فضيلت روز عيد غدير
احمد بن محمّد بن ابى نصر گويد : خدمت حضرت امام رضا عليه السلام شرفياب بودم و مجلس پر از جمعيّت بود ، درباره روز غدير صحبت به ميان آمد ، بعضى از حاضرين فضيلت آن را انكار كردند ، حضرت امام رضا عليه السلام فرمود :
پدرم از پدرش روايت كرده است كه فرمود :
إنّ يوم الغدير في السماء أشهر منه في الأرض ، إنّ للَّه عزّ وجلّ في الفردوس الأعلى قصراً لبنة من ذهب ولبنة من فضّة ، فيه مائة ألف قبة من ياقوتة حمراء ومائة ألف خيمة من ياقوت أخضر ترابه المسك والعنبر ، فيه أربعة أنهار : نهر من خمر ، ونهر من ماء ، ونهر من لبن ، ونهر من عسل . حواليه أشجار جميع الفواكه . عليه طيور أبدانها من لؤلؤ وأجنحتها من ياقوت تصوّت بألوان الأصوات .
فإذا كان يوم الغدير ورد إلى ذلك القصر أهل السموات يسبّحون اللَّه ويقدّسونه ويهلّلونه ، فتطاير تلك الطّيور فتقع في ذلك الماء وتتمرّغ على ذلك المسك والعنبر ، فإذا اجتمعت الملائكة طارت تلك الطيور فتنفض ذلك .
وإنّهم في ذلك اليوم ليتهادون نثار فاطمة عليها السلام ، فإذا كان آخر اليوم نودوا : إنصرفوا إلى مراتبكم فقد أمنتم من الخطأ والزّلل إلى قابل في مثل اليوم تكرمة لمحمّد وعليّ عليهما السلام .
روز غدير در آسمان بيش از زمين شهرت دارد ، براى خداوند عزيز بلندمرتبه در فردوس برين قصرى است كه يك خشت آن از طلا و خشت ديگر آن از نقره است ، در آن ، صد هزار قبّه از ياقوت سرخ و صد هزار خيمه از ياقوت سبز است و خاك آن مشك و عنبر است . در آن ، چهار نهر جارى است : نهرى از شراب پاك ، نهرى از آب ، نهرى از شير و نهرى از عسل . اطراف آن، درختان ميوه است و بر آن، پرندگانى نشستهاند كه بدن آنها از مرواريد و بالهاى آنها از ياقوت است و با صداهاى گوناگون آواز مىخوانند .
روز غدير كه فرارسد اهل آسمانها به آن قصر وارد شوند ، تسبيح و تقديس و تهليل خدا گويند ، پرندگان به پرواز درآيند و بر روى آن آب نشينند و در آن خاكى كه مشك و عنبر است بغلطند ، چون فرشتگان اجتماع كنند ، آنها پرواز كنند و آنچه با خود دارند فرو ريزند ، و آنچه بر سر حضرت زهرا عليها السلام ريختهاند به يكديگر هديه كنند ، و روز كه پايان پذيرد ندائى بلند شود :
به جايگاههاى خود بازگرديد كه تا سال آينده مثل امروز به خاطر گرامىداشت (حضرت) محمّد و على عليهما السلام از خطا و لغزش ايمن گشتيد .
سپس حضرت امام رضا عليه السلام رو به من كرد و فرمود :
يابن أبي نصر ؛ أينما كنت فاحضر يوم الغدير عند أميرالمؤمنين عليه السلام ؛ فإنّ اللَّه تبارك وتعالى يغفر لكلّ مؤمن ومؤمنة ومسلم ومسلمة ذنوب ستّين سنة ، ويعتق من النار ضِعف ما أعتق من شهر رمضان وليلة القدر وليلة الفطر ، وَلَدرهم فيه بألف درهم لإخوانك العارفين ، وأفضل على إخوانك في هذا اليوم وسُرّ فيه كلّ مؤمن و مؤمنة .
اى پسر ابى نصر ؛ در روز غدير هر كجا باشى خود را نزد اميرالمؤمنين عليه السلام برسان و آنجا حضور پيدا كن كه خداوندتبارك و تعالى گناهان شصت ساله هر زن و مرد مؤمن و هر زن و مرد اهل تسليم را بيامرزد ، و دو برابر مقدارى كه در ماه رمضان و شب قدر و شب عيد فطر از آتش آزاد كرده است در آن روز آزاد گرداند ، و براى هر درهم كه به برادران بامعرفت دهى هزار درهم پاداش دهد ، در اين روز نسبت به برادرانت احسان كن و هر مرد و زن مؤمنى را شادمان گردان .
سپس فرمود : اى اهل كوفه ؛ به شما خير فراوانى عنايت شده است و همانا برخى از شما از كسانى هستيد كه خدا دلهاى آنان را براى ايمان آزموده است ، آنها خوار شمرده شده و مورد قهر و غلبه قرار گرفته و امتحان شدهاند ، بلا بر ايشان سرازير مىگردد و سپس خداوندى كه برطرفكننده گرفتارىهاى بزرگ است آن را برطرف مىكند .
