کتاب : «امیرالمومنین علی علیه السلام و عصر ظهور»
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و عصر ظهور
**************************************
(۱) عصر ناشناختۀ ظهور
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در «نهج البلاغه» مى فرمايند:
ألا وفي غد وسيأتي غداً بما لاتعرفون، يأخذ الوالي من غيرها عمّالها على مساوى أعمالها، وتخرج له الأرض أفاليذ كبدها، وتلقى إليه سلماً مقاليدها، فيريكم كيف عدْلُ السيرة، ويحيي ميّت الكتاب والسنّة.(1)
آگاه باشيد در فردا واقع خواهد شد و به زودى فردا با آنچه با آن آشنايى نداريد فرا مى رسد. حاكمى از غير طايفه پادشاهان (امام عصر عليه السلام) كارگردانان آنان را به كردار زشتشان بازخواست مى نمايد، و زمين پاره هاى جگرش را براى او بيرون خواهد آورد (تمام معادن طلا و نقره و غير آنها را آشكار مى سازد)، و كليدهايش را تسليم آن بزرگوار مى نمايد. (همه شهرها به تصرّف او درمى آيد)، پس به شما نشان مى دهد كه روش عدالت در مملكت دارى چگونه است و (قوانين) متروك كتاب و سنّت را زنده مى كند.
در اين روايت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به صراحت فرموده اند كه عصر ظهور، آينده اى است كه ارزش و عظمت آن ناشناخته است:
سيأتي غداً بما لاتعرفون.
فردا فرا مى رسد با آنچه كه به آن آگاهى نداريد.
از اين بيان روشن مى شود كه آنچه را كه كتاب هاى آسمانى درباره عصر ظهور در اختيار مردم قرار داده اند و نيز آنچه را كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام درباره آينده شگفت انگيز جهان فرموده اند - بر اثر عدم تكامل فكرى مردم - آنان را با عصر اسرارآميز و شگفت آور ظهور آشنا نساخته است. به اين جهت، آن حضرت مى فرمايند: آينده با آنچه به آن آشنا نيستيد فرا مى رسد. كه اين گواه بر اين است كه عصر ظهور داراى اسرار و رازهاى ناشناخته است.
نكته بسيار مهمّ ديگرى كه اين گفتار دربردارد اين است كه: در آغاز ظهور نه تنها پادشاهان و خودكامگان جهان، بلكه عمّال و كارگردانان آنان نيز بازداشت شده و مؤاخذه و بازخواست مى شوند. و اين كار به خاطر رفتارهاى بد و كردارهاى زشت و غير انسانى آنهاست كه در عصر غيبت انجام داده اند.
بنابراين نه تنها آنان كه در رأس حكومت هاى خودكامه جهانند، مورد بازخواست و محاكمه قرار مى گيرند، بلكه دستياران و كارگزاران آنان نيز به دادگاه عدالت كشيده خواهند شد و از ظلم و ستمى كه بر مردم ستمديده رواداشته اند پرسش خواهند شد و دادگاه عدالت گسترِ عصر ظهور، از آنان انتقام خواهد گرفت. در آن روز، آنان نتيجه خودكامگى و خونخوارى را خواهند ديد.
يكى از نكته هاى بسيار مهمّى كه حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام در اينگفتار كوتاه به آن اشاره فرموده اند، درك و فهم جمادات است؛ يعنى در جهان علاوه بر شعور انسانى، حيوانى و گياهى، شعور جمادى نيز وجود دارد، يعنى نه تنها انسانها از شعور انسان و حيوانات از شعور حيوانى و گياهان از شعور نباتى و گياهى برخوردارند، بلكه جمادات نيز داراى درك و شعور مى باشند و بر اساس اين شعور، به خاطر برخورد با رفتارهاى گوناگون، آثارى در آنان ايجاد مى شود؛ اگرچه براى ما ناشناخته مى باشد؛ همانگونه كهآثارى كه در گياهان بر اثر برخورد با اينگونه رفتار ايجاد مى شود، براى ما قابل مشاهده و رؤيت نمى باشد.
در اين گفتار، حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايند: «وتخرج له الأرض أفلاذ كبدها»، كه تصريح بر اين نكته است كه زمين براى حضرت مهدى عجّل اللَّه تعالى فرجه پاره هاى جگر خود را خارج مى سازد. در اين جمله كوتاه، مطالب بسيار مهمّى نهفته شده است كه برخى از آنها را بيان مى كنيم:
1 - زمين بر اثر شعور جمادى خود، از تحوّلى كه در زمين و زمان واقع شده آگاه است؛ به اين جهت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايند: زمين پاره هاى جگر خود را خارج مى سازد. و نفرموده اند پاره هاى جگر زمين از آن خارج مى شود؛ زيرا «تخرج» صيغه معلوم است نه مجهول.
