2) پیشنهاد ولایتعهدی از طرف مأمون لعنه الله به حضرت امام رضا
علیه السلام در مرو
در کتاب «صحیفۀ رضویه» چنین آمده است :
... چون امام عليه السلام به مرو رسيد مأمون امر خلافت و امارت را به امام عليه السلام پيشنهاد كرد، و امام عليه السلام نپذيرفت، و گفتگوهاى فراوانى در مورد آن شد و تا دو ماه اين گفتگوها جريان داشت و مأمون اصرار مى ورزيد و امام عليه السلام از پذيرفتن خوددارى مى نمود، لذا يك مرحله پائين آمد و ولايتعهدى را پيشنهاد كرد و امام عليه السلام فرمود:
با شروطى كه از تو مى خواهم آن را مى پذيرم.
مأمون عرض كرد: هر شرطى كه مى خواهى بخواه، امام عليه السلام نوشت:
من در امر ولايتعهدى وارد مى شوم به شرط آنكه هيچ گونه امر و نهى نداشته باشم، قضاوت نكنم، و چيزى را تغيير ندهم و از همه اين امور اجرائى معاف باشم.
مأمون شروط امام عليه السلام را پذيرفت، آنگاه كارگزاران و قضات و فرماندهان و سران لشكر و همه فرزندان عبّاس را دعوت كرد كه با آن حضرت به ولايتعهدى بيعت كنند، آنها بر او خروشيدند و اختلاف كلمه در ميان آنان پيدا شد.
مأمون اموال فراوانى به سران و فرماندهان بخشيد و همه آنان را راضى نمود جز سه نفر به نام هاى عيسى جلودى، علىّ بن عمران، و ابو يونس كه از بيعت با حضرت امام رضا عليه السلام سرباز زدند، لذا آنها را در زندان انداخت و بيعت صورت گرفت و اين خبر را به همه شهرها اعلام كردند و بر درهم و دينار به نام آن حضرت سكّه زدند و در منبرها خطبه بنام او خواندند، و مأمون در اين راه - براى انجام هدف شوم و پشت پرده اى كه قصد انجام آن را در آينده داشت - خرج فراوان و مال بسيارى مصرف كرد.
منبع : صحیفۀ رضویّه (مترجم) : 268








