وَشَعْبِ الصَّدْعِ، وَلَمِّ الشَّعَثِ، وَسَدِّ الْخَلَلِ، وَتَثْقيفِ الْأَوَدِ، وَإِمْضآءِ الْأَحْكامِ، وَتَهْذيبِ ‏الْإِسْلامِ، وَقَمْعِ الْاثامِ، وَأَرْهَجُوا عَلَيْكُمْ نَقْعَ الْحُرُوبِ وَالْفِتَنِ، وَأَنْحَوْا عَلَيْكُمْ سُيُوفَ الْأَحْقادِ، وَهَتَكُوا مِنْكُمُ السُّتُورَ، وَابْتاعُوا بِخُمْسِكُمُ‏ الْخُمُورَ، وَصَرَفُوا صَدَقاتِ الْمَساكينَ إِلَى الْمُضْحِكينَ وَالسَّاخِرينَ.

   وَذلِكَ بِما طَرَّقَتْ لَهُمُ الْفَسَقَةُ الْغُواةُ، وَالْحَسَدَةُ الْبُغاةُ، أَهْلُ النَّكْثِ ‏وَالْغَدْرِ وَالْخِلافِ وَالْمَكْرِ، وَالْقُلُوبِ الْمُنْتِنَةِ مِنْ قَذَرِ الشِّرْكِ، وَالْأَجْسادِ الْمُشْحَنَةِ مِنْ دَرَنِ الْكُفْرِ، اَلَّذينَ أَضَبُّوا عَلَى النِّفاقِ، وَأَكَبُّوا عَلَى عَلآئِقِ ‏الشِّقاقِ.

   فَلَمَّا مَضَى الْمُصْطَفى صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَالِهِ، اِخْتَطَفُوا الْغِرَّةَ، وَانْتَهَزُوا الْفُرْصَةَ، وَانْتَهَكُوا الْحُرْمَةَ، وَغادَرُوهُ عَلى فِراشِ الْوَفاةِ، وَأَسْرَعُوا لِنَقْضِ الْبَيْعَةِ، وَمُخالَفَةِ الْمَواثيقِ الْمُؤَكَّدَةِ، وَخِيانَةِ الْأَمانَةِ الْمَعْرُوضَةِ عَلَى الْجِبالِ الرَّاسِيَةِ، وَأَبَتْ أَنْ تَحْمِلَها وَحَمَلَهَا الْإِنْسانُ‏ الظَّلُومُ الْجَهُولُ، ذُو الشِّقاقِ وَالْعِزَّةِ بِالْاثامِ الْمُولِمَةِ، وَالْأَنَفَةِ عَنِ ‏الْإِنْقِيادِ لِحَميدِ الْعاقِبَةِ.

   فَحَشَرَ سِفْلَةَ الْأَعْرابِ، وَبَقايَا الْأَحْزابِ، إِلى دارِ النُّبُوَّةِ وَالرِّسالَةِ، وَمَهْبِطِ الْوَحْيِ وَالْمَلآئِكَةِ، وَمُسْتَقَرِّ سُلْطانِ الْوِلايَةِ، وَمَعْدِنِ الْوَصِيَّةِ وَالْخِلافَةِ وَالْإِمامَةِ، حَتَّى نَقَضُوا عَهْدَ الْمُصْطَفى، في أَخيهِ عَلَمِ الْهُدى، وَالْمُبَيِّنِ طَريقِ النَّجاةِ مِنْ طُرُقِ الرَّدى.

   وَجَرَحُوا كَبِدَ خَيْرِ الْوَرى، في ظُلْمِ ابْنَتِهِ، وَاضْطِهادِ حَبيبَتِهِ، وَاهْتِضامِ‏ عَزيزَتِهِ، بَضْعَةِ لَحْمِهِ وَفِلْذَةِ كَبِدِهِ، وَخَذَلُوا بَعْلَها، وَصَغَّرُوا قَدْرَهُ، وَاسْتَحَلُّوا مَحارِمَهُ، وَقَطَعُوا رَحِمَهُ، وَأَنْكَرُوا اُخُوَّتَهُ، وَهَجَرُوا مَوَدَّتَهُ، وَنَقَضُوا طاعَتَهُ.

