«قطره ای از دریا» (1)
اجماع در سقیفۀ بنی ساعده!!
فهرست فصلها 331
متن فصل
اجماع در سقیفۀ بنی ساعده!!
نقل است که هنگام بیعت با ابوبکر در سقیفه نزدیک بود سعد بن عباده کشته شود و به نقل بخاری به سوی سعد هجوم برده می شود. در این هنگام یکی از یاران سعد میگوید: «مراقب سعد باشید که لهش نکنید! (به نقل بخاری: سعد را کشتید!)» و عمر میگوید: «او را بکشید، خدا او را بکشد!» به نقل طبری عمر بالای سر سعد میایستد و میگوید: «سعی داشتم آنگونه تو را له کنم که اعضایت از هم بپاشد!» و سعد ریش عمر را میگیرد و میگوید: «اگر فقط یک مو از ریشم بکَنی، بر نمیگردی مگر این که دندان سالم در دهانت نیست!» و بعد میگوید: «(اگر میتوانستم) تو را به همان قومی که در میانشان بودی و تبعیّت میکردی امّا مورد تبعیّت نبودی، ملحق میکردم.» پس از آن حباب بن منذر رو به انصار میگوید: «اگر بخواهیم اینها را از مدینه بیرون میکنیم.» عمر پاسخ میدهد: «در آن صورت خدا تو را بکشد.»
و حباب بن منذر هم در جواب او میگوید: «بلکه خودت کشته شوی!»(۱)
آیا این جمع، با این وضعیّت میتواند دوستانه باشد و آن را شورای حلّ عقد یا اجماع اھل حلّ و عقد بدانیم؟
(۱) رک صحیح بخاری: 8 / 27 - 28 ، تاریخ طبری: 2 / 459 .