واللَّه لو عرف النّاس فضل هذا اليوم بحقيقته لصافحتهم الملائكة في كلّ يوم عشر مرّات.
به خدا قسم ؛ اگر مردم فضيلت اين روز را آنگونه كه هست مىشناختند فرشتگان با آنان هر روز ده مرتبه مصافحه مىكردند .(147)
كلام حضرت امام رضا عليه السلام
درباره خطبه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در روز غدير
فيّاض بن محمّد طوسى در سال 259 هجرى در سنّ نود سالگى در شهر طوس روايت كرده است كه در روز غدير شرفياب محضر حضرت علىّ بن موسى الرضاعليه السلام شدم ، عدّهاى از ياران خاصّ ايشان در خدمتش بودند ، امام عليه السلام آنها را براى افطار نگه داشته بود و خوراك و گندم و لباس و هدايا حتّى انگشتر و كفش براى خانوادههاى آنان فرستاده بود ، و احوال ايشان و اطرافيان ديگر را تغيير داده بود و وسيله هاى جديدى براى اينكه به عنوان عيدى بدهند بود و وسيله هايى كه از قبل براى عيدى دادن رسم بود نيز وجود داشت ، و آن حضرت پيوسته فضيلت آن روز و پيشينه آن را بيان مىكرد كه بخشى از سخنان ايشان چنين بود :
پدرم حضرت موسى بن جعفر ، از پدرش امام صادق ، و او از پدرش امام باقر ، و او از پدرش امام سجّاد ، و او از پدرش امام حسين عليهم السلام روايت كرد :
در سالهاى حكومت اميرالمؤمنين عليه السلام ، يك سال روز جمعه با عيد غدير مقارن گشته بود ، آن حضرت پنج ساعت كه از آن روز گذشت بر فراز منبر رفت و خدا را حمد و ثنا و ستايش نمود ؛ ستايشى كه مانند آن را كسى نشنيده بود ، و تمجيدى كرد كه كسى غير از او چنين تمجيدى نكرده بود ، و پس از آن ، سخنانى فرمود كه آنچه از آن سخنان محفوظ مانده ، چنين است :
ستايش سزاوار خداوندى است كه ستايش را بدون آنكه نيازى به ستايشگرانش داشته باشد راهى از راههاى اعتراف به الوهيّت و ربوبيّت و يكتائى خويش، و وسيلهاى براى افزودن رحمتش، و راهى براى جويندگان فضل و احسانش قرار داد، و حقيقت اعتراف را به اينكه او منعِم است بر آفريدگانش در باطن لفظ پنهان داشت گرچه بزرگ باشد .
و گواهى مى دهم كه خدائى جز خداوند يكتا نيست و شريكى ندارد، آنگونه گواهى كه از اخلاص باطنى سرچشمه گرفته و زبان به آن گويا گشته، عبارتى را كه از صداقت نهانى برآمده است كه او آفريننده ، به وجود آورنده ، صورت آفرين است، برايش نامهائى نيكو است، همانند او چيزى نيست ؛ زيرا هر چيزى از اراده و خواست او پديد آمده اند و لذا هيچگونه شباهتى با پديدآورنده ندارد .
و گواهى مىدهم كه محمّد بنده و فرستاده او است، او را در عالم ذر و قبل از آفرينش جهان از روى علم و آگاهى بر ديگر امّتها برگزيد و ويژگى داد و او با همنوعانش همانند نيست، او را به عنوان فرماندهنده و بازدارنده از طرف خودش انتخاب كرد و در هر كجاى عالم جانشين خود ساخت ؛ زيرا خداوند قابل مشاهده نيست ، ديدگان او را نمىبينند و خطورات فكر و انديشه او را در بر نمىگيرند و گمانهاى پنهان و پوشيده در اسرار نمىتوانند برايش مثالى بيابند .
خدائى جز او كه پادشاهى قدرتمند است وجود ندارد، اعتراف به نبوّت پيامبرش را با اعتراف به الوهيّت خويش مقرون ساخته ، و او را به خاطر گرامىداشت خود امتيازاتى بخشيد كه هيچيك از آفريدگانش را در آن شركت نداد ، و تنها او شايستگى آن را دارد كه از خواصّ و اهل خلّت و دوستى ويژه باشد ؛ زيرا آنكه دگرگونى )تغيير در عقيده( با او آميخته گردد از خواصّ نباشد ، و كسى كه دچار شك گردد شايسته خلّت و دوستى ويژه نباشد .