   وَجَحَدُوا وِلايَتَهُ، وَأَطْمَعُوا الْعَبيدَ في خِلافَتِهِ، وَقادُوهُ إِلى بَيْعَتِهِمْ، مُصْلِتَةً سُيُوفَها، مُقْذِعَةً أَسِنَّتَها، وَهُوَ ساخِطُ الْقَلْبِ، هآئِجُ الْغَضَبِ، شَديدُ الصَّبْرِ، كاظِمُ الْغَيْظِ، يَدْعُونَهُ إِلى بَيْعَتِهِمُ الَّتي عَمَّ شُومُهَا الْإِسْلامَ، وَزَرَعَتْ في قُلُوبِ أَهْلِهَا الْاثامَ.

   وَعَقَّتْ سَلْمانَها، وَطَرَدَتْ مِقْدادَها، وَنَفَتْ جُنْدَبَها، وَفَتَقَتْ بَطْنَ ‏عَمَّارِها، وَحَرَّفَتِ الْقُرْانَ، وَبَدَّلَتِ الْأَحْكامَ، وَغَيَّرَتِ الْمَقامَ، وَأَباحَتِ‏ الْخُمْسَ لِلطُّلَقآءِ، وَسَلَّطَتْ أَوْلادَ اللُّعَنآءِ عَلَى الْفُرُوجِ، وَخَلَطَتِ الْحَلالَ ‏بِالْحَرامِ.

   وَاسْتَخَفَّتْ بِالْإيمانِ وَالْإِسْلامِ، وَهَدَمَتِ الْكَعْبَةَ، وَأَغارَتْ عَلى دارِالْهِجْرَةِ يَوْمَ الْحَرَّةِ، وَأَبْرَزَتْ بَناتِ الْمُهاجِرينَ وَالْأَنْصارِ لِلنَّكالِ ‏وَالسَّوْءَةِ، وَأَلْبَسَتْهُنَّ ثَوْبَ الْعارِ وَالْفَضيحَةِ.

   وَرَخَّصَتْ لِأَهْلِ الشُّبْهَةِ، في قَتْلِ أَهْلِ بَيْتِ الصَّفْوَةِ، وَإِبادَةِ نَسْلِهِ، وَاسْتيصالِ شَأْفَتِهِ، وَسَبْيِ حَرَمِهِ، وَقَتْلِ أَنْصارِهِ، وَكَسْرِ مِنْبَرِهِ، وَقَلْبِ‏ مَفْخَرِهِ، وَإِخْفآءِ دينِهِ، وَقَطْعِ ذِكْرِهِ.

   يا مَوالِيَّ فَلَوْ عايَنَكُمُ الْمُصْطَفى وَسِهامَ الْاُمَّةِ مُغْرِقَةٌ في أَكْبادِكُمْ، وَرِماحَهُمْ مُشْرِعَةٌ في نُحُورِكُمْ، وَسُيُوفَها مُولَعَةٌ في دِمآئِكُمْ، يَشْفي‏ أَبْنآءُ الْعَواهِرِ غَليلَ الْفِسْقِ مِنْ وَرَعِكُمْ، وَغَيْظَ الْكُفْرِ مِنْ إيمانِكُمْ، وَأَنْتُمْ بَيْنَ صَريعٍ فِي الْمِحْرابِ، قَدْ فَلَقَ السَّيْفُ هامَتَهُ، وَشَهيدٍ فَوْقَ ‏الْجِنازَةِ قَدْ شُكَّتْ أَكْفانُهُ بِالسِّهامِ، وَقَتيلٍ بِالْعَرآءِ قَدْ رُفِعَ فَوْقَ الْقَناةِ رَأْسُهُ، وَمُكَبَّلٍ فِي السِّجْنِ قَدْ رُضَّتْ بِالْحَديدِ أَعْضائُهُ، وَمَسْمُومٍ قَدْ قُطِّعَتْ بِجَرْعِ السَّمِّ أَمْعائُهُ، وَشَمْلِكُمْ عَباديدَ تُفْنيهِمُ الْعَبيدُ وَأَبْنآءُ الْعَبيدِ.

