امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
(1) پيشگويى پيامبر اكرم‏ صلّى الله عليه وآله وسلّم دربارهٔ معاويه و...

(1)

پيشگويى پيامبر اكرم‏ صلّى الله عليه وآله وسلّم

دربارهٔ معاويه و...

   پيشگويى‏ هاى رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلبم درباره زمانِ آينده، براى راهنمايى و هدايت مردمان بوده است تا - همان‏گونه كه گفتيم - مردم بر اثر آشنا شدن با فتنه ها و حيله‏ هاى كر و كوركننده، خود را از گرداب هلاكت نجات بخشند و با پناه بردن به‏ خاندان وحى‏ عليهم السلام و پيروى از مكتب آنان در آرامش فكرى و روحى به سر برند و از اضطرابات، وسوسه‏ ها و نادانى‏ ها درامان باشند.

   پيغمبر خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم اين پيشگويى‏ ها را در زمان‏ هاى مختلف و به بيان ‏هاى گوناگون و در مناسبت ‏هاى متفاوت عنوان‏ مى‏ نمودند. گاهى به صورت كلّى خصوصيّات آينده را براى همگان بيان مى‏ نمودند و از آغاز رحلت خود تازمان قيام حضرت بقيّة الله الأعظم ارواحنا فداه را زمان فتنه ‏ها و امتحان‏ ها مى‏ ناميدند و مردمان آن زمان و زمان ‏هاى بعد را از گرفتارشدن به آن برحذر مى ‏داشتند، و گاهى زمان خاصّ يا موضوع خاصّى را عنوان مى ‏نمودند و درباره آن به مردم‏ هشدار مى‏ دادند.

   و گاهى نيز از افراد خاصّى نام مى‏ بردند و براى آگاهى و هشيارى مردم درباره آنان سخن مى‏ گفتند تا مردم بر اثر گفتارآن حضرت، راه را از چاه تشخيص دهند و گرفتار تزوير و چرب‏ زبانى‏ هاى حيله ‏گران تاريخ واقع نشوند.

   برخى از پيشگويى‏ هاى رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم دربارۀ افراد معيّن، گفتارهايى است كه از آن بزرگوار درباره شخصيّت جناب‏ عمّار روايت شده و در آن‏ها مردم را به انتخاب نمودن راهى كه عمّار گام نهاده دعوت نموده‏ اند.

   در برابر اين‏گونه افراد، از كسانى نام برده شده كه پيامبر اكرم‏ صلّى الله عليه وآله وسلّم با معرّفى آن‏ها سخت مردم را از پيروى نمودن از آنان بر حذر داشته ‏اند.

   به اين روايت توجّه كنيد:

   ابن ابى الحديد گويد: ابن ديزيل از عبدالله بن عمر، از زيد بن حباب، از علاء بن جرير عنبرى، از حكم بن عمير ثمالى - كه مادرش دختر ابوسفيان است - نقل مى‏ كند كه پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم روزى به ياران خود روى كرد و فرمود:

اى ابوبكر؛ چون خليفه شوى و اگر اين كار صورت گيرد چه مى‏ كنى؟

   گفت: اميدوارم اين كار هرگز صورت نپذيرد!

   رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود: اى عمر؛ اگر تو خليفه شوى چه مى‏ كنى؟

   گفت: اى كاش؛ سنگسار شوم كه در آن صورت گرفتار شر خواهم بود.

   فرمود:اى عثمان؛ اگر تو خليفه شوى چه مى‏ كنى؟

   عثمان گفت: خود مى‏ خورم و مى‏ خورانم و اموال را تقسيم مى‏ كنم و ستم نمى‏ كنم!

   رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود: يا على؛ اگر تو خليفه شوى چگونه رفتار خواهى كرد؟

گفت: به اندازه روزى و قوت خود مى ‏خورم و از قبيله (مسلمانان) حمايت مى ‏كنم و يك خرما را هم تقسيم مى‏ كنم ونواميس را پوشيده مى‏ دارم.

    پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود: هر آينه جملگى شما به زودى والى مى‏ شويد و به زودى خداوند اعمال شما را خواهد ديد.

