امام صادق عليه السلام : جيڪڏهن مان هن کي ڏسان ته (امام مهدي عليه السلام) ان جي پوري زندگي خدمت ڪيان هان.
ویرانی کعبه به دست حجّاج بن یوسف

ویرانی کعبه به دست حجّاج بن یوسف

ویرانی کعبه بدست حجاج بن یوسف: حادثه‌ای که به وسیله «حجّاج بن یوسف» در سال 73 هجری، آن هنگام که از طرف عبدالملک بن مروان، خلیفه اموی برای دستگیری «عبدالله بن زبیر»، فرستاده شد، روی داد.

دو گروه در «طائف» به هم رسیدند و نبرد سنگینی بین آنان درگرفت. ابن زبیر، به جانب مکه فرار کرد و در آنجا متحصّن شد. حجّاج، مکه و اهل آن را محاصره کرده، منجنیق‌هایی بر فراز کوه ابوقبیس، نصب کرد تا آنها را مجبور کند که از در تسلیم واطاعت عبدالملک درآیند. جمعی سیاه حبشی در همراهی حجاج بودند. آنها کوبیدن مکه را با منجنیق، آغاز کردند که در اثر آن عده زیادی به قتل رسیدند.

حجّاج، پنج منجنیق، همراه داشت که با آنها، مکه را زیر باران سنگ قرار داده، آب و غذا را بر اهالی آن بست تا آنجا که برای رفع تشنگی، از آب زمزم استفاده می‌کردند، سنگها بر خانه خدا فرود آمد و آن را ویران ساخت. خورشید بگرفت و هوا غبارآلود شد، تا آنکه ستارگان ظاهر شدند و طوفان و بادهای تندی از هر طرف وزیدن گرفتند و حجّاج هم‌چنان، بر سپاهیانش بانگ می‌زد، با اطاعت از سلطان، خدا را، خدا را پاس دارید و آنان چنان بر ابن‌زبیر حمله می‌بردند که به نظر می‌آمد در همین حمله بر او دست خواهند یافت.

امّا، ابن زبیر به تنهایی، یورش برده و آنان را از باب بنی‌شیبه، بیرون می‌راند. و آنان باز حمله را آغاز می‌کردند. و این عمل چندین بار تکرار شد. در آن روز عدّه بسیاری از آنان کشته شدند. به ابن‌زبیر گفته شد، آیا مذاکرات صلح با آنها را آغاز نمی‌کنی؟ در جواب گفت: به خدا سوگند، اگر آنان شما را در میان کعبه نیز بیابند، همگی را خواهند کشت. به خدا، من هرگز تقاضای صلح با آنان را نخواهم کرد.

چون مکه با منجنیق کوبیده شد، صاعقه‌ها و رعد و برقهایی آنچنان شدید در گرفت که صدای منجنیقها را خفه کرد. در یکی از این صاعقه‌ها، دوازده نفر هلاک شدند و این باعث ضعیف شدن روحیۀ سپاه حجّاج شد. لیکن حجّاج، آنان را تشویق می‌کرد و می‌گفت: من به اوضاع و احوال این سرزمین آگاهترم این رعد و برق های تهامه است و آنان را نیز همانند شما در بر می‌گیرد.

صبحگاهان، صاعقه‌ای آمد و جمع زیادی از لشکریان ابن‌ زبیر را کشت. حجّاج گفت: آیا نگفتم که آنها نیز، همانند شما صدمه و آسیب می‌بینند؟ با این تفاوت که شما بر طاعت خدا هستید و آنها بر مخالفت.

پس شامیان رجز می‌خواندند و با منجنیق سنگ پرتاب می‌کردند که ناگهان صاعقای فرود آمد و منجنیق را به آتش کشید. شامیان از محاصره و سنگ‌پرانی دست کشیدند. حجّاج خطاب به آنان گفت: آیا نمی‌دانید آتش بر پیشینیان ما نیز فرود می‌آمد و آن قربانیها را که مقبول درگاه حق واقع می‌شد، می‌سوزانید؟ اگر کار شما قبول نشده بود، آتش نمی‌آمد و آن را نمی‌سوخت.

آنان دلگرم شده، به محاصره ادامه دادند. اهل مکّه به تدریج، ابن‌زبیر را ترک کرده به طرف حجّاج، بیرون رفته امان می‌طلبیدند. و قریب ده هزار نفر از آنان، از حجّاج امان دریافت داشتند و یاران ابن‌ زبیر بسیار کم شدند تا جایی که حمزه و حبیب دو فرزند ابن زبیر نیز نزد حجّاج رفته، امان گرفتند.(1)

--------------------------------------------------------------------

(1) تاریخ مکّه : 136.

 

 

 

دورو ڪريو : 5