کتاب : «امیرالمومنین علی علیه السلام و عصر ظهور»
اساس همه نابسامانی ها
از صدر اسلام كه خورشيد دين در جهان درخشيد و پايه هاى كفر و بى دينى را متزلزل ساخت، تنى چند از پليدان نه از باب ايمان و اعتقاد، بلكه به خاطر طمع براى به دست گرفتن حكومت - به اسلام و مسلمانى تظاهر نمودند و با اتّحاد و پيوستن به يكديگر، خشونت را با نرمش عجين ساخته و آتشى را روشن نمودند كه تا عصر انتقام همچنان شعله ور است و دود آن جهان را به سياهى و تباهى كشيده و مى كشاند.
غصب خلافت حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام و امتداد آن تا غيبت صغرى و غيبت كبرى، نه تنها اهل بيت علیهم السلام را خانه نشين ساخت و آنان را از حقّ مسلّم خويش محروم نمود بلكه دوستان و ياوران آن بزرگواران را نيز، در انجام وظايف بزرگى كه داشتند جلوگيرى نمود.
اين سايه شوم از روز غصب خلافت در سقيفه بر سر جامعه استقرار يافت و خاندان وحى و شيفتگان آنان را از حقوق آسمانى محروم ساخت و سرزمين وحى را در اختيار دشمن قرار داد. اين جنايت همچنان ادامه خواهد يافت تا روزگارى كه منجى عالم بشريّت از پرده غيبت درآمده و نه تنها خانه خدا بلكه همه اماكن مقدّس را از دست غاصبان بيرون آورد.
آنگاه كه اذن الهى صادر شود و حضرت بقيّة الله ارواحنا فداه، دشمنان خدا را از خاك تيره درآورند و انتقام حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را از آنان بگيرند، شيعيان همچون شيران خروشان بر دشمنان حمله ور مى شوند و وارثان غاصبان فدك را به درك مى فرستند.
در آن زمان، شيعيان و دوستان خاندان وحى عظمت و اصالت خود را مى يابند و وحشتى كه تا آن زمان در آنان خواهد بود ريشه كن مى شود و دلاورى و شهامت همگانى مى شود.
روايتى كه مى آوريم براى اين است كه بدانيد فتنه هاى كوركننده چگونه دوستان خاندان وحى را در زنجير كشيد و آنان را از فضاى آزاد محروم ساخت.