و مردمان را دستور داد كه بر او درود فرستند و با اين فرمان ، كرامت وى را افزون نمود و راهى به سوى اجابت براى دعا كننده گشود، پس خداوند بر او درود فرستد، گرامىاش دارد، شرافت بخشد و بزرگ بدارد، و آنقدر افزون گرداند كه پايانى برايش نباشد و براى هميشه پيوسته باشد و قطع نگردد و همانا خداوند تبارك و تعالى پس از پيامبرش - كه درود خداوند بر او و آل او باد - گروهى از خاصّان را از ميان آفريدگانش براى خويش برگزيد، آنان را به برترى خود برترى بخشيد، و تا مرتبه او بالا برد، و آنان را دعوتكننده حقيقى به سوى خود و راهنمايانى كه در هر دوران و زمانى به او ارشاد كنند قرار داد.
آنان را در عالم پيشين پيش از هر آفريده و پديد آمده به صورت نورهايى آفريد و آنان را به ستايش خود گويا ساخت و سپاس و تمجيد خود را به آنها الهام نمود و حجّت قرار داد بر هر كه به مالك ربوبيّت و سلطان عبوديّت اعتراف دارد، و به وسيله آنان زبان كسانى را كه گنگ بود و توانائى گفتن نداشت به انواع لغتها گويا ساخت تا به خداوندى او اعتراف كنند و اينكه او پديدآورنده آسمانها و زمين است.
و ايشان را بر آفرينش خود گواه گرفت و آنچه از امر و فرمان خود خواست به عهده ايشان نهاد، آنان را مترجم خواسته خود وزبان بيان كننده ارادهاش قرار داد، بندگانى كه «در گفتار بر او پيشى نمىگيرند ، به دستور او عمل مىكنند ، او آنچه پيش روى آنان و آنچه پشت سر ايشان است مىداند ، و جز براى كسانى كه او بپسندد شفاعت نمىكنند و خود از ترس او هراسانند»(148) .
به احكام او حكم مىكنند و سنّت او را اجرا مىنمايند و حدود او را برپا مىدارند و آنچه واجب فرموده انجام مىدهند . او آفريدگان را در مبهمات ناشنوا و در تاريكىها همچون گنگها رها نكرده است ، بلكه براى آنان خردهائى قرار داده كه با ظاهر ايشان آميخته و در كالبدهايشان پخش گرديده و در جان آنان استوار ساخته و حواسّشان را برده آن گردانيده، پس به وسيله آن بر گوشها ، ديدگان ، افكار و خاطرهها اقرار گرفت و آنان را به وسيله آن پاىبند حجّتش نمود و راهش را به آنان نشان داد. وآنان را از آنچه با زبانهاى رسا گواهى داده به آنچه پايدار ساخته در آن از قدرت و حكمتش گويا ساخته، و به وسيله آن نزد ايشان بيان كرد «تا كسى كه بايد هلاك شود با دليل روشن هلاك گردد و كسى كه زنده گرديده با دليلى واضح زنده باشد و خداوند بدون ترديد شنوا و دانا است»(149) .
اى گروه مؤمنان ؛ امروز خداوند تبارك و تعالى دو عيد بزرگ ارزشمند را براى شما فراهم آورده است ؛ دو عيدى كه هر كدامش جز به ديگرى استوار نمىماند تا آنكه كار نيكو و لطف خود را نزد شما كامل گرداند و شما را به راه رشدش آگاه نمايد و پيرو آثار روشن جويندگان به نور هدايتش فرمايد، و شما را در راه اعتدالش راه برد، و بخشش گوارايش را بر شما فراوان كند، پس جمعه را هنگام تجمّع و گردآمدن قرار داد و بسوى آن فراخواند تا آنچه پيش از آن بوده پاك گرداند و آنچه كاسبىهاى بد از آن جمعه تا اين جمعه ايجاد كرده از آلودگى، شستشو دهد، و يادآور مؤمنان و بيانگر بيم و هراس پرواپيشگان باشد ، و ثواب و پاداش اعمال را در آن دوچندان مقدارى كه براى اهل طاعت خود در پيش از آن مىبخشد قرار داده است ، و آن را ناتمام قرار داده مگر با انجام دادن آنچه به آن امر فرموده و خوددارى كردن از آنچه نهى كرده و بازداشته ، و گردن نهادن به اطاعتش در آنچه به سوى آن فراخوانده و تشويق نموده است . و او توحيدش را جز با اعتراف به نبوّت پيامبرش نمىپذيرد ، و هيچ دينى را جز با پذيرش ولايت آنكس كه به ولايت او فرمان داده قبول نمىكند . و اسباب طاعتش جز با چنگ زدن به دستآويزهاى او و دستآويزهاى اهل ولايتش فراهم نمىگردد .
