امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
نمونه‏ اى از كارهاى ابوبكر علاوه بر غصب خلافت

نمونه‏ اى از كارهاى

ابوبكر علاوه بر غصب خلافت

دست به كارهائى زد كه حتّى دوستدارانش نیز، از شنیدن آن‏ها، شرمسار مى ‏شوند كه كوتاه ترین فهرست آن چنین است:

   فرمان كشتن عبّاس - عموى پیامبر - و على‏ علیه السلام - داماد او را - بدین دستاویز كه با وى ‏بیعت نكرده‏ اند، با بى ‏پروائى به دست دژخیمان سپرد.

   فدك را بى ‏هیچ موجبى، از دختر پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم بگرفت.

   خالد بن ولید را برخلاف فرمان قرآن، در كشتن مسلمانان آزاد گذارد.

   سخن پیامبر را از رواج بینداخت و به جاى «حىّ على خیر العمل»  كه دستور پیامبر بود، «الصلوة خیراً من النوم» را در اذان و اقامه نماز رایج ساخت.

   مقرّرى دخترش عایشه و حفصه دختر عمر را، از بیت المال دوچندان كرد و از مقرّرى زهراى بتول ‏علیها السلام، دختر پیامبر بكاست.

   دانسته حقّ خلافت على‏ علیه السلام را غصب كرد.

   عمر را برخلاف دستور اسلام، از پس خود، به خلافت برگزید.

   بدون دلیل منطقى و موجب دینى، براى اینكه با  فرمان‏ هاى محمّد صلى الله علیه وآله وسلم آشكار مخالفت ورزد وصیت كرد كه بى ‏اجازه پیامبر به خانه ‏اش(1) داخل شوند و در كنار گوشش كلنگ به زمین بكوبند(2) و پیكرش را پس از مرگ، در كنار پیكر پیامبر به‏ خاك بسپارند.

   و شگفتا كه این مرد ساده ‏دل فریب از آن پیش هم دست به كارهاى نارواترى زده ‏بود كه مى ‏توان آن‏ها را چنین فهرست كرد:

   در جنگ احد و حنین فرار كرد و پیامبر خدا صلّی الله علیه وآله را تنها به دشمنان خدا سپرد.

   در نبرد خیبر از نیمه ‏راه جنگ بازگشت و پرچمى را كه محمّد صلّى الله علیه وآله وسلم بدو سپرده ‏بود، به زمین نهاد.

   فرمان پیامبر صلّی الله علیه وآله را به جاى نیاورده و با سپاه اسامة بن زید همراه نشد تا آنجا كه‏ محمّد صلى الله علیه وآله وسلم را به لعنت كردن خودش و یارانش ناگزیر گردانید. پیامبر در حقّ او وهمدستانش بود كه فرمود: «جهّز و جیش اسامة، لعن اللَّه من تخلّف عنه... .

   با اینكه آشكارا مى ‏گفت، پیامبر هیچ ‏كس را به جانشنى خود برنگزیده است؛ بى‏ پروا خویشتن را خلیفه و جانشین پیامبر مى ‏خواند.

   پیكر بى‏ جان پیامبر راستین را، غسل ناكرده بر جاى نهاد و خود براى انتخاب‏ خلیفه به سقیفه بنى‏ ساهده شتافت.

   دردا و دریغا كه مردم روزگار ما و خاصّه جوانان، از خاندانى كه از این مرد، برجاى ماند آگاه نیستند و نمى ‏دانند بازماندگانش چه آتش ‏ها روشن كرده و چه‏ خونریزى‏ هایى مهیبى را سبب شده ‏اند كه ما در این باره نیز به چند یادآورى كوتاه‏ دست مى‏ زنیم:

   ابوبكر دو دختر داشت كه یكى عایشه همسر پیامبر بود و دیگر اسماء نام و «ذوالنطاقین» لقب داشت كه به همسرى در خانه زبیر مى‏ زیست.

