امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
استفاده از ابرهای اسرارآمیز

استفاده از ابرهای اسرارآمیز

حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام حتّى در برابر ديدگان عموم مردم بر ابرهاى نورى نشسته و به آسمان پرواز نموده‌اند. يكى از آن موارد، در مسجد كوفه واقع شده در حالى كه مسجد پر از جمعيّت بوده است. اين جريان قبل از خواندن خطبۀ آن حضرت كه به خطبۀ شقشقيّه معروف است بوده است .

و خلاصه آن اين است كه عمّار مى‌گويد :

حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام با دست به فضا اشاره‌اى كرده ابرى از آسمان مى‌آيد و حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام سوار بر آن شده و به عمّار دستور مى‌دهند او نيز سوار ابر شود و سپس از ديدگان مردم غائب مى‌شوند.

عمّار مى‌گويد ابر در فضا به پرواز درآمد و پس از اندكى به شهرى بسيار بزرگ رسيديم . ابر فرود آمد و ما به شهرى بزرگ كه مردم آن به زبانى غير عربى سخن مى‌گفتند وارد شديم .

مردم آن شهر گرد آن حضرت جمع شدند و حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام آنها را به زبان خودشان پند و اندرز دادند و سپس فرمودند: عمّار سوار شو من سوار شدم و آنگاه به مسجد كوفه وارد شديم .

حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام فرمودند: عمّار آيا شهرى را كه در آن بوديم شناختى؟

گفتم : خدا و رسول او و ولىّ او مى‌دانند.

فرمود: ما در جزيرۀ هفتم از كشور چين بوديم و همانگونه به زبان آن براى آنان خطبه خواندم .

 خداوند، پيامبرش را براى تمام مردم دنيا به رسالت فرستاده است و بر اوست كه همۀ مردم را به سوى حقّ دعوت كند و مؤمنين آنان را به راه راست هدايت نمايد...

آنگاه مردمى كه در مسجد كوفه بودند ديدند كه آن حضرت با ابر همراه عمّار به آسمان پرواز نمودند، به آن حضرت عرض كردند: شما كه خداوند اين قدرت آشكار را داده است چرا مردم را به جنگ معاويه مى‌طلبيد؟ (زيرا احتياجى به مردم نداريد).

حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام فرمودند: خداوند بندگى مردم را مى‌خواهد كه به جنگ كفّار و منافقين و ناكثين و قاسطين و مارقين بروند.

به خدا سوگند اگر بخواهم اين دست كوچك را در اين زمين بزرگ ، دراز كنم و با آن به سينه معاويه در شام مى‌كوبم و از سبيل او ـ يا فرمود ريش او ـ از صورتش مى‌كنم . آن‌گاه دست خود را دراز نموده آنگاه برگرداند در حالى‌كه موى زيادى در دست آن حضرت بود. مردم همه از اين كار شگفت‌زده شدند.

پس از مدّتى از شام خبر رسيد كه معاويه در همان روز از تخت خود سقوط كرده و غش نموده و وقتى كه به هوش آمد ديد مقدارى از موى صورتش كنده شده است.(1)

همانگونه که خواندید حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام با جناب عمّار بر ابرها سوار شده و مسافت طولانی را در مدّتی کوتاه رفتند و برگشتند.

بدیهی است این جریان در عصر ظهور که مردم آمادگی بیشتری برای این امور دارند، بسیار واقع می شود.

-----------------------------------------------------------------------------

(1) بحارالانوار:  57  /  344 .

 

 

    بازدید : 179