ઈમામ સાદિક઼ (અ.સ.) એ ફરમાવ્યુઃ અગર હું એમના જમાનામાં હોઉં તો મારી જીન્દગીનીના તમામ દિવષો એમની સેવા કરીશ.
(2) جريان حضرت ابوطالب عليه السلام با راهب مسيحي

(2)

جريان حضرت ابوطالب عليه السلام با راهب مسيحي

- در كتاب «الدرّ النظيم» از امام باقر عليه السلام نقل كرده است:

هنگامى كه 22 ماه از ولادت شريف رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم گذشت، آن حضرت چشم درد گرفت(1).

عبدالمطلب به حضرت ابوطالب عليهما السلام فرمود: پسر برادرت را با خود به جحفه ببر، در آنجا راهبى است كه درعبادتگاه خود مريض‏ها را معالجه و مداوا مى ‏كند.

آن حضرت را در زنبيلى هندى قرار دادند و يكى از نوكران ابوطالب عليه السلام آن را برداشت و نزد راهب آورد، و آن ‏زنبيل را در زير عبادتگاه راهب بر زمين نهاد.

حضرت ابوطالب عليه السلام راهب را صدا زدند، او از محلّ عبادت خود سر را بيرون آورد، نگاهى به پائين كرد و دراطراف عبادتگاه خود نورى را تابان ديد و صداى بال‏هاى ملائكه را شنيد.

عرض كرد: شما چه كسى هستيد؟

فرمود: من ابوطالب پسر عبدالمطلبم، پسر برادرم را نزد تو آوردم كه چشمش را مداوا كنى. گفت: او كجا است؟

فرمود: در ميان سبدى است و او را از تابش خورشيد پوشانده ام.

گفت: پرده را از روى او كنار بزن، همينكه پرده را كنار زد نورى در چهره ‏اش مشاهده كرد كه مى‏درخشد، و باديدن آن گويا خوف و وحشت او را گرفت، و فوراً گفت: او را بپوشانيد.

آنگاه سر خود را داخل صومعه كرد و گفت:

أشهد أن لا إله إلّا اللَّه، وأنّك رسول اللَّه حقّاً حقّاً، وأنّك الّذي بشّر به في‏ التوراة والإنجيل على لسان موسى وعيسى عليهما السلام.

شهادت مى ‏دهم كه خدائى جز خداى يگانه نيست، و به حقّ و راستى كه تو رسول خدا مى ‏باشى و تو همان كسى هستى كه در تورات و انجيل بشارت آمدنت را موسى و عيسى ‏گفته اند.

و دو مرتبه شهادتين بر زبان جارى ساخت سپس سر خود را بيرون آورد و گفت: پسرم او را ببريد، او هيچ عيبى‏ ندارد.

حضرت ابوطالب عليه السلام فرمود: اى راهب، كلام بزرگى و مطلب مهمّى را از تو شنيدم.

گفت: پسرم، شأن و مقام پسر برادرت از آنچه از من شنيدى بزرگتر است و تو در كار رسالتش مددكار او هستى، و آنها كه بخواهند او را بكشند ممانعت مى‏كنى.

ابوطالب نزد عبدالمطلب برگشت و جريان را به او خبر داد.

عبدالمطلب گفت: پسرم اين قصّه را پنهان كن و كسى را از آن باخبر نكن، به خدا قسم ؛ محمّد صلى الله عليه وآله وسلم از دنيا نخواهد رفت تا اينكه سيادت و بزرگى بر عجم و عرب پيدا كند.(2)

 


1) به رمد مبتلا گشت، و رمد ؛ ورمى است كه در طبقه ملتحمه چشم پديد آيد.

2) العدد القويّة: 123 ح 30، بحار الأنوار: 358/15 ح 15.

 

منبع: قطره اي از درياي فضائل اهل بيت عليهم السلام ج 1 صفحه 142

 

 

મુલાકાત લો : 1402