   فَهَلِ الْمِحَنُ يا سادَتي إِلَّا الَّتي لَزِمَتْكُمْ، وَالْمَصآئِبُ إِلَّا الَّتي عَمَّتْكُمْ، وَالْفَجايِعُ إِلَّا الَّتي خَصَّتْكُمْ، وَالْقَوارِعُ إِلَّا الَّتي طَرَقَتْكُمْ، صَلَواتُ اللَّهِ‏ عَلَيْكُمْ وَعَلى أَرْواحِكُمْ وَأَجْسادِكُمْ، وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ.

اى  سروران  من؛ اى خاندان رسول خدا؛ من به سبب شما به خداوند بزرگ و بلندمرتبه تقرّب مى‏ جويم، با مخالفت‏ كردن با  كسانى كه به شما نيرنگ زدند، و پيمان ‏شكنى كردند، و ولايت شما را انكار نمودند، و قُرب و منزلت شما را نشناختند، و از اطاعت شما سرباز زدند و شانه خالى كردند، و اسباب مودّت و پيوند دوستى با شما را بريدند، و به فرمانروايان متكبّر و سركش خود با بيزارى و روى ‏گرداندن از شما تقرّب جستند، و شما را از بپاداشتن حدود، و ريشه ‏كردن كفر و انكار، و از بين ‏بردن شكاف و جدايى، و سامان ‏دادن به نابسامانى و پراكندگى، و برطرف‏ كردن رخنه‏ ها و تباهى‏ها، و راست‏ كردن كجى‏ ها، و اجراى احكام، و آراستن اسلام، و نابود ساختن گناهان بازداشتند، و غبار جنگ و فتنه را بر عليه شما برانگيختند، و شمشيرهاى كينه را به طرف شما كشيدند، و پرده ‏هاى حرمت شما را دريدند، و با خمس كه از آن شما است شراب خريدند، و صدقاتى را كه حقّ مساكين و بينوايان است براى دلقك‏ها و مسخره ‏كننده ‏ها مصرف كردند. و اين، بدان جهت بود كه راه را براى آنان هموار نمودند فاسقانِ گمراه، و حسودانِ ستم ‏پيشه، اهل‏ پيمان ‏شكنى و نيرنگ و مخالفت و حيله‏ گرى، و دل‏هاى گنديده و بدبو از آلودگى‏ شرك، و بدن‏هاى پر از چرك و كثافت كفر، آن‏ها كه نفاق خود را پنهان‏ كردند، و دربند تكبّر و خودخواهى گرفتار شدند. پس هنگامى كه آن پيامبر برگزيده ‏شده-  كه درود خدا بر او و آل او باد - جهان را وداع گفت، به سرعت غفلت را ربودند، و فرصت را غنيمت شمردند، و حرمت را شكستند، و بر بستر مرگ با او بى ‏وفايى نمودند، و شتاب كردند براى شكستن‏ بيعت، و مخالفت كردن با پيمان‏هاى محكم ‏شده، و خيانت ورزيدن به امانتى كه بر كوه‏ هاى استوار عرضه شد، و از برداشتن آن خوددارى كردند ولى انسان بسيار ستمگر نادان، صاحب تكبّر و خودخواهى كه غرورش او را به گناهان دردناك واداشته، و از رام‏ شدن فروتنى‏ كردن براى سرانجام نيكو خوددارى كرده، آن را بدوش گرفت. پس گروهى عرب‏هاى جاهل و باديه ‏نشينان، و باقيمانده ‏هاى احزاب به خانه نبوّت و رسالت و محلّ فرودآمدن وحى و فرشتگان، و پايگاه سلطان ولايت، و جايگاه وصايت و خلافت و امامت گرد آمدند و هجوم آوردند، تا عهد پيامبر را در مورد برادرش كه پرچمدار هدايت و آشكاركننده راه نجات از راه ‏هاى هلاكت بود شكستند، و جگر بهترين خلق خدا را جريحه ‏دار ساختند در ستم‏ كردن به دخترش، و آزار حبيبه‏ اش، و پايمال‏ نمودن عزيزش، پاره ‏اى از تن و قطعه ‏اى از جگرش، و همسرش را يارى نكردند و خوار نمودند، و قدر و ارزش او را پائين آوردند، و حرام ‏شده‏ هاى او را حلال شمردند، و قطع رحم او كردند، و برادرى او را با پيامبر نفى نمودند، و مودّت و دوستى با او را ترك كردند، و اطاعتش را كنار گذاشتند، و ولايتش را انكار كردند، و بردگان را در خلافت او به طمع انداختند، و مردم را به بيعت با آنان كشاندند، در حالى‏ كه شمشيرها را از نيام كشيدند، و دندان‏هاى پليد خود را تيز كردند، و او قلبش خشمگين غضبش برانگيخته شده بود، امّا بسيار شكيبائى مى‏ كرد، خشم خود را فرو مى‏ نشاند، او را به بيعت با آنان كه شوم و بديش اسلام را فراگرفته بود فرا مى‏ خواندند، و (بيعتى كه) در دل‏هاى اهلش گناهان را بذرافشانى نمود، و سلمانش را رنج و آزار داد، و مقدادش را راند، و ابوذرش را تبعيد كرد، و شكم عمّارش را پاره نمود، و معناى قرآن را تحريف، و احكام را دگرگون، و مقام و منزلت را تغيير داد، و خمس را براى آزادشده ‏ها مباح كرد، و اولاد لعينان را بر ناموس مردم مسلّط ساخت، و حرام را با حلال درآميخت، و ايمان و اسلام را كوچك شمرد، و كعبه را ويران كرد، و در روز حرّه شهر هجرت (يعنى مدينه) را به غارت كشيد، و دختران مهاجر و انصار را براى كيفر و شكنجه و بدرفتارى آشكار كرد، و لباس عار و ننگ و رسوائى بر آنان پوشانيد، و براى اهل شبهه كه حقّ و باطل بر ايشان نامعلوم است كشتن اهل بيت برگزيده، و تباه ساختن‏ نسل او، و از ريشه بركندن آنان، و اسيركردن اهل بيتش، و كشتن يارانش، و شكستن منبرش، و وارونه كردن مفاخرش، و پنهان كردن دينش، و از بين بردن يادش را اجازه و رخصت داد. اى سروران من؛ اگر پيامبر، شما را مشاهده كند در حالى‏كه تيرهاى امّت در جگرهاى شما فرو رفته، و نيزه ‏هاى ايشان در گلوگاه شما راه يافته، و شمشيرهاى‏شان به خون شما رنگين گشته، بهبودى مى ‏بخشد زنازادگان سوزش فسق و نافرمانى خود را از ورع شما، و خشم كفرشان را از ايمان شما، در حالى‏ كه بعضى از شما در محراب عبادت بر زمين افتاده و شمشير سر مبارك او را شكافته، و برخى پس از شهادت روى جنازه كفنش بر اثر تيرها سوراخ سوراخ گشته، و برخى در بيابان كربلا كشته شده و سر مقدّس او بالاى نيزه رفته، و برخى در زندان به بند كشيده شده و اعضاء بدنش بر اثر غل و زنجير آهنين كوبيده شده، و برخى مسموم گشته و با آشاميدن زهر همه اندرونش پاره ‏پاره شده است، و جماعت شما را بندگانى قرار دادند كه نابود مى ‏كنند آن‏ها را بندگان و فرزندان بندگان. پس اى سروران من؛ آيا محنت و غمى هست  جز آنچه به شما همواره پيوست؟ و گرفتارى و مصيبتى هست جز آنچه شما را فرا گرفت؟ و بلايى هست جز آنچه به شما اختصاص يافت؟ و حادثه ناگوارى هست جز آنچه بر شما وارد شد؟ درود خدا بر شما و بر جسم و  جان پاك شما، و رحمت خدا و بركات او بر شما باد.