پس خداوند در روز غدير (روزى كه به خاطر گرماى زياد آن ، زير درختان بزرگ يا چادر بزرگى گرد آمده بودند) بر پيامبرش - كه درود خدا بر او و آل او باد - نازل فرمود آنچه بيانگر خواست و اراده او در مورد خالصان و برگزيدگانش بود ، و دستور داد آن را ابلاغ نمايد و از اهل انحراف و نفاق بيمى به خود راه ندهد و برايش ضمانت كرد كه او را از آزار آنان حفظ فرمايد ، و از باطن پنهان اهل شك و درون اهل ارتداد و از دينبرگشته با رمز و اشاره پرده برداشت به گونهاى كه مؤمن و منافق آن را فهميد . پس روىگردان رو گردانيد و آنكه ثابت بود بر حقّ ثابت و استوار ماند ، نادانى منافقان و تعصّب خارجشدگان از دين زيادتر شد ، چنگ و دندان خود را تيز كردند ، بر بازوها فشار آوردند ، گويندهاى گفت ، فريادزنندهاى فرياد زد ، و در دام افتاد آن كس كه در دام افتاد ، و خارجشونده از دين به خروج خود ادامه داد .
گروهى با زبان بدون حقيقتى كه از ايمان سرچشمه گرفته باشد اعتراف كردند ، و گروهى با زبان و ايمان راستين اقرار نمودند ، و خداوند دين خود را كامل گردانيد و چشمان پيامبرش - كه درود خدا بر او و آل او باد - و چشمان مؤمنان و پيروان او را روشن گردانيد ، و شد آنچه بعضى از شما گواه آن بوديد و به برخى از شما خبرش رسيد و نشانه و حجّت نيكوى خداوند بر شكيبايان كامل گرديد .
و خداوند آنچه فرعون و هامان و قارون و لشكريان ايشان بنا نهاده و اصل و اساس قرار داده بودند ويران ساخت ، و عدّهاى پست و فرومايه از گمراهان باقى ماندند كه در تباهى مردم هيچ كوتاهى نمىكنند ، خدا آنان را در سرزمينشان هدف قرار مىدهد و آثارشان را از بين مىبرد ، و نشانههاى ايشان را از ميان برمىدارد ، و به زودى حسرتها و تأسّفها را به دنبال آنان روانه مىكند و آنان را به كسانى كه دست خود را به ستمكارى گشودند و گردنكشى كردند و بر دين خدا توانائى يافتند تا آن را دگرگون سازند و حكم خدا را تغيير دهند ملحق مىسازد ، و به زودى نصرت و يارى خداوند به سود محبوبش و به زيان دشمنش فرا مىرسد و »خداوند باريكبين و آگاه است« ، و كمتر از آنچه شنيديد شما را كفايت مىكند و رساننده است .
پس بينديشيد - خدا شما را رحمت كند - در آنچه خداوند شما را به سوى آن فرا خوانده و بر آن برانگيخته و تشويق نموده است . آهنگ راه او را بنمائيد و مسير روشن او را بپيمائيد »و از راههاى گوناگون پيروى نكنيد كه شما را از راه اصلى كه راه خدا است دور كند«(150) .
إنّ هذا يوم عظيم الشّأن ، فيه وقع الفرج ، ورُفعت الدّرج ، ووضحت الحجج .
وهو يوم الإيضاح والإفصاح عن المقام الصُّراح ، ويوم كمال الدّين ، ويوم العهد المعهود ، ويوم الشّاهد والمشهود ، ويوم تبيان العقود عن النّفاق والجُحود ، ويوم البيان عن حقايق الإيمان ، ويوم دَحْر الشّيطان ، ويوم البُرهان .
هذا يوم الفَصل الّذي كنتم تُوعدون ، هذا يوم الملإ الأعلى الّذي أنتم عنه معرضون ، هذا يوم الإرشاد ، ويوم مِحْنة العباد ، ويوم الدّليل على الرّوّاد .
هذا يوم أبدى خفايا الصّدور ومضمرات الاُمور ، هذا يوم النّصوص على أهل الخصوص .
هذا يوم شيث ، هذا يوم إدريس ، هذا يوم يوشع ، هذا يوم شمعون ، هذا يوم الأمن المأمون .
هذا يوم إظهار المصون من المكنون ، هذا يوم إبلاء السّرائر .
بدون ترديد امروز روزى است كه شأن آن عظيم است و موقعيّتهاى خطيرى دارد ، در آن گشايش اتّفاق افتاد ، درجهها و مراتب بالا برده شد ، و حجّتها واضح و آشكار گرديد .
امروز روز واضح ساختن و پرده برداشتن از مقام پاك امامت است ، روز كامل شدن دين است ، روز آن عهدى است كه از ديرزمان بسته شده ، روز گواه و گواه گرفتهشده است ، روز آشكارشدن پيمانها و قراردادهايى است كه از روى نفاق و انكار حقايق بسته شده ، روز بيان حقيقت ايمان است ، روز راندن و دور كردن شيطان و روز دليل روشن و آشكار است .
امروز روز جداسازى است كه شما وعده داده مىشديد ، امروز روز خبر بزرگ است كه شما از آن روى برمىگردانيد ، روز ارشاد و راهنمايى است ، روز آزمايش بندگان است ، روز دليل بر جستجوگران و رهپويان است .
