(3)
گريه خاندان عمر در مرگ خالد
عمر خالد بن وليد را فرماندارى رُها، حرّان، رَقَّه، تَلّ مَوْزَن (1) و آمِد داد پس يك سال آنجا بماند سپس مستعفى شد و استعفاى او را پذيرفت و خالد به مدينه آمد و چند روزى آنجا اقامت گزيد و سپس خالد در مدينه مرد.
به قول واقدى خالد بن وليد در حمص درگذشت و به عمر وصيّت كرد و چون خبر مرگش به عمر رسيد، حفصه و خاندان عمر بر او گريستند و گريه ايشان بر او بسيار شد. پس عمر گفت: اين زنان را سزاوار است كه بر ابوسليمان گريه كنند و خود در مرگ او بى تابى كرد. (2)
اگر گریه برای خالد بن ولید سزاوار است چرا گریه برای اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه وآله را پسندیده نمی دانند؟!!
__________________________
1) شهرى ميان رأس عين و سروج كه ميان آن و رأس عين در حدود ده ميل راه است (مراصد الإطّلاع).
2) تاريخ يعقوبى: 46/2.
منبع: یادداشت های چاپ نشدۀ شخصی ص 956