   سپس قبر را ببوس و بگو:

 بِأَبي وَاُمّي يا الَ الْمُصْطَفى، إِنَّا لانَمْلِكُ إِلّا أَنْ‏نَطُوفَ حَوْلَ مَشاهِدِكُمْ، وَنُعَزّي فيها أَرْواحَكُمْ، عَلى هذِهِ الْمَصآئِبِ ‏الْعَظيمَةِ الْحالَّةِ بِفِنآئِكُمْ، وَالرَّزايَا الْجَليلَةِ النَّازِلَةِ بِساحَتِكُمُ الَّتي أَثْبَتَتْ ‏في قُلُوبِ شيعَتِكُمُ الْقُرُوحَ، وَأَوْرَثَتْ أَكْبادَهُمُ الْجُرُوحَ، وَزَرَعَتْ في ‏صُدُورِهِمُ الْغُصَصَ.

   فَنَحْنُ نُشْهِدُ اللَّهَ أَنَّا قَدْ شارَكْنا أَوْلِيآءَكُمْ وَأَنْصارَكُمُ الْمُتَقَدِّمينَ، في ‏إِراقَةِ دِمآءِ النَّاكِثينَ وَالْقاسِطينَ وَالْمارِقينَ، وَقَتَلَةِ أَبي عَبْدِاللَّهِ سَيِّدِ شَبابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ يَوْمَ كَرْبَلآءَ، بِالنِّيَّاتِ وَالْقُلُوبِ، وَالتَّأَسُّفِ عَلى فَوْتِ تِلْكَ الْمَواقِفِ الَّتي حَضَرُوا لِنُصْرَتِكُمْ، وَعَلَيْكُمُ مِنَّا السَّلامُ، وَرَحْمَةُ اللَّهِ‏ وَبَرَكاتُهُ.

پدر و مادرم فداى شما اى خاندان پيامبر؛ ما توانائى نداريم جز اينكه گرد مزار شما طواف كنيم و ارواح پاك شما را بر اين مصيبت‏هاى بزرگى كه به ساحت مقدّس شما وارد شده و رنج‏ها و گرفتارى ‏هاى بزرگى كه به شما رسيده، و در دل‏هاى شيعيان‏تان زخم ايجاد كرده، و جگرهاى ايشان را مجروح نموده، و در سينه‏ هاي‏شان بذر غم و غصّه افشانده تسليت دهيم. ما خدا را گواه مى ‏گيريم كه با دوستان و ياران پيشين شما در ريختن خون ناپاك پيمان‏ شكنان و ستمگران و از دين خارج‏ شدگان و قاتلان حضرت اباعبداللَّه سرور جوانان اهل بهشت در سرزمين كربلا با نيّت‏ها و دل‏هاى‏مان شركت داشته ‏ايم، و از دست‏دادن آن مراكزى كه آنان براى يارى شما حاضر شدند تأسف و اندوه مى ‏خوريم، و سلام ما و رحمت خدا و بركات او بر شما باد.

سپس قبر منوّر را ميان خود و قبله قرار بده و بگو:

 أَللَّهُمَّ يا ذَا الْقُدْرَةِ الَّتي ‏صَدَرَ عَنْهَا الْعالَمُ مُكَوَّناً مَبْرُوءاً عَلَيْها، مَفْطُوراً تَحْتَ ظِلِّ الْعَظَمَةِ، فَنَطَقَتْ شَواهِدُ صُنْعِكَ فيهِ بِأَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ، مُكَوِّنُهُ وَبارِئُهُ‏ وَفاطِرُهُ، اِبْتَدَعْتَهُ لا مِنْ شَيْ‏ءٍ وَلا عَلى شَيْ‏ءٍ، وَلا في شَيْ‏ءٍ، وَلا لِوَحْشَةٍ دَخَلَتْ عَلَيْكَ إِذْ لا غَيْرُكَ، وَلا حاجَةٌ بَدَتْ لَكَ في تَكْوينِهِ، وَلا لِاسْتِعانَةٍ مِنْكَ عَلى ما تَخْلُقُ بَعْدَهُ، بَلْ أَنْشَأْتَهُ لِيَكُونَ دَليلًا عَلَيْكَ، بِأَنَّكَ بآئِنٌ مِنَ ‏الصُّنْعِ، فَلايُطيقُ الْمُنْصِفُ لِعَقْلِهِ إِنْكارَكَ، وَالْمَوْسُومُ بِصِحَّةِ الْمَعْرِفَةِ جُحُودَكَ.