امروز روز ظاهرشدن پنهانىهاى سينهها و كارهاى پوشيده است ، روز نصّ و تصريح صريح بر اهل شايستگى و خاصّان است .
امروز روز «شيث» است ، روز «ادريس» است ، روز «هود» است ، روز »يوشع« است ، روز »شمعون« است ، (كنايه از اينكه روز تعيين وصىّ و جانشين است) .
امروز روز امنى است كه ايمن شده ، روز ظاهر كردن چيزى است كه مصون و محفوظ مانده از پنهانىها ، روز پرده برداشتن از رازها و اسرار است .
پس امام عليه السلام پيوسته مىفرمود : امروز روزِ ، امروز روزِ... تا آنكه فرمود :
پس خدا را مراقب خود بدانيد و از او پروا كنيد و كلام او را بشنويد و فرمانش را اطاعت كنيد و از مكر و حيله پرهيز كنيد و با او نيرنگ نزنيد ، و درون خود را تفتيش كنيد و فساد نكنيد ، و با توحيد و يكتا دانستن او و اطاعت از آنكه دستور به اطاعت او داده به خدا تقرّب جوئيد »و به دستآويزهاى كافران چنگ نزنيد« و به گمراهى متمايل نشويد تا با پيروى از آنانكه خود گمراهند و مردمان را به گمراهى مىكشانند از راه رشد و هدايت دور و به بيراهه دچار شويد .
خداوند فرموده است - كه گويندهاى ارجمند است - در مورد گروهى كه آنان را در كتابش با مذمّت و سرزنش ياد كرده است كه گفتند :
«إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَكُبَرآءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبيلاَ × رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْناً كَبيراً» .(151)
ما اطاعت كرديم سروران و بزرگان خود را و آنها ما را گمراه ساختند × پروردگارا ؛ آنان را دوچندان عذاب كن و مورد لعن فراوان خويش قرار بده .
و خداوند تبارك و تعالى فرمود : هنگامى كه در ميان آتش احتجاج مىكنند ، اشخاص ضعيفِ ناتوان به مستكبرين و زورگويان مىگويند : ما پيرو شما بوديم ، آيا اكنون مىتوانيد چيزى از عذاب خدا را از ما دور كنيد ؟ گويند : اگر خدا ما را هدايت مىكرد ما هم به شما راه را نشان مىداديم .
آيا مىدانيد استكبار چيست ؟ استكبار ؛ رها كردن طاعت كسى است كه به اطاعت او فرمان داده شدهايد ، و بزرگى كردن بر كسى است كه به پيروى او فراخوانده شدهايد ، و قرآن زياد در اين مورد سخن مىگويد ، اگر شخص انديشمند در آن بينديشد او را از بدى بازمى دارد و پند مىدهد .
اى مؤمنان ؛ بدانيد خداوند عزيز و بلندمرتبه فرموده است :
«إِنَّ اللَّهَ يُحِّبُ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ» .(152)
بدون ترديد خداوند دوست دارد كسانى را كه در راه او به پيكار صف مىكشند كه گويا بنائى آهنين هستند .
آيا مىدانيد «راه خدا» چيست و چه كسى «راه او» است ؟ و چه كسى صراط او و طريق او است ؟
أنا صراط اللَّه الّذي من لم يَسلكْه بطاعة اللَّه فيه هُوي به إلى النّار ، وأنا سبيله الّذي نصبني للإتّباع بعد نبيّه صلّى اللَّه عليه وآله . أنا قسيم الجنّة والنّار ، وأنا حجّة اللَّه على الفجّار ونور الأنوار .
من صراط خدا هستم كه اگر كسى به خاطر اطاعت خدا آن را نپيمايد در آتش سرنگون گردد . و من راه او هستم كه براى پيروى كردن مردم پس از پيامبرش - كه درود خدا بر او و آل او باد - مرا منصوب كرد . من تقسيمكننده بهشت و دوزخم ، و من حجّت خدا بر بدكاران و نيكوكارانم ، و روشنىبخش نورها هستم .
پس از خواب غفلت بيدار شويد و پيش از فرارسيدن مرگ به كاركردن شتاب كنيد و به سوى آمرزش پروردگارتان پيشى بگيريد ، پيش از آنكه ديوارى زده شود كه باطن آن و داخلش رحمت و ظاهر آن و خارجش عذاب باشد (ميان مؤمنان و منافقان اين ديوار زده مىشود ؛ يكطرف آن كه داخل آن است مؤمنان و طرف ديگرش منافقان هستند) . پس هر چه ندا كنيد كسى نداى شما را نشنود و هر چه ضجّه زنيد و ناله و فرياد برآوريد كسى به نالههاى شما اعتنا نكند ، و پيش از آنكه استغاثه كنيد و كسى به داد شما نرسد به اطاعتها و انجام دستورات الهى شتاب كنيد ، پيش از آنكه وقت از دست برود و از بين برنده لذّتها - يعنى مرگ - به سراغتان آيد كه ديگر هيچ راه گريزى و هيچ چارهاى براى رهائى نباشد .
