(2)
جنگ صفّین
و نيز در مجالس از عبداللَّه و او از پدر خود شريك نقل نموده كه مى گفت كه چون حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام اهل جمل را شكست داد فرمود كه از عقب گريخته ها نروند و جراحت رسيدگان را نكشند و هر كس كه درِ خيمه خود را فرو بندد ايمن باشد و چون جنگ صفين روى داد امر فرمود كه هر كس از لشكر مخالف رو به هزيمت نهد او را نيز بكشند و كار مجروحان ايشان را تمام كنند و بكشند.
در اين مرتبه ابان بن تغلب گفت كه چه مى گوى در اين دو كار مختلف در اين دو حرب كه از حضرت امير واقع شد؟
پس من در جواب گفتم كه چون در حرب جمل رئيس فرقه ياغيه طلحه و زبير بودند و ايشان هر دو كشته شدند و فتنه فرو نشست و حق به جاى خود قرار گرفت در كشتن بقيّة السيف مصلحت نديده و در حرب صفين چون معاويه كه رئيس ياغيان بود باقى بود وجود هر يك ازهزيمتيان و مجروحان لشكر او را در تقويت فساد او دخل تمام بود لاجرم حكم به قتل آنها نمود.
اين ناچيز گويد: كه الحق والإنصاف كه شريك در جواب ابان كلامى متين گفته و درّى ثمين سفته است.(163)
163) گلزار اكبرى: 286.
منبع: نوشته های چاپ نشدۀ شخصی ص 120








