معاويه (جلد اوّل)
پيشگوئى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به نقل «مروج الذهب»
فهرست فصلها 129
متن فصل
پيشگوئى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام
به نقل «مروج الذهب»
معاويه كسانى از ياران خود را به كوفه فرستاده بود كه مردن او را شايع كنند و مردم در اين باب سخن بسيار گفتند تا به اميرالمؤمنين على عليه السلام رسيد و در مجلس خود فرمود:
از مرگ معاويه بسيار سخن مى گوييد؛ به خدا نمرده است و نخواهد مرد تا قلمرو مرا نيز تصرّف كند. اين پسر جگرخواره مى خواهد اين را از من بشنود و كسى فرستاده تا مرگ او را ميان شما شايع كنند تا نظر مرا به يقين بداند كه آينده او چگونه خواهد بود؟
و سخن بسيار فرمود و روزگار معاويه و اخلاف او را از يزيد و مروان و فرزندان وى ياد كرد و از حجّاج و شكنجه اى كه به آنها خواهد كرد سخن آورد.
مردم فغان كردند و گريه و ناله بسيار شد و يكى از آن ميان برخاست و گفت: اى امير مؤمنان؛ حوادث بزرگى را يادكردى، تو را به خدا؛ همه اينها خواهد شد؟
اميرامؤمنين على عليه السلام فرمود:
به خدا؛ همه اينها خواهد شد كه به من دروغ نگفته اند، و من نيز دروغ نمى گويم.
بعضى ديگر گفتند: اى امير مؤمنان؛ اين چه وقت خواهد بود؟
فرمود:
وقتى اين رنگين شود. و يك دست خود را به محاسن و دست ديگر را به سر خود نهاد و مردم سخت بگريستند، آنگاه فرمود:
اكنون گريه مكنيد كه بعدها بر من بسيار خواهيد گريست؟
پس از آن، بيشتر مردم كوفه محرمانه درباره خود به معاويه نامه نوشتند و پيش وى وسيله برانگيختند! و روزى چندن گذشت كه اين حادثه (شهادت آن حضرت) رخ داد.(402)
402) مروج الذهب: 777/1.