خداى شما را رحمت كند پس از پايان يافتن اين تجمّع و گردهمآئى با توسعهدادن بر اهل و عيال خود و نيكى كردن به برادرانتان آنها را ديدار كنيد و شكر پروردگار را به خاطر نعمتهائى كه به شما بخشيده بجاى آوريد ، گردهم آئيد خداوند پراكندگى شما را برطرف كند ، و به يكديگر نيكى كنيد خداوند اُنس و الفت شما را زياد گرداند ، و نعمتهاى الهى را به يكديگر هديه كنيد همانطور كه خداوند پاداش گوارائى كه چندين برابر عيدهاى پيش از آن و بعد از آن است به شما عطا كند ، و اين عطا و بخشش الهى تنها مخصوص امروز و مثل امروز است ، نيكى كردن در آن ، مال را بارور مىسازد و به عمر شما مىافزايد ، و مهر و محبّت و دلسوزى داشتن به يكديگر باعث جلب رحمت خدا و لطف او مىگردد ، پس خودتان شادمان باشيد و برادران خود را با لباس نيكو و بوى خوش و طعام دادن شاد گردانيد.
و از آنچه در توان داريد و جود و بخشش كردن از آنچه برايتان موجود است امكاناتى براى برادرانتان و اهل و عيالتان فراهم آوريد . گشادهروئى را در ميان خود آشكار سازيد و يكديگر را با چهره خندان و شادمان ملاقات كنيد و سپاسگزار خداوند باشيد بر آنچه به شما مرحمت فرموده است و كسانى را كه اميد و آرزوى خير نسبت به شما دارند با خير بيشتر ديدار كنيد ، و با ناتوانان در خوردنىهاىتان و آنچه در توان داريد به مقدار امكان خويش هميارى نمائيد ، يك درهم كه امروز در راه خدا انفاق كنيد معادل صد هزار درهم پاداش دارد و اگر خدا بخواهد بر آن پاداش مىافزايد ، و روزه امروز از امورى است كه خداوند تبارك و تعالى مردم را به آن فراخوانده ، و پاداش بزرگى براى آن به عهده گرفته است تا آنجا كه اگر بندهاى از بندگان به عنوان مثال از آغاز دنيا تا انتهاى آن روزها را روزه بدارد و شبها را به شبزندهدارى سپرى كند به مرتبه آن كسى كه امروز را مخلصانه روزه بگيرد نمىرسد .
كسى كه ابتداءً (يعنى بدون تقاضا) برادر مؤمنش را مساعدت نمايد و از روى ميل به او نيكى كند و به او وام دهد پاداش كسى را دارد كه امروز را روزه گرفته و شب آن را به عبادت پرداخته است و كسى كه مؤمنى را در شام روز غدير افطارى دهد گويا فئامى را و فئامى را و... (ده مرتبه آن را تكرار فرمود) افطارى داده است .
شخصى برخاست و عرض كرد : اى امير مؤمنان ؛ »فئام« چيست ؟
امام عليه السلام فرمود : صد هزار پيامبر و صدّيق و شهيد است ، پس چگونه خواهد بود پاداش كسى كه گروهى از مردان و زمان مؤمن را افطارى دهد ؟ و من ضامنم نزد خداوند كه او را از كفر و فقر امان دهد ، و اگر در همان شب يا همان روز يا روز بعد از آن تا عيد غدير آينده بميرد و كبيرهاى مرتكب نشده باشد ، پس پاداش او بر خداوند تبارك و تعالى است .
و كسى كه وام بگيرد براى برادرانش و آنان را كمك كند ، من ضامنم كه اگر خداوند او را باقى بدارد آن را بپردازد ، و اگر خدا جان او را گرفت من عهدهدار آن باشم .
زمانى كه يكديگر را ملاقات مىكنيد همراه سلام كردن مصافحه كنيد (دست در دست يكديگر بگذاريد) و انعام دادن را امروز آسان بگيريد .
و اين مطالب را بايد افراد جامعه به آنانكه غايبند و آنان كه گواهند به كسانى كه جدا و دور هستند برسانند ، و بايد توانگر بر فقير ، و نيرومند بر ناتوان لطف و عنايت داشته باشد ، رسول خدا - كه درود بر او و آل او باد - مرا به آن فرمان داده است .
سپس آن حضرت ، خطبه جمعه را شروع كرد و نماز جمعهاش را نماز عيد قرار داد ، و پس از نماز با فرزندان و شيعيانش به منزل حضرت ابومحمّد امام حسن مجتبى عليه السلام رفتند و غذائى را كه آماده كرده بودند تناول نمودند و پس از آن ، ثروتمند و فقير آنان با هدايا و جوائز به سوى اهل و عيال خويش بازگشتند .(153)
نويسنده كتاب «النشر والطىّ» نقل كرده است : حضرت امام رضا عليه السلام فرمود :
آنگاه كه روز قيامت فرا مىرسد ، چهار روز همانند عروس به سوى حجله ، به درگاه الهى برده مىشوند .
