(2)
به آتش کشیدن کعبه
معروف است كه پس از شهادت امام حسين عليه السلام، كارها در كوفه سخت گشت و قيامهاى نيرومندى پديدار گشت و دولت اموى دريافت كه اگر بانهايت خشنونت و سنگدلى با شورشيان مقابله نكند، اين شهر از چنگش به درخواهد شد. لذا سركش ترين و خشنترين كارگزاران خود همچون عبيداللَّه بن زياد و حجّاج بن يوسف ثقفى را بر آن مسلّط ساخت و در نتيجه كوفه درسايه ديكتاتورى هولناكى، به سر برد(286).(287)
بديهى است كه در ميان حاكمان اموى، يزيد از همه آنان خائنتر بوده وظلم و ستمى را كه او انجام داد هيچيك از بنى اميّه انجام ندادند.
پس از شهادت امام حسين عليه السلام و به آتش كشيدن كعبه و جريان حرّه، براىبسيارى از ملّت مسلمان آشكار شد كه بنى اميّه نه تنها جانشينان رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نيستند، بلكه دشمن دين و دشمن اهل بيت آن حضرت مى باشند.
حركتها و سخنانى كه در ميان مردم رواج مى يافت، حكومت بنى اميّه را تهديد نموده و آنان را به وحشت مى انداخت.
به اين جهت آنان نقشه هايى را اجرا نمودند تا مردم را آرام كنند، كوفه مركز اين گونه تحوّلات و تحرّكات بود. براى سركوب كردن تحوّلات در كوفه افرادى خشن مانند ابن زياد و حجّاج را والى آن ديار نمودند.
طرح ديگر براى خاموش نمودن اعتراضهاى مردم، ترويج از مرجئه گرى بود كه در مناطق گوناگون از آن تبليغ نموده و مردمان را معتقد به عقايد مرجئه نمودند.
286) وقعة صفّين: 319.
287) تاريخ طبرى: 38/5.
منبع: کتاب معاویه ج ... ص ...








