امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و عصر ظهور : (۱) امنيّت جهانى

کتاب : «امیرالمومنین علی علیه السلام و عصر ظهور»  

 

 

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و عصر ظهور

**************************************

(۱)

امنيّت جهانى

امنيّت از مهمّترين نعمت‏ هاى بزرگ خداوند است كه متأسّفانه نه معناى آن -آنگونه كه بايد - مورد توجّه و درك مردم قرار گرفته است و نه اهميّت آن ‏روشن شده است.

حضرت اميرالمؤمنين ‏عليه السلام درباره عظمت امنيّت مى ‏فرمايند:

لا نعمة أهنأ من الأمن.(1)

نعمتى گواراتر از امنيّت وجود ندارد.

در روايت ديگر، آن حضرت سرزمينى را كه امنيّت ندارد بدترين سرزمين ‏ها دانسته و مى ‏فرمايند:

شرّ البلاد بلد لا أمن فيه ولا خِصْبَ.(2)

بدترين شهرها، شهرى است كه در آن امنيّت نباشد و نه ارزانى ........

به اين دليل، در عصر درخشان ظهور كه در بردارنده همه خوبى‏ ها ونعمت‏ هاى خداوند است، امنيّت نيز كه به فرمايش حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام‏ گواراترين نعمت است، به گونه كامل در سراسر جهان وجود دارد.

اگر به معناى امنيّت و ابعاد آن توجّه كنيم، متوجّه مى ‏شويم كه چرا حضرت ‏اميرالمؤمنين‏ عليه السلام امنيّت را گواراترين نعمت الهى شمرده‏ اند. ولى متأسّفانه در ذهن عموم آنگونه كه بايد اهميّتِ امنيّت روشن شود ترسيم نشده و گمان ‏مى‏ كنند امنيّت فقط به معناى نبودن جنگ و خونريزى و راحت بودن مردم در زندگى ظاهرى است؛ در حالى كه اين، يكى از ابعاد امنيّت و گوشه ‏اى از آنست، نه معناى كاملِ آن.

اگر در جامعه‏ اى جنگ و خونريزى نباشد مردم از نظر جانى در آرامش وامنيّت هستند ولى ممكن است افراد همان جامعه از نظر اقتصادى در آتش فقر بسوزند.

در اين صورت مى ‏توان آنان را داراى آرامش و آسايش خاطر دانست؟ بديهى ‏است كه نه. زيرا همان ‏طور كه در كتاب‏ هاى لغت وارد شده، امنيّت به معناى ‏آسايش، آرامش و اطمينان خاطر است. بنابراين چگونه مى‏توان جامعه ‏اى را كه از جهتى در آرامش است ولى از جهات گوناگونِ ديگر داراى ترس و بيم است و آسايش و آرامش خاطر ندارد، داراى امنيّت دانست؟!

به اين جهت، حضرت اميرالمؤمنين ‏عليه السلام در روايتى كه عصر درخشان ظهور را در آن ترسيم مى ‏نمايند به ابعاد مسأله امنيّت اشاره فرموده و امنيّتِ فراگير در عصر ظهور را در ابعاد گوناگون بيان مى ‏فرمايند.

ما در اينجا فرمايش آن حضرت را نقل مى ‏كنيم و سپس به توضيح درباره آن ‏مى ‏پردازيم:

حضرت اميرالمؤمنين ‏عليه السلام مى ‏فرمايند:

فيبعث المهدي‏ عليه السلام إلى اُمرائه بسائر الأمصار بالعدل بين الناس، وترعى الشاة والذئب في مكان واحد، وتلعب الصبيان بالحيّات والعقارب لايضرّهم شي‏ء، ويذهب الشرّ ويبقى الخير، ويزرع الإنسان مدّاً يخرج له سبعمائة مدّ كما قال ‏اللَّه تعالى: «كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فى كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضاعِفُ‏ لِمَنْ يَشاءُ»(3).

ويذهب الربا والزنا وشرب الخمر والرياء، وتقبل الناس على العبادة والمشروع ‏والديانة والصلاة في الجماعات، وتطول الأعمار، وتؤدّى الأمانة وتحمل ‏الأشجار وتتضاعف البركات، وتهلك الأشرار، ويبقى الأخيار، ولايبقى من ‏يبغض أهل البيت ‏عليهم السلام.(4)

آنگاه مهدى ‏عليه السلام فرماندهان خود را به شهرها مى ‏فرستد تا به عدل و دادگرى ميان مردم‏ بپردازند. گوسفند و گرگ باهم در يك مكان به چريدن مى ‏پردازند، كودكان با مارها وعقرب ‏ها بازى مى كنند، چيزى به آنان زيان نمى ‏رساند.  شرّ و بدى از ميان مى‏رود و خير ونيكى باقى مى‏ماند. انسان يك مدّ(5) بذر مى ‏پاشد و هفتصد مدّ براى او حاصل مى‏ دهد همانگونه كه خداوند بزرگ فرموده است: «همانند دانه‏ اى كه از آن، هفت شاخه مى‏ رويد و در هر يك از آن، صد دانه وجود دارد و خداوند براى هر كه بخواهد افزايش مى ‏دهد».

ربا، زنا، شراب خوارى، و رياء از بين مى ‏رود، و مردم به سوى بندگى خدا، كارهاى مشروع ‏و ديندارى و نمازهاى جماعت روى مى ‏آورند. عمرها طولانى مى‏ گردد، و امانت پرداخته‏ مى‏ شود، درختان ميوه ‏دار مى ‏شوند و بركت‏ ها افزوده مى‏ شود. افراد بد هلاك مى‏ شوند وخوبان باقى مى ‏مانند و كسى كه داراى كينه اهل بيت ‏عليهم السلام باشد باقى نمى ‏ماند.


(1) شرح غرر الحكم: 10911.

(2) شرح غرر الحكم: 5684.

(3) سوره بقره، آيه 261.

(4) موسوعة أحاديث أميرالمؤمنين ‏عليه السلام: 328، عقد الدرر: 211 و 257.

(5) مُدّ: ده سير.  

 

 

بازدید : 2067