سئوال سلطان روم از معاویه
و معاویه از حضرت علی علیه السلام دربارۀ «لا شیء»
علّامه سروی آورده است که سلطان روم ضمن نامهای برای معاویه چند چیز را مطرح و مورد سئوال قرار داد و از جمله نوشته بود: «لا شیء» چیست ؟
معاویه مخصوصاً از پاسخ بدین سئوال عاجز و حیرتزده شد. در این موقع ـ که گویا ایام جنگ صفّین و در نزدیکی محلّ اقامت معاویه به محلّ اقامت امام امیر مؤمنان علیه السلام بود ـ عمروعاص گفت : اسب جوان و بانشاطی را به سوی لشکر علی علیه السلام بفرست تا در معرض معامله قرار گیرد، و چون از کسی که اسب در اختیار اوست از قیمت آن سئوال شود بگوید به «لا شیء» آن را میفروشم ، و امید است بدین وسیله زمینۀ پی بردن به معنای «لا شیء» ـ از ناحیۀ علی علیه السلام ـ فراهم گردد.
پس وقتی که متصدّی این کار به لشکر حضرت علی علیه السلام نزدیک شد و امام علیه السلام او را دید به قنبر فرمود: از چگونگی فروش و قیمت آن سئوال کند، و چون قنبر از قیمت آن سئوال کرد آن مرد گفت : قیمت آن «لا شیء» میباشد.
امام علیه السلام به عنوان انجام معامله فرمود: ای قنبر؛ اسب را تحویل بگیر. و چون فروشنده اسب مطالبۀ «لا شیء» کرد، حضرتش وی را به سمت صحرا برد و سرابی را به او نشان داد و فرمود: این «لا شیء» باشد.
آن مرد گفت : چگونه این سراب (آبنما) «لاشیء» باشد؟
امام علیه السلام فرمود:
مگر نشنیدهای که خداوند میفرماید:
(... کسراب بقیعة یحسبه الظّمان ماءاً حتّی إذا جاءه لم یجده شیئاً)[1].[2]
همانند سرابی است که شخص تشنه آن را از دور آب پندارد امّا هنگامی که به سراغ آن میرود چیزی نمییابد.
پس «لاشیء» یعنی «آبنما».[3]
-------------------------------------------------------------------------------------------
[1] . سورۀ نور، آيۀ 39.
[2] . مناقب : 22 / 382 .
[3] . الإمام اميرالمؤمنين على علیه السلام از ديدگاه خلفاء: 208.