   أَسْأَلُكَ بِشَرَفِ الْإِخْلاصِ في تَوْحيدِكَ، وَحُرْمَةِ التَّعَلُّقِ بِكِتابِكَ، وَأَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّكَ، أَنْ تُصَلِّيَ عَلى ادَمَ بَديعِ فِطْرَتِكَ، وَبِكْرِ حُجَّتِكَ، وَلِسانِ قُدْرَتِكَ، وَالْخَليفَةِ في بَسيطَتِكَ، وَعَلى مُحَمَّدِنِ الْخالِصِ مِنْ‏ صَفْوَتِكَ، وَالْفاحِصِ عَنْ مَعْرِفَتِكَ، وَالْغآئِصِ الْمَأْمُونِ عَلى مَكْنُونِ ‏سَريرَتِكَ، بِما أَوْلَيْتَهُ مِنْ نِعْمَتِكَ بِمَعُونَتِكَ، وَعَلى مَنْ بَيْنَهُما مِنَ النَّبِيّينَ‏ وَالْمُكَرَّمينَ وَالْأَوْصِيآءِ وَالصِّدّيقينَ، وَأَنْ تَهَبَني لِإِمامي هذا.

خداوندا؛ اى دارنده قدرتى كه ‏از آن عالَم تكوين ايجاد گرديده و آفريده شد، و در زير سايه‏ عظمتت به وجود آمد، پس شواهد كار تو در آن گويا است به اينكه تو خداوندى و جز تو خدايى نيست، به وجود آوردنده و هستى‏ بخش و آفريننده آن (توئى)، آن را پديد آوردى نه از چيزى و نه بر چيزى، و نه در چيزى، و نه به خاطر وحشتى كه به تو راه يافته باشد كه تنها بودى، و نه احتياجى در به وجودآوردن آن داشتى، و نه به خاطر اين‏كه از آن‏ها پس از آفرينش مدد بگيرى، بلكه ايجاد كردى تا دليل روشنى باشد بر تو، به اين‏كه تو جدا از همه پديده ‏ها و مخلوقات هستى، پس عقل هيچ باانصافى تاب انكار تو را ندارد، و هيچ انسانى كه از نظر معرفت سالم باشد نشايد كه تو را نشناسد. از تو مى ‏خواهم به شرف و بزرگى اخلاص در توحيد و يگانگى‏ ات، و حرمت ارتباط و وابستگى به قرآنت، و اهل بيت پيامبرت، كه درود فرستى بر آدم پديدآمده آفرينشت، و اوّلين حجّتت، و زبان گوياى قدرتت، و جانشين در زمين پهناورت، و بر محمّد بنده خالص از برگزيدگانت، و كاوشگر از معرفتت، و راه ‏يافته امين بر اسرار پنهانت، به آنچه‏ از نعمتت به يارى خويش به او مرحمت كردى، و بر همه آنهايى كه بين اين دو (حضرت آدم و خاتم الأنبياء) از پيامبران و مقرّبان و اوصياء و تصديق‏ كنندگان رسولانت بودند، و اين‏كه مرا به خاطر اين امامى كه در محضرش هستم ببخشى.

و گونه ‏ات را بر روى قبر مطهّر بگذار و بگو:

أَللَّهُمَّ بِمَحَلِّ هذَا السَّيِّدِ مِنْ ‏طاعَتِكَ، وَبِمَنْزِلَتِهِ عِنْدَكَ، لاتُمِتْني فُجْأَةً، وَلاتَحْرِمْني تَوْبَةً، وَارْزُقْنِي‏ الْوَرَعَ عَنْ مَحارِمِكَ ديناً وَدُنْياً، وَاشْغَلْني بِالْاخِرَةِ عَنْ طَلَبِ الْاوُلى، وَوَفِّقْني لِما تُحِبُّ وَتَرْضى، وَجَنِّبْنِي اتِّباعَ الْهَوى، وَالْاِغْتِرارَ بِالْأَباطيلِ وَالْمُنى.

   أَللَّهُمَّ اجْعَلِ السِّدادَ في قَوْلي، وَالصَّوابَ في فِعْلي، وَالصِّدْقَ وَالْوَفآءَ في ضَماني وَوَعْدي، وَالْحِفْظَ وَالْإيناسَ مَقْرُونينَ بِعَهْدي وَوَعْدي، وَالْبِرَّ وَالْإِحْسانَ مِنْ شَأْني وَخُلْقي.

