شجاعت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می نویسد:
«امّا در مورد شجاعت چنان است که نام همه شجاعان پیش از خود را از یاد مردم برده است و نام همه کسانی را که پس از او آمدهاند محو کرده است . پایگاه و پایداریهای او در جنگ ، چنان مشهور است که تا روز قیامت به آن ، مثلها زده خواهد شد. او دلاوری است که هرگز نگریخته و از هیچ لشکری بیم نکرده است و با هیچ کس نبرد نکرده مگر این که او را کشته است و هیچ گاه ضربتی نزده است که محتاج به ضربت دوّم باشد.
و در حدیث آمده است : «ضربههای او همواره تک و یگانه بوده است».
و چون علی علیه السلام معاویه را به جنگ تن به تن دعوت کرد تا مردم با کشتهشدن یکی از آن دو از جنگ آسوده شوند، عمروعاص به معاویه گفت : علی علیه السلام انصاف داده است.
معاویه گفت : از آن هنگام که خیرخواه من بودهای به من خیانت نکردهای مگر امروز. آیا مرا به جنگ تن به تن با ابوالحسن فرمان میدهی و حال آنکه میدانی او شجاع و دلاوری است که سر جدا میکند؟ ترا چنین میبینم که به امیری شام پس از من طمع بستهای.
عرب بر خود میبالید که بتواند در جنگ با او رویاروی شود و تاب ایستادگی بیاورد، و بازماندگان کسانی که به دست او کشته میشدند، بر خود میبالیدند که علی علیه السلام او را کشته است و این گروه بسیارند.
خواهر عمرو بن عبدود در مرثیه او چنین سروده است :
«اگر کشنده عمرو کس دیگری جز این کشندهاش بود، همواره و تا هر گاه زنده میبودم بر او میگریستم . آری ؛ کشنده او کسی است که او را مانندی نیست و پدرش مایه شرف مکه بود».(1)
روزی معاویه چون از خواب بیدار شد عبدالله بن زبیر را دید که کنار پاهای او بر سریرش نشسته است . معاویه نشست و عبدالله در حالی که با او شوخی میکرد گفت : ای امیرالمؤمنین ! اگر میخواستم ترا غافلگیر کنم میتوانستم .
معاویه گفت : عجب ؛ ای ابوبکر؛ از چه هنگام چنین شجاع شدهای ؟
گفت : چه چیز موجب شده است که شجاعت مرا انکار کنی و حال آنکه من در صف جنگ برابر علی بن ابی طالب ایستادهام ؟!
گفت : آری ؛ نتیجه آن بود که با دست چپش تو و پدرت را به کشتن میداد و دست راستش آسوده و در طلب کس دیگری بود که او را با آن بکشد.
و خلاصه چنان است که شجاعت هر شجاعی در این جهان به او پایان میپذیرد و در مورد شجاعت ، در خاوران و باختران زمین ، فقط به نام علی علیه السلام ندا داده میشود.
امّا نیروی دست و توان بازو، در هر دو مورد به او مثل زده میشود. ابن قتیبه در کتاب «المعارف» میگوید: با هیچ کس کشتی نگرفته ، مگر این که او را به زمین زده و از پای درآورده است ؛ و علی علیه السلام است که درِ خیبر را از بن برآورد و سپس گروهی از مردم جمع شدند تا آن در را به پشت برگردانند و نتوانستند. و هموست که بت هُبل را با همه بزرگی و سنگینی از فراز کعبه از بن برآورد و بر زمین انداخت و به روزگار خلافت خویش سنگ بزرگی را که تمام لشکرش از کندن آن ناتوان مانده بودند(2)، و به تنهایی و با دست خویش از جای برآورد و از زیر آن آب جوشید و بیرون زد.»(3)
--------------------------------------------
[1] الفاظ اين دو بيت در كتابهاى ديگر از جمله در لسان العرب : 8 / 395 اندكى تفاوت دارد.
[2] براى اطّلاع بيشتر در اين باره مراجعه كنيد به فتّال نيشابورى، روضة الواعظين ، مبحث فضايل على 7، ص 114 چاپ 1386 ق نجف ، و ترجمه آن به قلم اين بنده ، نشر نى ، تهران ، 1367ش .
[3] جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: 1 / 15 .








