امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
8) قتيبة بن مسلم و سليمان بن عبدالملك

8) قتيبة بن مسلم و سليمان بن عبدالملك

   چون قتيبه بر آن شد كه سليمان را بركنار سازد، با برادران خود به رايزنى‏ پرداخت. برادرش عبدالرحمان به او گفت: گروهى را جدا ساز و هر كه را كه از او مى ‏ترسى در آن بگنجان و روانه كن و دسته ديگرى را به مرو فرست و روانه شو تا درسمرقند فرود آيى. به همراهان خود بگوى: هر كه ماندن را دوست دارد به نامه ‏نگارى‏ پردازد و هر كه مى‏خواهد برود، زورى بر او نباشد. در نزد تو تنها نيكخواهان بمانندو هيچ‏كس با تو از در ناسازگارى درنيايد.

   برادرش عبداللَّه به او گفت: او را در همين‏جا بركنار ساز كه هيچ‏كس از فرمان توسر برنتابد.

   او در همانجا سليمان را بركنار كرد و مردم را به سر تافتن از فرمان وى خواند وزشت‏ رفتارى گذشتگان سليمان و رفتار نكوهيده خود او با ايشان را يادآورد شد.هيچ‏كس به او پاسخ نداد. او برآشفت و گفت: خدا گرامى ندارد آن را كه شما يارى‏ كنيد! به خدا شما پيرامون بزى فراهم آمديد و نتوانستيد شاخ او را بشكنيد. اى‏ فرومايگان؛ و نمى‏گويم اى فرازنشينان بى‏ سر و پايان زكات خوار؛ چنان‏كه اشتران‏ زكات را فراهم آورند، شما را از هر كران فراهم آوردم.

اى مردم بكر بن وايل؛ اى‏ خداوندان بادبروت و دروغ و زفتى؛ به كدام كار خود مى‏نازيد؟ به جنگ‏تان يا به ‏آشتى‏تان؟! اى پيروان مسيلمه دروغ زن؛ اى بنى ‏ذميم و نمى‏گويم بنى‏ تميم، اى‏ هماوردان باده‏ گسارى و پيروان بيدادگرى؛ به روزگار جاهلى نيرنگ‏بازى را زرنگى‏ مى‏خوانديد. اى پيروان سجاح ]پيروان زنِ پيامبر نماى دروغين[؛ اى مردم سنگدل‏ عبدالقيس؛ به جاى نرينه زدن خرمابنان، لگام‏هاى اسبان را برگرفتيد. اى مردم ازْد؛ به‏ جاى ريسمان‏هاى ستبرِ كشتى، رشته زرّين سواركارى به دست آورديد. اين در آيين ‏اسلام كارى نكوهيده است. تازيان؛ خود اين تازيان چه باشند كه نفرين خدا بر ايشان ‏باد. اى آشغال ‏هاى دو شارسان؛ از رويشگاه «قَيْصوم»(1) و گياه درمنه گردتان آوردم كه ‏بر گاوان و خران سوار مى‏شديد. چون فراهم آمديد، چنين و چنان گفتيد. به خدا كه‏ شما را مانند گياه كرت بر هم پيچانم. در پس اين «صِلّيان»(2) غريو شيران است.

   اى خراسانيان؛ آيا مى‏دانيد چه كسى به فرماندارى بر سرتان آمده است؟ همانا كه ‏يزيد بن مروان بر سرتان فراز آمده است. هم‏ اكنون چنين مى‏بينم كه فرماندار تازه ‏فرا رسيده است و بر دارايى و خان و مان‏تان چنگ انداخته است. دورترين آماج راتيرباران كنيد. اين شاميان تا كى مى‏خواهند شما را بيوبارند؟

   اى خراسانيان؛ اندان مرا بازجوييد تا ببينيد كه از نگاه پدر و مادر و زادگاه و رأى ودين و آرمان عراقى ‏ام و شما در اين آسايش و آرامشيد كه خود مى‏بينيد. خداشارسان‏ها را به روى شما گشوده است و غنيمت‏هاى شما را ايمن بداشته است. زنى‏ سوار بر اشتر از مرو به خراسان مى‏شود بى‏ آنكه پروانه داشته باشد و آزار بيند. خدا رابر آسايش و آرامش سپاس گوييد و از او سپاس‏دارى و افزايش بخواهيد.

   آن‏گاه فرود آمد و به درون سراى خود شد. كسانش به نزد او آمدند و او رانكوهيدند و گفتند: هرگز تو را مانند امروز نديده بوديم.

   گفت: چون سخن گفتم و هيچ‏كس پاسخم نگفت، برآشفتم و ندانستم چه بر زبانم‏رفت.

   مردم برآشفتند و بر كنار كردن سليمان را ناخوش داشتند و از اين‏رو بر ستيز وبركنارى قتيبه همداستان شدند.(3)

----------------------------------------------

1) قيصوم: خيك يا مشك چوپان.

2) صليّان، گياهى كه خوردن آن را اشتر دوست مى‏دارد.

3) تاريخ كامل ابن اثير: 2832/6.

منبع : معاويه : ج ... ص ...

بازدید : 1021