(10) از اموال پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم (ارثيّه)

(10)

از اموال پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم (ارثيّه)

   واقدى از معاوية بن عبداللَّه بن عبيداللَّه بن ابورافع نقل مى ‏كند كه مى‏ گفته است : پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم تعدادى ماده ‏شتر شيرده داشت كه يك مرتبه هم در منطقه غابَة هدف ‏غارت دشمن قرار گرفت.

(10)

از اموال پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم (ارثيّه)

   واقدى از معاوية بن عبداللَّه بن عبيداللَّه بن ابورافع نقل مى ‏كند كه مى‏ گفته است : پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم تعدادى ماده ‏شتر شيرده داشت كه يك مرتبه هم در منطقه غابَة هدف ‏غارت دشمن قرار گرفت.

   گويد: تعداد آن‏ها بيست شتر بود و خانواده پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم از شير آن‏ها تغذيه‏ مى ‏كردند و همه شب دو مشك بزرگ شير مى ‏آوردند، برخى از آن‏ها بسيار پرشير ودوشا بودند از جمله حَنّاء، سَمْراء، عَرِيْس سَعْديّة، بَغُوم، يَسِيْرَة و دَبّاء، نام‏هاى‏ ناقه ‏هاست.

   محمّد بن عمر واقدى از هارون بن محمّد از پدرش، از نَبْهان - آزادكرده امّ سلمة - نقل مى ‏كرد كه امّ سلمه  مى ‏فرموده است: بيشتر بلكه تمام خوراك ما در خدمت رسول‏ خدا صلى الله عليه وآله وسلم شير بود، رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم چند ناقه دوشا داشت كه در منطقه غابه - بيشه‏ نزديك مدينه - بودند و هر يك از آن‏ها را به يكى از زنان خود اختصاص داده بود، ناقه‏ اى كه نامش عَرِيس بود به من تعلّق داشت و آنچه شير مى‏ خواستيم فراهم بود، براى عايشه هم ناقه سمرا اختصاص داشت كه اگرچه پرشير بود ولى به اندازه ناقه من ‏شير نداشت، ساربان آن‏ها را به چراگاه جوانيه مى ‏برد و شامگاه بر در خانه مى‏ آورد وآن‏ها را مى ‏دوشيدند، ناقه مخصوص پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم پرشير بود و به اندازه ناقه من بلكه ‏بيشتر شير مى‏داد.

   واقدى از موسى بن عبيدة، از ثابت آزادكرده امّ سلمة، از امّ سلمه  نقل مى ‏كند كه ‏مى ‏گفته است: ضحّاك بن سفيان كِلابى ناقه‏ اى دوشا به رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم تقديم كرد كه‏ نامش بُرْدَة بود.

   گويد: شترى بهتر از آن نديده بودم به اندازه دو شتر شير مى ‏داد و شامگاه آن را بر در خانه ما مى ‏آوردند، هند و اسماء آن را به چرا مى ‏بردند، گاهى در احد و گاهى درجماء، و آن را كه به خانه مى‏ آوردند به اندازه يك چادر هم برگ و شاخه برايش‏ مى ‏آوردند و آن تمام شب را در علف به صبح مى ‏آورد، پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم غالباً آن را براى‏ ميهمانان خود مى ‏دوشيد و آنان همگى كاملاً سير مى ‏شدند، و اضافه آن را هم ميان ما تقسيم مى ‏فرمود، صبح‏ها هم شير خوبى مى ‏داد.

   واقدى از عبدالسلام بن جبير، از پدرش نقل مى‏ كند كه مى‏ گفته است: پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم‏ هفت ماده شتر دوشا در ناحيه ذى الجَدْر داشت، در ناحيه جماء هم چند شتر شيرى ‏داشت و شير آن‏ها را براى ما مى‏ آوردند، ناقه ‏اى به نام مهره، ديگرى به نام شقراء، وديگرى به نام دَبّاء. مهره را سعد بن عُبادة از ميان شتران بنى عُقَيل برگزيده و فرستاده ‏بود، شقراء و دباء را پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم در بازار نَبَطْ از بنى‏ عامر خريده بودند، برده، سمراء، عَريس، يسيرة و حناء را همه شب مى ‏دوشيدند و شير آن‏ها را مى ‏آوردند. يسار غلام ‏پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم ساربان آن‏ها بود كه كشتندش، در شبيخون و غارت دشمن كشته شده ‏است.

   واقدى از سليمان بن بلال، از يحيى بن سعيد، از سعيد بن مسيّب نقل مى ‏كند: در شبى كه يسار كشته شده بود و شير براى پيامبر نياوردند، آن حضرت فرمود: خداوند كسانى را كه امشب خاندان محمّد صلى الله عليه وآله وسلم را تشنه گذاشتند، تشنه كناد.

      بزها و گوسپندهاى شيرى رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم

   محمّد بن عمر واقدى از زكريّاء بن يحيى، از ابراهيم بن عبداللَّه كه از فرزندزادگان‏ عُقْبة بن غَزْوان است نقل مى ‏كند كه مى ‏گفته است: پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم هفت گوسپند شيرى به‏ نام‏هاى عَجْوَة، زَمْزَم، سُقْيا، بَرَكَةْ، وَرِسَة، اِطْلال و اِطْراف داشتند.

   واقدى از ابواسحاق، از عباد بن منصور، از عكرمة، از ابن عبّاس نقل مى‏ كند: پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم داراى هفت بز شيرى بودند كه امّ‏ ايمن آن‏ها را مى‏ چراند.

   واقدى از عبدالملك بن سليمان، از محمّد بن عبداللَّه بن حصين نقل مى كرد: گوسپندان شيرى رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را در احد مى‏ چراندند، و همه شب آن‏ها را به‏ خانه‏ اى كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم بود مى ‏آوردند.

   واقدى از ابوبكر بن عبداللَّه بن ابوسيرة، از مسلم بن يسار، از وجيهة كنيز آزادكرده‏ امّ سلمه  نقل مى ‏كرد كه مى ‏گفته است: از امّ سلمه  پرسيدم: آيا رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم ‏صحرانشينى هم مى ‏فرمود؟

   گفت: به خدا سوگند؛ تا آنجا كه من مى ‏دانم نه، ولى ما هفت بز داشتيم كه چوپان ‏گاهى آن‏ها را در احد و گاهى در جماء به چرا مى ‏برد و شب‏ها آن‏ها را پيش ما مى ‏آوردند، شتران دوشايى هم در ذى الجَدْر و در غابَة داشت كه شير آن‏ها را هم پيش ‏ما مى ‏آوردند و شير گوسپند و شتر بيشترين خوراك ما بود.(1994)

1994) طبقات: 464/1.

 

منبع: معاویه ج ... ص ...