عرض شد : اين روزها كدامند ؟
فرمود : روز عيد قربان ، روز عيد فطر ، روز جمعه و روز عيد غدير و به راستى كه عيد غدير در مقايسه با عيد قربان ، فطر و جمعه همانند ماه در ميان ستارگان مىدرخشد .
روز غدير ، همان روزى است كه خداوند ، ابراهيم خليل را از آتش نجات داد و آن حضرت آن روز را براى سپاسگزارى از خدا ، روزه گرفت و همان روزى است كه خداوند دين خود را - به واسطه تعيين پيامبر ، امير مؤمنان على عليهما السلام را به عنوان جانشين خود - كامل گردانيد و فضيلت و جانشينى او را تبيين كرد و آن حضرت اين روز را روزه گرفت .
روز غدير ، روز كمال و روز به خاك ماليده شدن شيطان و روزى است كه اعمال شيعيان و دوستداران خاندان حضرت محمّد صلى الله عليه وآله وسلم مورد پذيرش قرار مىگيرند و همان روزى است كه خداوند به اعمال مخالفان روى آورده و آن را همانند گرد پراكنده ، نابود مىكند .
و همان روزى است كه خداوند به حضرت جبرئيل عليه السلام دستور داد كه تخت كرامت الهى را در مقابل بيت المعمور بگذارد و در اين روز جبرئيل عليه السلام آن را بلند مىكند و همه فرشتگان از همه آسمانها به سوى آن گرد مىآيند و حضرت محمّد صلى الله عليه وآله وسلم را ستوده و براى شيعيان امير مؤمنان و ديگر ائمّه عليهم السلام و دوستداران آنان از فرزندان آدم عليه السلام طلب آمرزش مىكنند .
و همان روزى است كه خداوند به فرشتگان گرامى كه اعمال بندگان را مىنويسند ، دستور مىدهند كه تا سه روز بعد از عيد غدير دست از نوشتن گناهان دوستداران و شيعيان اهل بيت بردارند و به خاطر كرامت محمّد و على و امامان ديگر عليهم السلام هيچ يك از خطاهاى آنان را ننويسند .
و همان روزى است كه خداوند آن را ويژه محمّد و آل محمّد و نزديكان آنان قرار داده است و همان روزى است كه خداوند منزلت هر كس را كه در آن به عبادت بپردازد و بر اهل خانواده و خويشتن و برادرانش توسعه دهد ، بالا برده و او را از آتش جهنّم نجات مىبخشد و همان روزى است كه خداوند از تلاش شيعيان در آن روز سپاسگزارى نموده و گناهانشان را بخشيده و اعمالشان را مىپذيرد .
روز غدير ، روز زدودن اندوه و ريختن بار گناه ، روز پاداش و عطا ، روز گسترش دانش ، روز بشارت و بزرگترين عيد و روزى است كه دعا در آن مستجاب مىگردد .
روز غدير ، روز جايگاه عظيم ، روز پوشيدن جامههاى]هاى زيبا[ و بركندن جامههاى سياه و روزى است كه ]ولايت[ در آن شرط شد . روز غدير ، روز برطرف شدن اندوهها و چشمپوشى از شيعيان گناهكار امير مؤمنان عليه السلام ، روز پيشتازى و روزى است كه در آن بايد بر محمّد و آل محمّد بسيار صلوات فرستاد .
روز غدير ؛ روز خشنودى ، روز عيد اهل بيت محمّد صلى الله عليه وآله وسلم ، روز قبولى اعمال ، روز زيادهخواهى ]از خداوند[ ، روز استراحت مؤمنان ، روز معامله و دوستى و نيل به رحمت الهى ، روز تزكيه و خودسازى ، روز ترك گناهان به ويژه گناهان كبيره و روز عبادت و افطارى دادن به روزهداران است ؛ زيرا هر كس در اين روز به روزدار مؤمنى افطارى دهد ، همانند آن است كه »فِئام فئام« نفر را افطارى داده باشد ، تا اينكه ده »فئام« را برشمرد .
سپس فرمود : آيا مىدانيد »فئام« يعنى چه ؟
عرض شد : خير .
فرمود : يعنى صد هزار نفر . همچنين روز غدير ، روز تهنيت و تبريك گفتن شما به يكديگر است . بنابراين ، هرگاه مؤمنى در اين روز با برادر مؤمن خود برخورد كرد ، بگويد :
اَلْحَمْدُ للَّهِِ الَّذي جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّكينَ بِوِلايَةِ أَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَالْأَئِمَّةِ عليهم السلام .
