(10)
مخالفت ایرانیان با معاویه و یزید و طرفداری از امام حسین علیه السلام
جهانگردان و شرق شناسان داستانى از ايرانيان نقل مى كنند كه در حكومت معاويه و يزيد چند دژ تسخير ناپذير وجود داشت كه حكّام معاويه و يزيد نتوانستند در آن دژها رخنه كنند. يكى از دژها مازندران و ديگرى گيلان بود.(3189)
در سال شصتم هجرى نماينده اى از طرف حضرت حسين بن على عليهما السلام وارد شهررى شد و در باغ بهار با «گيو» پسر رستم فرّخ زاد و «كارن» اسپهبد مازندران و «توژ» اسپهبد گيلان ملاقات كرد و اطّلاع داد كه امام عليه السلام از اوضاع ناراضى است و تصميم به قيام دارد، تا اين دستگاه ظلم و جور را از ميان بردارد.
«اسپهبدان ايرانى آمادگى خود را براى كمك و استقبال از امام حسين عليه السلام به وسيله نامه اعلام كردند و قرار شد سپهبد «گيو» همراه نماينده امام به كوفه در بين النهرين برود و سپهبدان ايرانى با افراد خود در راه كمك به امام حسين عليه السلام از مال و جان دريغ نكنند.
«بارتولومو»، نويسنده ايتاليايى پس از ذكر مطالب فوق، تاريخ اين ملاقات را نيز جمادى الآخر سال 60 هجرى مطابق مارس 679 ميلادى مى داند.
«مارسلين»، يكى ديگر از شرق شناسان نيمه اوّل قرن بيستم عقيده دارد زنى كه به سمت سفارت در باغ بهار حضور يافت، «شهربانو» همسر امام حسين عليه السلام و مادر امام زين العابدين عليه السلام بوده است.
«بارتولومو» عقيده دارد ايرانيان در سال شصتم هجرى آماده شدند كه به امام حسين عليه السلام كمك كنند تا وى به ايران بيايد و پادشاه ايران شود. لذا طرفدارى ايرانيان از امام حسين عليه السلام از دو منبع ملّى و مذهبى سرچشمه مى گرفت.(3190)
3189) در گيلان سكنه محلّى، حضرت علىّ بن ابى طالب عليه السلام را به لقب «رشت»؛ يعنى دانشمند فرزانه مى خواندند، وبعد از او اين لقب را به امام حسن عليه السلام و آنگاه به امام حسين عليه السلام داده شد و هنوز اين كلمه در گيلان بر زبانها مى باشد وحاكم نشين گيلان «رشت» است.
3190) شيعه در تاريخ ايران: 130.
منبع: معاویه ج ... ص ...








