امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
چند چهره بودن عمر بن عبدالعزیز

چند چهره بودن عمر بن عبدالعزیز

ابن کثیر در کتاب خود: «البدایة والنهایة» مطلبی را نقل کرده است که بسیار جالب و راهگشای مهمّی برای شناخت عمر بن عبدالعزیز است.

با مطلبی که ابن کثیر در کتاب خود آورده است، چند چهره بودن عمر بن عبدالعزیز به خوبی آشکار میشود. به نقل ابن کثیر توجه کنید :

او میگوید ابن مبارک از محمّد بن مسلم و او از ابراهیم بن میسره نقل کرده است که او گفته است: هیچگاه ندیدم عمر بن عبدالعزیز هرگز انسانی را بزند مگر کسی که به معاویه دشنام دهد که او را چندین تازیانه میزد.(1)

بدیهی است که این گفتار به خوبی ثابت میکند که عمر بن عبدالعزیز معاویه را قبول داشته و از او طرفداری و حمایت میکرده است.

عمر بن عبدالعزیز دشنام دادن به امیرالمؤمنین علیه السلام را بر روی منابر ممنوع ساخت امّا در غیر منابر منعی از دشنام دادن امیرالمؤمنین علیه السلام وجود نداشت. به این جهت مردم میتوانستند در غیر منابر، آزادانه به دشنام دادن به آن بزرگوار بپردازند و هیچکس مانع آنان نمیشد، امّا اگر کسی به معاویه دشنام میداد به دستور عمر بن عبدالعزیز به او چندین تازیانه میزدند!

ای کاش کسانی که بر اثر بی اطّلاعی و عدم تحقیق، به عمر بن عبدالعزیز خوشبین هستند و او را خلیفهای عادل میدانند با اینگونه رفتارهای قبیحانه او آشنا میشدند تا به یک فرد چند چهره خوشبین و خوشگمان نباشند.

مهمترین برنامهای که عمر بن عبدالعزیز انجام داده و او را در نظر برخی از شیعیان مورد توجّه قرار داده است، یکی ردّ فدک می باشد و دیگری ممنوع ساختن از دشنام دادن به حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بر روی منابر است.

در حالی که هیچیک از این دو گواه بر عدالت او نیست او از انجام این دو کار، اهداف سیاسی را در سر، پرورانده نه وظیفه دینی را.

خباثت عمر بن عبدالعزیز به خاطر این بوده است که در رفتار و اعمال خود پیرو اهل بیت پیغمبر صلّی الله علیه وآله نبوده است. اگر در کردار خود تابع خاندان وحی علیهم السلام بود هر چند از بنی امیه بود ـ ولی مورد توجّه اهل بیت علیهم السلام قرار می گرفت و الطاف و عنایات آن بزرگواران شامل حال او می شد.

یکی از نزدیکان او به نام سعد الخیر که همانند عمر بن عبدالعزیز از بنی امیه بود، کاملاً مورد توجّه حضرت امام باقر علیه السلام بود به طوری که آن بزرگوار دو نامه برای او نوشتند و مطالبی را برای او بیان کردند در اعیان الشیعة(2) از کتاب اختصاص مرحوم شیخ مفید نقل کرده است که روزی او بر امام باقر علیه السلام وارد شد و همچون زنان می گریست.

امام باقر علیه السلام به او فرمودند :

چه چیزی تو را به گریه واداشته است؟

او در جواب گفت: چگونه گریه نکنم در حالی که من از شجره و نسلی هستم که در قرآن لعنت شده اند؟!

امام باقر علیه السلام فرمودند:

لست منهم، انت منّا اهل البیت أو ما سمعت قول الله عزّوجلّ فمن تبعنی فانّه منّی!

تو از آنان نیستی! تو از ما اهل بیت علیهم السلام هستی آیا نشنیدهای که خداوند فرموده است.

فمن تبعنی فانّه منّی.

هر کس از من پیروی کند از من است.

-----------------------------------------------------------------

(1) البداية والنهاية: 8 / 149.

(2) اعیان الشیعة:  34 / 222 .

 

بازدید : 14