نيز امروز ، روز تبسّم در برخورد با مؤمنان است . بنابراين ، هر كس در روز غدير هنگام برخورد با برادر مؤمن خود به روى او تبسّم كند ، خداوند در روز قيامت با نظر رحمت به او مىنگرد و هزار حاجت او را برآورده مىكند و قصرى از مرواريد سپيد در بهشت براى او بنا مىنهد و روى او را برافروخته و زيبا مىگرداند .
و روز غدير ، روز آرايش است . بنابراين ، هر كس براى روز غدير خود را بيارايد ، خداوند همه خطاهاى او - اعمّ از كوچك و بزرگ - را مىآمرزد و فرشتگانى را به سوى او گسيل مىدارد كه تا روز عيد غدير سال آينده اعمال نيك فراوان براى او بنويسند و درجات او را بالا مىبرند ، به طورى كه اگر بميرد ، شهيد و اگر زنده بماند ، نيكبخت به شمار مىآيد .
و هر كس در اين روز مؤمنى را اطعام كند ، مانند آن است كه همه پيامبران و صدّيقان را روزى داده باشد و هر كس به ديدار مؤمنى برود ، خداوند در قبر او هفتاد نور وارد مىكند و نيز قبر او را توسعه مىدهد و در هر روز هفتاد هزار فرشته در قبر به ديدار او آمده و به او بشارت بهشت را مىدهند .
در روز غدير بود كه خداوند ، ولايت خود را بر همه اهل آسمانهاى هفتگانه عرضه كرد و اهل آسمان هفتم به پذيرش آن از همه پيشى گرفتند و در اثر آن ، عرش بدان آراسته شد ، آنگاه اهل آسمان زيرين به پذيرش آن شتافتند و در اثر آن به ستارگان آراسته شد .
سپس ولايت بر زمينها عرضه گرديد و »مكّه« به پذيرش آن شتافت و در اثر آن به »كعبه« آراسته شد ، سپس »مدينه« به پذيرش آن شتافت و در اثر آن به وجود محمّد مصطفى صلى الله عليه وآله وسلم آراسته شد ، سپس »كوفه« به پذيرش آن شتافت و در اثر آن به وجود امير مؤمنان عليه السلام آراسته شد .
بعد ولايت بر كوهها عرضه شد و اوّلين كوههايى كه بدان اقرار كردند ، سه كوه بودند : كوه عقيق ، كوه فيروزه و كوه ياقوت كه در اثر اعتراف به آن ، كوههاى اين جواهرات و اين جواهرات ، بهترين جواهرات گرديدند ، سپس كوههاى ديگر به پذيرش آن شتافتند و در اثر آن معدن طلا و نقره گرديدند و هر كوهى كه بدان اعتراف نكرد و آن را نپذيرفت ، بىحاصل گرديد .
نيز در اين روز بود كه ولايت بر آبها عرضه شد و هر آبى كه آن را پذيرفت ، شيرين گرديد و هر آبى كه انكار كرد ، شور و تلخ گرديد .
و نيز بر گياهان عرضه شد و هر گياهى كه آن را پذيرفت ، شيرين و گوارا گرديد و هر گياه نپذيرفت ، تلخ گرديد .
سپس بر پرندگان عرضه گرديد و هر پرندهاى كه آن را پذيرفت ، صدايش بلند و رسا گرديد و هر پرندهاى كه آن را انكار كرد ، لال و ناگويا گرديد .
مثَل مؤمنان در پذيرش ولايت امير مؤمنان در روز غدير خم ، همانند ماجراى سجده فرشتگان در برابر حضرت آدم عليه السلام بود ، چنانكه مثَل انكار ولايت امير مؤمنان در روز غدير همانند انكار ابليس بود و در اين روز بود كه آيه »الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ«(154) نازل شد .
خداوند هيچ پيامبرى را مبعوث نكرده مگر آنكه روز بعثت او در نزد او همانند روز غدير بوده است و حرمت آن را شناسانده است ؛ زيرا كه وصىّ و جانشين بعد از آن پيامبر را در آن روز براى امّت او تعيين كرده است .(155)
147) إقبال الأعمال: 783 ، وسائل الشيعة : 302/10 ، مصباح المتهجّد : 737 .
148) لايَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ × يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَما خَلْفَهُمْ وَلايَشْفَعُونَ إِلّا لِمَنِ ارْتَضى وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ« . »سوره انبياء ، آيه 27 و 28»
149) لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَميعٌ عَليمٌ . «سوره انفال ، آيه 42»
150) وَلاتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ . سوره انعام ، آيه 153
151) سوره احزاب ، آيه 67 و 68 .
152) سوره صفّ ، آيه 4 .
153) مصباح المتهجّد : 752 ، اقبال الأعمال: 773 ، المصباح : 919 .
154) سوره مائده ، آيه 3 : «امروز دين شما را كامل كردم» .
155) ترجمه كامل اقبال الأعمال : 356/2 .
منبع : کتاب صحيفه رضويه ص 295 - 280