   وَاجْعَلِ السَّلامَةَ لي شامِلَةً، وَالْعافِيَةَ بي مُحيطَةً مُلْتَفَّةً، وَلَطيفَ ‏صُنْعِكَ وَعَوْنِكَ مَصْرُوفاً إِلَيَّ ، وَحُسْنَ تَوْفيقِكَ وَيُسْرِكَ مَوْفُورا ً عَلَيَّ، وَأَحْيِني يا رَبِّ سَعيداً، وَتَوَفَّني شَهيداً، وَطَهِّرْنِي الْمَوْتَ وَما بَعْدَهُ.

   أَللَّهُمَّ وَاجْعَلِ الصِّحَّةَ وَالنُّورَ في سَمْعي وَبَصَري، وَالْجِدَةَ وَالْخَيْرَ في‏ طُرُقي، وَالْهُدى وَالْبَصيرَةَ في ديني وَمَذْهَبي، وَالْميزانَ أَبَداً نَصْبَ‏ عَيْني، وَالذِّكْرَ وَالْمَوْعِظَةَ شِعاري وَدِثاري، وَالْفِكْرَةَ وَالْعِبْرَةَ اُنْسي‏ وَعِمادي، وَمَكِّنِ الْيَقينَ في قَلْبي، وَاجْعَلْهُ أَوْثَقَ الْأَشْيآءِ في نَفْسي، وَأَغْلِبْهُ عَلى رَأْيي وَعَزْمي.

   وَاجْعَلِ الْإِرْشادَ في عَمَلي، وَالتَّسْليمَ لِأَمْرِكَ مِهادي وَسَنَدي، وَالرِّضا بِقَضآئِكَ وَقَدَرِكَ أَقْصى عَزْمي وَنِهايَتي، وَأَبْعَدَ هَمّي وَغايَتي،حَتَّى لا أَتَّقِيَ أَحَداً مِنْ خَلْقِكَ بِديني، وَلا أَطْلُبَ بِهِ غَيْرَ اخِرَتي، وَلا أَسْتَدْعِيَ مِنْهُ إِطْرآئي وَمَدْحي.

   وَاجْعَلْ خَيْرَ الْعَواقِبِ عاقِبَتي، وَخَيْرَ الْمَصايِرِ مَصيري، وَأَنْعَمَ الْعَيْشِ ‏عَيْشي، وَأَفْضَلَ الْهُدى هُدايَ، وَأَوْفَرَ الْحُظُوظِ حَظّي، وَأَجْزَلَ الْأَقْسامِ‏ قِسْمي وَنَصيبي، وَكُنْ لي يا رَبِّ مِنْ كُلِّ سُوءٍ وَلِيّاً، وَإِلى كُلِّ خَيْرٍ دَليلًا وَقآئِداً، وَمِنْ كُلِّ باغٍ وَحَسُودٍ ظَهيراً وَمانِعاً.

   أَللَّهُمَّ بِكَ اعْتِدادي وَعِصْمَتي، وَثِقَتي وَتَوْفيقي، وَحَوْلي وَقُوَّتي، وَلَكَ مَحْيايَ وَمَماتي، وَفي قَبْضَتِكَ سُكُوني وَحَرَكَتي، وَبِعُرْوَتِكَ ‏الْوُثْقَى اسْتِمْساكي وَوُصْلَتي، وَعَلَيْكَ فِي الْاُمُورِ كُلِّهَا اعْتِمادي ‏وَتَوَكُّلي، وَمِنْ عَذابِ جَهَنَّمَ وَمَسِّ سَقَرَ نَجاتي وَخَلاصي، وَفي دارِ أَمْنِكَ وَكَرامَتِكَ مَثْوايَ وَمُنْقَلَبي، وَعَلى أَيْدي ساداتي وَمَوالِيَّ الِ ‏الْمُصْطَفى فَوْزي وَفَرَجي.

   أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَاغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ، وَالْمُسْلِمينَ وَالْمُسْلِماتِ، وَاغْفِرْ لي وَلِوالِدَيَّ وَما وَلَدا وَأَهْلِ بَيْتي ‏وَجيراني، وَلِكُلِّ مَنْ قَلَّدَني يَداً مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ، إِنَّكَ ذُوفَضْلٍ عَظيمٍ. وَالسَّلامُ عَلَيْكَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ.(18)

خداوندا؛ به جايگاهى كه اين آقا از اطاعت تو دارد، و به مقام و منزلت او در درگاه تو، مرا ناگهانى نميران، و از توبه‏ كردن محروم مفرما، و ورع نسبت به آنچه از نظر دين و دنيا حرام كرده ‏اى روزى من گردان، و به جاى دنياطلبى مرا به كار آخرت ‏‏مشغول بدار، و به آنچه دوست دارى و مى ‏پسندى موفّق فرما، و از پيروى‏ كردن هواى‏ نفس، و مغرورشدن به كارهاى باطل و بيهوده و آرزوها بازبدار. خداوندا؛ راستى در گفتارم، و درستى در كردارم، و صدق و وفا در ضمان پاى‏بندى و مراقبت در عهد و پيمانم، و نيكى‏ و احسان را از منش و اخلاق من قرار بده، و سلامتى را شامل حالم گردان، و عافيت فراگير را كه همه وجودم را دربربگيرد به من عنايت كن، و لطف زيبا و ياريت را متوجّه من كن، و توفيق نيكويت و آسانيت را بر من فراوان فرما، و مرا - اى پروردگار من – سعادتمند زنده بدار، و شهيد بميران، و براى مرگ و پس از آن پاك گردان. خداوندا؛ صحّت و نور را در گوش و چشمم، و توانائى و دارائى و خير را در راهم، و هدايت و بينائى را در دين و مذهبم، و ميزان را همواره نظرم، و به يادداشتن و پندپذيرى را همچون لباس زير و رويم، و انديشيدن‏ و عبرت ‏گرفتن را انس و آرامش و اساس كارم قرار بده، و يقين را در قلب من قوى گردان، و آن را مطمئن‏ ترين چيز نزد من گردان، و آن را بر رأى و نظر و تصميم من چيره ساز،  و قرار بده تهذيب روحى را در عملم، و فرمانبردارى بى ‏چون و چرايت را بستر و تكيه‏ گاه من، و راضى ‏بودن به خواسته‏ و و مقدّراتت را نهايت عزم و اراده من، و بالاترين همّت و آرزوى من، تا آنجا كه از هيچ يك از آفريدگانت نسبت به دينم پروا نكنم، و به آن جز آخرت را نجويم، و مدح و ستايش خود را تمنّا ننمايم، و عاقبتم را بهترين عاقبت، و بازگشتم را بهترين بازگشت، و زندگيم را فراخ ‏ترين زندگى، و هدايتم را برترين هدايت، و بهره ‏ام را فراوان‏ترين بهره، و بيشترين قسمت‏ها را قسمت و نصيب من قرار بده، و براى من - اى پروردگار من - نسبت به هر بدى و خطر نگهبان باش، و به هر خير و خوبى راهنما و پيشوا و سوق‏ دهنده‏ و از هر ستمگر و حسودى بازدارنده و پشتيبان باش. خداوندا؛ اعتماد من و پناهم و اطمينانم و توفيقم و توانائيم و نيرويم به تو بستگى دارد، و زندگى‏ و مرگم براى تو است، و آرام‏ گرفتن و حركتم در اختيار تو است، و به ريسمان محكم تو چنگ ‏زدن و متّصل‏ گشتن من است، و بر تو در همه كارهايم تكيه و توكّل من است، و از عذاب جهنّم و رسيدن به آتش دوزخ نجات و رهائى من، و در خانه امن‏ و كرامت تو جايگاه و بازگشت من است، و بر دست سرورانم و عزيزانم خاندان مصطفى ‏عليهم السلام رستگارى و گشايش من است. خداوندا؛ بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و همه مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان مسلمان را بيامرز، و من و پدر و مادرم و آنچه بدنيا آورده ‏اند و اهل و عيالم و همسايگانم و هر مرد و زن باايمانى كه به من احسانى كرده بيامرز، كه تو صاحب فضل و بخشش فراوان هستى. و سلام بر تو و رحمت و بركات خداوندى بر تو باد.


18) مصباح الزائر: 460، المزار الكبير: 291، بحار الأنوار: 162/102.

 

    بازدید : 8468
    بازديد امروز : 48229
    بازديد ديروز : 299320
    بازديد کل : 150221295
    بازديد کل : 105530151