(2) دربارۀ سفر حضرت امام رضا علیه السلام از مدینه به مرو

(2)

درباره سفر حضرت امام رضا علیه السلام از مدینه به مرو

علىّ بن ابراهيم گفت: ياسرِ خادم هنگامى كه بعد از وفات‏ حضرت امام رضا عليه السلام‏ از خراسان بازگشت، همه اخبارش را بازگو كرد.

(2)

دربارۀ سفر حضرت امام رضا علیه السلام

از مدینه به مرو

علىّ بن ابراهيم گفت: ياسرِ خادم هنگامى كه بعد از وفات‏ حضرت امام رضا عليه السلام‏ از خراسان بازگشت، همه اخبارش را بازگو كرد.

و نيز علىّ بن ابراهيم گفت: ريّان بن صلت ـ كه از اطرافيان حسن بن سهل بود ـ برايم حديث كرد و گفت: پدرم از محمّد بن عرفه و صالح بن سعيد حديث كرد كه تمامى اينها اخبار حضرت امام رضا عليه السلام‏ را بازگو نموده ‏اند و گفته‏ اند:

هنگامى كه آن خلع‏ شده (يعنى امين) بركنار شد و مأمون زمام قدرت و رياست را در دست گرفت، به‏ حضرت امام رضا عليه السلام‏ نامه نوشت و آن حضرت را به خراسان دعوت كرد.

امام براى او عذر مى ‏آورد و از رفتن خوددارى مى‏ نمود، ولى مأمون به درخواست خويش ادامه مى‏ داد و پيوسته مكاتبه مى‏ كرد تا آن‏كه‏ حضرت امام رضا عليه السلام‏ دانست كه او دست‏بردار نيست، به ناچار از مدينه خارج شد در حالى كه فرزندش ابوجعفر عليه السلام سنّ مباركش هفت سال بود.

مأمون نوشت كه از راه كوفه و قم حركت نكن، لذا آن حضرت را از راه بصره و اهواز و فارس عبور دادند تا به‏ مرو رسيد، پس چون امام عليه السلام به‏ مرو رسيد مأمون امر خلافت و امارت را به امام عليه السلام پيشنهاد كرد، و امام عليه السلام نپذيرفت، و گفتگوهاى فراوانى در مورد آن شد و تا دو ماه اين گفتگوها جريان داشت و مأمون اصرار مى‏ ورزيد و امام عليه السلام از پذيرفتن خوددارى مى‏ نمود، لذا يك مرحله پائين آمد و ولايتعهدى را پيشنهاد كرد و امام عليه السلام فرمود:.

با شروطى كه از تو مى‏ خواهم آن را مى ‏پذيرم.

مأمون عرض كرد: هر شرطى كه مى‏ خواهى بخواه، امام عليه السلام نوشت:

من در امر ولايتعهدى وارد مى ‏شوم به شرط آنكه هيچگونه امر و نهى نداشته باشم، قضاوت نكنم، و چيزى را تغيير ندهم و از همه اين امور اجرائى معاف باشم.

(1) جامع أحاديث الشيعة: 7/ 181، وسائل الشيعة: 5/ 105، بحار الأنوار: 90/ 362 .

 

منبع: صحيفۀ رضويّه ص 269