امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
دزدی که سر راه قاضی را گرفته بود

دزدی که سر راه قاضی را گرفته بود

در بعض از کتب معتبره مذکور شده که دزدی سر راه را بر قاضی گرفته و گفت: برهنه شو و آنچه را که از پول و لباس داری به من بده .

قاضی گفت : تو کیستی ؟

دزد گفت : انا سارق . من دزدم .

قاضی گفت : از خدا نمی‌ترسی .

دزد گفت : اگر از خدا نمی‌ترسیدم اوّل تو را می‌کشتم بعداً مالت را می‌بردم .

قاضی گفت : تو حیا نمی‌کنی و حال اینکه پیغمبر صلّی الله علیه وآله فرموده است : «الحیاء من الإیمان»؛ حیاء از ایمان مرد است .

دزد گفت : پیغمبر صلّی الله علیه وآله چنانچه آن را فرموده این را هم فرموده : «الحیاء مانع الرزق»؛ یعنی حیاء مانع روزی است .

قاضی گفت : استغفر الله ربّی وأتوب إلیه ، چه گناه کرده‌ام که به دست این دزد گرفتار شده‌ام ؟

دزد گفت : لا حول ولا قوّة إلّا بالله، چه تقصیر کرده‌ام که این روده دراز به گیرم افتاده است ؟

قاضی گفت : چرا دزدی می‌کنی و حال آنکه خداوند عالم فرموده است : (رزقکم فی السّماء وما توعدون)؛ یعنی روزی شما در آسمان است .

دزد گفت : خداوند هم فرموده : (نحن قسمنا بینهم معیشتهم)؛ ما قسمت نمودیم میان آدمیان معایش ایشان را.

قاضی گفت : از من عفو فرمائید، خطا کردم که بی‌وقت از خانه بیرون آمدم .

دزد گفت : مگر از نجوم خبر نداری ؟

قاضی گفت : پیغمبر صلّی الله علیه وآله فرموده است که : هر کس که اعتقاد به منجّم کند به خدا کافر شده است .

دزد گفت ،: خود باریتعالی فرموده است (وبالنّجم هم یهتدون)؛ یعنی به ستاره‌ها ایشان راه می‌یابند.

قاضی گفت : برو به خانه خود قرار گیر روزی تو می‌رسد مردم را آزار مکن .

دزد گفت : من امشب از قرآن تفأّل کردم از برای دزدی این آیه آمد که (لیس للإنسان إلّا ما سعی)؛ نیست از برای انسانی مگر آنچه را که سعی و کوشش نموده .

قاضی گفت : مرا آزار مکن زیرا که پیغمبر صلّی الله علیه وآله فرموده : «العلماء ورثة الأنبیاء»؛ علماء ورثه انبیاء هستند، احترام ایشان بر همه کس لازم است .

دزد گفت : من هم از پیغمبر صلّی الله علیه وآله ارث دارم زیرا که آن جناب فرموده است : «اهل القرآن أهل الله» اهل قرآن و قاری آن اهل خدا است و من هفت قرائت را یاد دارم و هلمّ جرّاً.

آن دزد بسیاری از احادیث و آیات قرآنیه را به موقع خود شاهد آورد و یکی یکی از لباس‌های قاضی بیچاره را درآورد و بعداً با تمام پول هایش برداشت سپس گفت: حال دیگر راه امن است بفرمائید بروید فی امان الله، همچنین شواهد اقامه نمودن دزدان دین از برای مطالب باطله خود از قرآن و حدیث مثل شاهد اقامه نمودن آن دزد است.(1)

----------------------------------------------------------------------------

(1) کشکول امامت : 1 / 110.

 

 

 

بازدید : 4