   هیچ مسلمانى نیست كه از آتش ‏افروزى‏ هاى عایشه كم و بیش خبر نداشته باشد و نداند كه او جنگ جمل را برپا كرد؛ شورش مردم بصره را موجب شد؛ نخستین بار او، على‏ علیه السلام را به كشتن عثمان بهتان زد و «پیراهن عثمان» را دستاویز معاویه گردانید و پیكر بى‏ جان حسن‏ علیه السلام را به تیر بست كه از آن در فصلى جداگانه صحبت خواهیم داشت.

   دختر دیگر ابوبكر، اسماء همسر زبیر و مادر عبداللَّه و مصعب پسران زبیر بود كه‏ همچون خواهرش عایشه یادگارهائى  بس شوم و دل آزار از خود در تاریخ اسلام، برجاى نهاد كه كوتاه شده آن‏ها بدین ‏گونه است:

   زبیر همسر و عبدالله پسر اسماء از قهرمانان اصلى جنگ جمل بودند و به روى‏ علىّ مرتضى علیه السلام تیغ كشیدند.

   خانه مصعب فرزند دیگر اسماء پناهگاه قاتلان حسین علیه السلام و شهیدان دشت نینوا گردید. شبث بن ربعى و قیس بن اشعث از ماجراجویان سپاه عمر بن سعد را در پناه‏ خود گرفت ولى مختار ثقفى را كه به خوانخواهى حسین‏ علیه السلام برخاسته بود بكشت.

   عبداللَّه پسر اسماء چون در پرتو عظمت حسین‏ علیه السلام، جلال خود را در مكّه به خطر مى ‏دید، باعث شد كه آن حضرت، خانه خود را به ناچار ترك كند و روى به كوفه‏ گذارد و سرانجام به راه حقّ و دیندارى و یكتاپرستى كشته شود.

   همین عبدالله چون بر مكّه و مدینه دست یافت، محمّد حنفیه فرزند دیگر امیرالمؤمنین على‏ علیه السلام را به زندان انداخت و به كشتن وى مصمّم گشت.

   اینها آثارى بود كه از رهگذر وجود دختران ابوبكر نصیب تاریخ اسلام و جوامع‏ اسلامى گردید. امّا ابوبكر خواهرى نیز داشت كه یادگارهائى بس شومتر ودردانگیزتر از وى در تاریخ اسلام به یادگار مانده است.

   خواهر ابوبكر همسر اشعث بن قیس بوده و امّ فروه نام داشت.

   این زن فرزندانى به دنیا آورد كه هر یك به گونه ‏اى دست خود را به خون مردان ‏خاندان على‏ علیه السلام آغشته ساختند و جعده همسر حسن ‏علیه السلام كه به وى زهر داد، دخترهمین زن و خواهرزاده ابوبكر بود كه چون درباره امّ فروه شوهرش و فرزندانش، در فصلى جداگانه به بحث خواهیم پرداخت، در اینجا به آنچه نوشته‏ ایم اختصار مى‏ كنیم.

   اكنون این پرسش پیش مى ‏آید كه آیا خلافت ابوبكر با احكام قرآن، دستورهاى ‏محمّد صلّى الله علیه وآله وسلم و رضایت خدا، سازگار بود؟!

و آیا آنچه از خاندان او، خواهرش ودخترانش نصیب مسلمانان گردید، پدیده ‏هاى دینى و اسلامى بود؟!

و در راه رضاى ‏خدا و منطبق با دستورهاى قرآن و محمّد صلى الله علیه وآله وسلم انجام مى ‏گرفت؟!

و یا اینكه سبب‏ ساز این فجایع جانشكار تنها عشق وى به جاه و مقام و منصب و فرمانروائى بوده است؟!(3)

---------------------------------------------------------------------------

(1) در قرآن كلام خدا آمده كه هیچ‏كس نمى ‏تواند بدون اجازه به خانۀ پیامبر داخل شود، به حكم این آیه: «یا أیها الّذین آمنوا لاتدخلوا بیوت النّبی إلاّ أن یؤذن لكم...».

(2) به حكم این آیه: «یا أیها الّذین آمنوا لاترفعوا اصواتكم فوق صوت النبی...».

(3) تاریخ سیاسى اسلام: 119.

 

 

 

بازدید : 4