چاپلوسی مروان نسبت به عایشه
یعقوبی می نویسد: «مروان نزد عایشه رفت و گفت : ای امّ المؤمنین ! کاش بپا میخواستی و میان این مرد و مردم سازش میدادی .
گفت : من وسایل سفرم را آماده کردهام و میخواهم به حجّ بروم .
گفت : به جای هر درهمی که خرج کردهای دو درهم به تو داده میشود.
گفت : شاید تو گمان میکنی که من عثمان را نمیشناسم ، به خدا قسم ؛ دوست داشتم که او پاره پاره در جوالی از جوالهای من بود و میتوانستم او را حمل کنم و به دریا افکنم .[1] »
یعقوبی که از بزرگان و مورّخان سنّی است مطلب گذشته را در تاریخ خود نوشته است.
از نوشتۀ او روشن می شود کسانی که پیراهن عثمان را بهانه قرار داده و بوسیلۀ آن به جنگ با حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام پرداخته اند، تا چه حدّ از عثمان متنفّر بوده و آرزو داشتند او تکّه تکّه شده و بدن او را در دریا می افکندند.
همان افراد پیراهن عثمان را بهانه قرار دادند و هزاران نفر از مسلمانان را به کشتن دادند.
-------------------------------------------------
[1] تاريخ يعقوبى : 2 / 72 .








