اعتراف معاویه به مقام سخاوت
و فصاحت و شجاعت امیرالمؤمنین علی علیه السلام
«علامه ابن عساکر با ذکر سند به نقل از ابواسحاق آورده است که : ابن اجور تمیمی به نزد معاویه آمد و گفت : یا أمیرالمؤمنین !! جئتک من عند ألئم الناس وأبخل الناس و أعیا الناس وأجبن الناس !!!
ای امیرالمؤمنین!! از نزد کسی آمدم که لئیم و تنگنظرترین مردم و بخیلترین مردم و کندزبانترین مردم و ترسوترین مردم باشد.
و مقصودش از او امام امیر مؤمنان علی علیه السلام بود.
پس معاویه به او گفت : ویلک وأنّی أتاه اللئوم ، ولکنّا نتحدّث أن لو کان لعلی بیت من تبن و آخر من تِبر، لأنفذ التبر قبل بیت التبن . وأنّی أتاه العی وإن کنّا لنتحدّث أنّه ما جرت المواسی علی رأس رجل من قریش أفصح من علی . ویلک وأنّی أتاه الجبن وما برز له رجل قطّ إلّا صرعه ، والله یابن أجور؛ لولا أنّ الحرب خدعة لضربت عنقک (کذا) أُخرج فلاتقیمنّ فی بلدی[1] .
(بطور خلاصه معاویه به او گفت :) وای بر تو؛ لئامت کجا و علی کجا؟ اگر برای علی انباری از کاه باشد و انباری از شمش طلا، پیش از بخشیدن انبار کاه ، انبار طلا را میبخشد. و هیچ گاه تیغ سرتراشی بر سر مردی از قریش به سرتراشی قرار نگرفته که فصیحتر و گویاتر از علی باشد. وای بر تو؛ چه زمانی ترس به سراغ علی رفته ؟ در حالی که هیچ مردی ـ از شجاعترین شجاعان ـ به رویاروئی او برنخاست ، مگر آنکه علی او را سرنگون و هلاک ساخت . ای ابن أجور؛ والله اگر نه این بودکه حرب خدعه و نیرنگ باشد گردنت را میزدم ، هماکنون (از این محلّ) بیرون رو که در شهر من اقامت نکنی[2] ». [3]
----------------------------------
[1] . تاريخ دمشق ، بخش امام على علیه السلام : 3 / 76 شماره 1109.
[2] . شرح نهج البلاغة : 1 / 25 ـ 24، و 6 / 279.
[3] . الإمام اميرالمؤمنين على علیه السلام از ديدگاه خلفاء: 204.








