امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
آیا معاویه کاتب وحی بود؟!

آیا معاویه کاتب وحی بود؟!

اکثریّت نویسندگان قائل هستند که معاویه کاتب وحی نبوده و کتّاب وحی عبارت بودند از: علی بن ابی طالب علیه السلام ، زید بن ثابت و زید بن ارقم ، و امّا معاویة بن ابی سفیان و حنظلة بن ربیع میثمی مراسلات پیغمبر صلّی الله علیه وآله به پادشاهان و قبایل عرب و سایر مراسلات خصوصی بودند.

همین اختلاف روایات می‌رساند که دوستاران بنی‌امیّه برای اینکه فضیلتی برای معاویه قائل شوند در روایات تصرّف کرده‌اند.

باری معاویه خواه کاتب وحی باشد یا کاتب مراسلات خصوصی، از کسانی است که دشمنی خانوادگی او با بنی‌هاشم و دشمنی او و پدر و مادر و برادرانش با پیغمبر اکرم صلّی الله علیه وآله و اسلام معروف و مشهور است .

حنظلة بن ابی سفیان در جنگ بدر کشته شد و برادر دیگرش عمرو در همان غزوه اسیر گردید و چنانکه می‌بینیم تمام افراد این خاندان از زن و مرد بر علیه پیغمبر صلّی الله علیه وآله قیام کرده بودند، مادرش هند در اُحد با مشرکین بود و با دف و طنبور مردم را تشویق به جنگ می‌کرد و چون حمزه عمّ پیغمبر صلّی الله علیه وآله کشته شد او را مثله کرد و جگرش را درآورد و در دهانش گذاشت و از آن وقت به او هند جگرخوار گفتند. عمّه‌اش امّ جمیل که زن ابولهب بود و قرآن کریم او را «حمّالة الحطب» گوید تا توانست پیغمبر اکرم صلّی الله علیه وآله را اذیّت کرد.

پدرش ابوسفیان به قول خود معاویه ، قائد کفر بود در برابر قائد اسلام و گوئی به این موضوع فخر می‌کند و هنگام مفاخره با عبدالله بن زبیر می‌گوید: « ... فجحدته قریش أشد الجحود وأنکرته أشد الإنکار وجاهدته أشدّ الجهاد، ألا إنّ عصم الله من قری فما ساد قریشاً وقادهم إلّا أبوسفیان بن حرب فکانت الفئتان تلتقی ورئیس الهدی منّا ورئیس الضلالة منّا...»؛ قریش او (محمّد صلّی الله علیه وآله) را با کمال شدّت منکر شدند و با کمال سختی با او جنگیدند تا خداوند قریش را بازداشت و در این میدان‌ها جز ابوسفیان بن حرب کسی پیشوای قری نبود و دو طرف روبرو می‌شدند در حالی که رئیس ایمان و کفر هر دو از ما بودند.

معاویه به این فخر قانع است که پدرش در برابر محمّد صلّی الله علیه وآله که نمایندۀ ایمان است، او نمایندۀ کفر و ضلال باشد.

و اگر پیغمبر صلّی الله علیه وآله پیمان حدیبیّه را تجدید می‌کرد و یا قریش از تعرّض او ایمن می‌شدند معلوم نبود این نمایندۀ کفر و ضلال تا چه وقت به این سمت باقی می‌ماند؟ ولی خدا خواست که رایت کفر سرنگون شود و پیغمبر صلّی الله علیه وآله وارد مکّه گردد و آن شهر را فتح کند و اگر قریش و نمایندۀ کفر قبل از حرکت پیغمبر صلّی الله علیه وآله به مکّه مسبوق شده بودند قطعاً برای مقابله مهیّا می‌شدند ولی پیغمبر صلّی الله علیه وآله نخواست در خانۀ خدا ـ که قتال و خونریزی در آن حرام است ـ جنگ واقع شود و نخواست قریش از حرکت او آگاه شوند، بنابراین راه مراوده و مراسلۀ مدینه را با مکّه بست و خود با سپاه اسلام حرکت کرد و در حوالی مکّه بود که ابوسفیان به آن سپاه برخورد در حالی که نمی‌دانست از کیست.(1)

------------------------------------------------------------------------------------------

(1) زندگانى حضرت على علیه السلام اميرالمؤمنين : 279.

 

 

    بازدید : 110