وجود شعور جمادى در جمادات از امورى است كه نه تنها مردم در آنروزگار از آن اطّلاع نداشتند، بلكه هنوز بيشتر مردم جهان از آن آگاهى ندارند.
نكته جالب توجّه ديگرى كه در اين روايت وجود دارد، اين است كه جمادات نه تنها داراى شعور مى باشند، بلكه اگر خدا بخواهد مى توانند از آن استفاده كنند.
در عصر درخشان ظهور كه سراسر عالم در اختيار حضرت بقيّة اللَّه الأعظم عجّل اللَّه تعالى فرجه هستند، نه تنها انسانها و... براى خدمت به آن حضرت كمر همّت مى بندند، بلكه زمين نيز با بيرون ريختن طلاها و نقره هايى كه در دامن خاك پنهان مانده است، به خدمت گزارى مى پردازد. و به اينگونه همه جهانيان خواهند دانست كه از زمين تا زمان و از نامى تا جماد همه پيرو ولايت خاندان وحى عليهم السلام هستند اگرچه روزگارانى تيره بختانى ناپاك، مانع درخشش نور ولايت بوده اند.
بنابراين چون زمين نيز پذيراى مقام عظيم ولايت است گنج هاى نهفته خود را نثار مقدم آن حضرت مى نمايد.
نكته جالب ديگر اين است كه علاوه بر آنچه گفتيم زمين از روى تسليم كليدهاى نقطه هاى اسرارآميز و ناگشوده را نيز در اختيار آن بزرگوار قرار مى دهد. كلمه «له» و «إليه» در فرمايش حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام كه مى فرمايند: «تخرج له أفاليذ كبدها وتلقى إليه سلما مقاليدها»، گواه بر حقيقت داشتن دو نكته اخير است.
بنابراين راز سرزمينها و نقطه هاى ناشناخته گيتى نيز در عصرى كه همه اسرار عالم هستى آشكار مى شود، هويدا مى گردد و جامعه بشريّت با اسرار بسيار مهمىّ كه در دل زمين نهفته باقى مانده آشنا مى گردد.
سپس حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در اين خطبه مى فرمايند: «فيريكم كيف عدل السيرة»، پس به شما نشان مى دهد كه روش و سيره عادلانه چگونه است.
جالب توجّه است كه براى بيان عادلانه بودن روش حكومتى امام عصر عجّل اللَّه تعالى فرجه نفرموده اند: «ويريكم كيف عدل السيرة»؛ و نشان مى دهد كه سيره عادلانه چگونه است، بلكه فرموده اند: «فيريكم كيف عدل السيرة».
با دقّت در تفاوت معناى كلام در صورتى كه با و او يا فاء باشد نكته هاى مهمّى بدست مى آيد؛ زيرا اگر تعبير آن حضرت «ويريكم» بود، نشان دادن روش حكومتى متفرّع بر قبل نيست. ولى چون فاء تفريعيّه به كار برده شده و فرموده اند «فيريكم»، معناى آن اين است كه نشان دادن روش عادلانه حكومت، در ارتباط با مطالبى است كه بيان شده. يعنى از بازخواست ومؤاخذه خودكامگان و در اختيار قرارگرفتن گنجها و كليدهاى زمين، سيره وروش حكومت عادلانه را به شما نشان مى دهد.
اين تعبير، بيان كننده مطالب جالبى است كه چند نكته از آنها را به صورت كوتاه مى آوريم:
چون حكومت، حكومت عدل الهى است:
1 - همه خودكامگان بايد دستگير شوند.
2 - همه آنان بايد به خاطر رفتار زشت خود بازخواست شوند.
3 - براى هيچ يك از آنان پناهگاهى در هيچ كجاى جهان وجود ندارد. بنابراين هيچ يك از آنان نمى توانند به نقاط ديگر زمين پناهنده شوند.
4 - هيچكدام از آنها نمى توانند در پناهگاه هاى اضطرارى خود مخفى شوند تا با پيغام هاى سفارشى قلم عفو بر كردار زشت آنان كشيده شود.
5 - بر اساس اجراى عدالت در ميان تمام مردم، از همه گنجها و... به گونه عادلانه استفاده مى شود و حقِّ هيچكس ربوده نمى شود و به اين ترتيب روش عادلانه حكومت را همه خواهند ديد نه اينكه فقط با شعار عدالت گوش همگان پر شود.
6 - امام عصر عجّل اللَّه تعالى فرجه دستورات مرده و فراموش شده قرآن و سنّت را احياء نموده و در ميان جامعه رواج مى دهند.
(1) نهج البلاغه مرحوم فيض الإسلام: خطبه 138.








