امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
بنى ‏امیّه و جنگ جمل

بنى ‏امیّه و جنگ جمل

مسعودى در «مروج الذهب» و غیر او روایت مى ‏كنند كه: علىّ بن ابى طالب‏ علیه السلام در جنگ جمل بدون سلاح بیرون شد، در حالى ‏كه بر استر حضرت رسول‏ صلّى الله علیه وآله وسلّم سوار بود زبیر را به طرف خود دعوت  كرد. زبیر در هنگامى كه غرق اسلحه بود در مقابل او حاضر گردید، جریان را به عایشه گفتند. وى فریاد زد: واى بر من؛ جنگ شروع شد، به عایشه اطّلاع دادند كه على‏ علیه السلام بدون اسلحه آمده و نظر جنگ ندارد، عایشه پس از این مطمئن شد و دلش آرام گرفت.

   على‏ علیه السلام و زبیر باهم معانقه كردند و سپس على ‏علیه السلام به زبیر فرمود:

واى بر تو؛ براى چه خروج كرده‏ اى؟

گفت: براى گرفتن خون عثمان. فرمود:

خداوند هر كدام از ما را كه در خون عثمان شركت داشته است بكشد، آیا یاد دارى‏ روزى را كه با حضرت رسول‏ صلى الله علیه وآله وسلم در حالى ‏كه بر حمارى سوار بودند در بنى ‏بیاض‏ ملاقات كردیم، پیغمبر روى خود را متوجّه من كرد و خندید و تو هم خنده كردى.

در آن روز گفتى: ابن ابى طالب دست از شوخى و مزاح خود  بر نمى‏ دارد، پیغمبر فرمود: وى اهل مزاح نیست، اى زبیر؛ او را دوست دارى؟ گفتى: آرى به خدا سوگند او را دوست دارم، در این هنگام حضرت رسول به تو گفت: در همین ‏زودى با وى جنگ خواهى كرد و در حقّ او ستم خواهى نمود.

   زبیر گفت: من از این عمل خود استغفار  مى‏ كنم اگر این مطلب را متذكّر بودم هرگز خروج  نمى‏ كردم.

   على‏ علیه السلام فرمود: اینك مراجعت كن.

   زبیر جواب داد: اكنون كه مقابل هم قرار گرفته ‏ایم براى من عار است از جنگ فرار كنم. فرمود:

اى زبیر؛ عار بهتر است كه گرفتار نار گردى.

   زبیر پس از این، از میدان جنگ مراجعت كرد و این اشعار را خواند:

اخترت عاراً على نار مؤجّجة

ما إن یقوم لها خلق من الطین

نادى علی بأمر لست أجهله

عار لعمرك فی الدنیا وفی الدین

فقلت حسبك من عدل أباحسن

فبعض هذا الّذی قد قلت یكفینی

   زبیر پس از این منصرف شد و به طرف وادى السباع رفت، و به دست عمرو بن ‏جرموز در هنگام نماز به طور ناگهانى كشته شد و عمرو شمشیر و خاتم او را نزد على ‏علیه السلام آورد و على ‏علیه السلام فرمود:

این شمشیر در راه پیغمبر فداكارى زیادى كرد و غم و اندوه را از چهرۀ آن‏ جناب‏ زدود، ولیكن اكنون  به این روز بد گرفتار شد و پایان زندگیش به این نحو پایان یافت و كشنده ابن صفیّه در آتش جاى خواهد داشت.(1)

-------------------------------------------------------------

(1) معاویه و تاریخ: 59.

 

 

بازدید : 8