مطالب پايگاه علمي المنجي
پيرامون حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام
از امير مؤمنان على عليه السلام روايت شده - و آن حديث مشهورى است - كه فرمود :
كلّما في القرآن في الحمد، وكلّما في الحمد في البسملة، وكلّما في البسملة في الباء، وكلّما في الباء في النقطة، وأنا النقطة الّتي تحت الباء.
تمام آنچه در قرآن است در سوره حمد است و آنچه در سوره حمد است در «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» جمع شده است ، و آنچه در «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» است در باء آن است و همه اسرار باء در نقطه آن است و من نقطه زير باء هستم .(1)
كتاب قطره اى از درياي فضائل اهل بيت عليهم السلام ج 1 ص 177
×××××××××
در كتاب مناقب نقل شده است :
هنگامى كه اميرالمؤمنين عليه السلام در كعبه تولّد يافت سجده كنان بر زمين فرود آمد ، سپس سر شريف خود را بلند كرداذان و اقامه گفت ، سپس شهادت به يكتائى خدا و رسالت محمّد صلى الله عليه وآله وسلم و ولايت و جانشينى خود داد . آنگاه به رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم اشاره كرد و گفت :
اى رسول خدا ؛ اجازه مى دهى بخوانم ؟ فرمود : بخوان .
شروع كرد به خواندن صحيفه هائى كه بر آدم نازل شده و آنها را به گونه اى قرائت كرد كه اگر شيث حضور مى داشت اقرار مى كرد كه على عليه السلام به آنها داناتر است ، سپس كتابهاى آسمانى حضرت نوح و ابراهيم ، و تورات موسى و انجيل عيسى را خواند ، سپس اين آيه شريفه را تلاوت نمود : «قَدْ أفْلَحَ المُؤْمنُون»(2) «به راستى اهل ايمان رستگارند».
پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم به او فرمود :
نعم أفلحوا إذ أنت إمامهم .
بلى ، رستگارند ، زيرا تو امام و پيشواى آنها هستى .
سپس او را خطاب كرد به آنچه انبياء و اوصياء را به آن خطاب كنند ، سپس ساكت شد . آنگاه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به اوفرمود :
عد إلى طفوليّتك فأمسك ، به طفوليّت خود برگرد ، پس او از اظهار عجائب خوددارى كرد .
و از كرامات بى نهايت و فضائل غير قابل شمارش او يكى اين است كه راهب يمامه حضرت ابوطالب عليه السلام را به ولادت على عليه السلام بشارت داد و به ايشان عرض كرد : به زودى فرزندى براى شما متولّد خواهد شد كه سرور اهل زمان خود و صاحب سرّ الهى ، و يار و ياور و مددكار براى پيغمبر زمانش ، و داماد او باشد و من دوران او را درك نمى كنم ، هنگامى كه او را ديدى از طرف من به او سلام برسان .
وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام تولّد يافت ، ابوطالب عليه السلام نزد آن راهب رفت تا به او خبر دهد ولى او از دنيا رفته بود پس به سوى اميرالمؤمنين عليه السلام برگشت ، او را گرفت و بوسيد .
اميرالمؤمنين عليه السلام به پدر سلام كرد و گفت :
اى پدر ؛ از نزد راهب يمامه برگشتهاى ، او كه بشارت آمدن مرا به تو مىداد . و قصّه را كاملاً نقل كرد .
پدرش ابوطالب عليه السلام گفت : راست گفتى اى ولىّ خدا .(3)
و شاعر چه نيكو سروده است :
هوالقبلة الوسطى ترى الوفد حولها
لها حرم اللَّه المهيمن والحلّ
وآيته الكبرى وحجّته الّتي
اُقيمت على من كان منّا له عقل
او قبله اى است كه در وسط قرار گرفته و مردمان در اطراف او مى چرخند ، حلّ و حرم(4) خداوندى كه مراقب همه اشياء استبراى او است .
او نشانه بزرگ قدرت پروردگار و حجّت او است ، بر آنها كه داراى عقل و انديشه اند .
و شاعر عارف لطف اللَّه نيشابورى گفته است :
طواف خانه كعبه از آن شد بر همه واجب
كه آنجا در وجود آمد علىّ بن ابى طالب
كتاب قطره اى از درياي فضائل اهل بيت عليهم السلام ج 1 ص 232
1) سيّد نعمت اللَّه جزائرى رحمه الله در كتاب «الأنوار النعمانيّة» از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كرده است كه فرمود :
آنچه بوده و خواهد بود علم آن در قرآن است و علم تمام قرآن در سوره فاتحه است ، و علم تمام سوره فاتحه در بسم اللَّه است و علم تمام بسم اللَّه در حرف باء آن است و من نقطه زير باء هستم .
و برسي رحمه الله نيز در كتاب »المشارق : 21» از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كرده است : من آن نقطه زير باء هستم .
2) سوره مؤمنون ، آيه 1 .
3) مشارق الأنوار : 75 .
4) به آنجا كه مُحرم نيستند حلّ ، و جائى كه لباس احرام مى پوشند حرم است .