سپس فرمود: معاويه؛ تو هنگامى كه خليفه شوى چه خواهى كرد؟

   گفت: خدا و رسولش داناترند!

فرمود: تو اساس و رأس همه ويرانى‏ ها و كليد ستم‏ هاى گسسته و پيوسته هستى. كار زشت را نيكو و كار نيكو را زشت‏ مى‏ شمارى؛ آن‏چنان كه كودك در آن بزرگ، و بزرگ در آن سالخورده مى‏ شود. مدّت تو اندك ولى ستم تو بزرگ خواهد بود!

   همچنين ابن ديزيل از عمر بن عون، از هيثم، از ابوفلج، از عمرو بن ميمون نقل مى‏ كند كه گفته است:

   عبداللَّه بن مسعود مى‏ گفت: چگونه خواهيد بود وقتى كه فتنه ‏اى را ببينيد كه در آن شخص بزرگ، سالخورده و كودك، بزرگ مى‏ شود و آن فتنه، چنان ميان مردم جريان پيدا مى‏ كند كه آن را سنّت مى ‏پندارند و چون فتنه تغيير پيدا كند، گفته‏ مى‏ شود اين كار زشت است.

   يعنى معاويه و جانشينانش آن‏چنان در دين بدعت مى‏ گذارند كه دين از مسير خود خارج شود و چون دوران حكومتشان‏ پايان پذيرد و كسى بخواهد بدعت‏ها را از بين ببرد، مردم آن‏چنان با اين بدعت‏ها انس گرفته ‏اند كه زدودن آن را زشت‏ شمارند، به طورى‏ كه وقتى عمر بن عبدالعزيز در زمان حكومتش، سبّ اميرالمؤمنين على ‏عليه السلام را از خطبه‏ هاى نماز حذف‏ كرد، مردم شام آن را زشت شمردند.(1)

   در برابر پرسش ‏هاى پيغمبر اكرم‏ صلى الله عليه وآله وسلم - كه در اين روايت آمده است - ابوبكر آرزو مى ‏كند كه به حكومت نرسد، عمر اظهار آرزو مى‏ كند كه اى كاش سنگسار شود و حاكم نشود وگرنه گرفتار شر مى‏ شود و عثمان سخن از خوردن به ميان ‏مى‏ آورد و مى‏ گويد: خود مى ‏خورم و به ديگران مى خورانم... ، و گفتار آن‏ دو گواه بر اين است كه خود را لايق حكومت‏ نمى ‏دانستند.

   و حضرت على‏ عليه السلام مى‏ گويند: به اندازه قوت خود مى‏ خورم و از مسلمين حمايت مى ‏كنم و... .

   و پس از سئوال از معاويه او طفره مى‏ رود و از كردار خود چيزى نمى‏ گويد.

   اين روايت را حكم بن عمير - كه خواهرزاده معاويه است - نقل كرده و پسر عمر با دو واسطه آن را از او روايت كرده ‏است.

   بنابراين روايتِ پسر عمر، چون عمر خود را لايق خلافت نمى ‏دانسته، گفته است: اى كاش؛ سنگسار شوم و به‏ خلافت نرسم.

   اى كاش؛ همه مسلمانان كه خود را پيرو مكتب اسلام و تابع رسول اكرم‏ صلّى الله عليه وآله وسلم مى‏ دانند، از اين پيشگويى - كه در كتب ‏اهل سنّت نقل شده - درس مى ‏گرفتند، و آخرت خود را به دنياى فانى‏ شده ديگران نمى‏ فروختند.

   رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلم كه هميشه از منبع وحى سخن گفته ‏اند پيشگويى بسيار مهمّ خود را كه بايد درس بزرگى براى همه‏ مسلمانان باشد بيان نموده و سيماى كريه و در پرده پوشيده شده معاويه را براى همگان آشكار ساخته‏ اند.

_______________________________________

1) اعجاز پيامبر اعظم‏ صلّى الله عليه وآله وسلّم در پيشگويى از حوادث آينده: 372.

 

 منبع: معاویه ج 1 ص 239

 

 

بازدید : 2285