(14) جوانى كه پدرش ناصبى بود در محضر امام باقر عليه السلام

(14)

جوانى كه پدرش ناصبى بود

در محضر امام باقر عليه السلام

   امام صادق عليه السلام مى‏ فرمايد:

(14)

جوانى كه پدرش ناصبى بود

در محضر امام باقر عليه السلام

   امام صادق عليه السلام مى‏ فرمايد:

شخص يكتاپرستى خدمت امام باقر عليه السلام آمد و از پدرش - كه ناصبى و فاسق بود - به‏ حضرتش شكايت كرد كه او به هنگام مرگش همه اموالش را پنهان نموده است.

امام باقر عليه السلام به او فرمود: آيا دوست دارى پدرت را ببينى و از مكان اموالش بپرسى؟

گفت: آرى، من نيازمند و فقيرم.

امام باقر عليه السلام با دست مباركش نامه ‏اى در ورق سفيدى نوشت و آن را مهر كرد، آنگاه ‏فرمود : امشب با اين نامه به قبرستان بقيع برو ، وقتى به وسط آن رسيدى صدا مى‏زنى :يا درجان !

آن مرد نامه را گرفت و رفت و فرمايش امام عليه السلام را انجام داد.

در اين هنگام شخصى آمد و نامه را به او داد ، وقتى خواند گفت : اگر مايلى پدرت را ببينى از جايت حركت نكن تا او را بياورم ، زيرا كه او در «ضجنان»(1) است .

او رفت و ديرى نگذشت كه به همراه مرد سياه چهره ‏اى آمد ، در گردن او ريسمان ‏سياهى بود ، او زبانش را بيرون آورده نَفَس مى ‏زد و شلوار سياهى بر تن داشت .

آن شخص رو به من كرد و گفت: اين پدر توست؛ ولى شعله‏ هاى آتش ، دود دوزخ وجرعه‏ هاى آب سوزان آن ، قيافه او را دگرگون ساخته است .

من از حال پدرم پرسيدم.

وى گفت: من دوستدار بنى اُميّه بودم تو دوستدار اهل بيت عليهم السلام ، به همين جهت از تو بدم مى ‏آمد و تو را از ثروتم محروم نموده و آنها را از تو پنهان كردم، من امروز پشيمانم، پس به باغم برو و زير درخت زيتون را بكَن و آن مال را - كه يكصد و پنجاه هزار است - بردار ، پنجاه هزار آن را به امام باقر عليه السلام بده و بقيّه مال خودت باشد.

راوى گويد : او طبق گفته پدرش انجام داد، امام باقر عليه السلام با آن پول قرضى را پرداخت ‏و با باقى ‏مانده آن زمينى خريد و آنگاه فرمود :

أمّا إنّه سينفع الميّت الندم على ما فرّط من حبّنا وضيّع من حقّنا بما أدخل‏ علينا من الرفق والسرور .

به زودى آن مرده‏ اى كه به خاطر كوتاهى كردنش در محبّت ما و ضايع كردن حقّ ما پشيمان گشته به جهت اين كه ما را خوشحال و مسرور نمود ، سود خواهد برد .(2)

 

1) ضجنان : نام كوهى در تهامه است.

2) المناقب : 193/4 و 194 ، بحار الأنوار : 267/46 ضمن ح 65 .

 

 

منبع: قطره اي از درياي فضائل اهل بيت عليهم السلام جلد دوم صفحه 571