اقرار الناصر لدین الله به غصب خلافت
امیرالمؤمنین علیه السلام و طرفداری از غدیر
عدّهای بر این عقیدهاند که پارهای از خلفاء عباسی از قبیل مأمون و منتصر شیعی بودهاند؛ اما این مطلب به اثبات نرسیده است. آری نسبت تشیّع فقط به الناصر لدین الله صحیح به نظر میرسد.(1)
آثاری که از این خلیفه به جای مانده فراوان و صریح بر تشیّع او میباشد از جمله آثار جاویدان این خلیفه ـ که تاکنون باقی مانده است ـ ساختمان او در سرداب غیبت حضرت ولی عصر عجّل الله تعالی فرجه در سامراء است، در منتهی الیه سرداب سکوئی است که دری از چوب ساج و دارای نقش و کندهکاری زیبایی بر آن قرار دارد و اطراف این در ـ همراه با نقوش ـ با خطوط باز و جلی نوشته هایی به صورت کنده کاری دیده میشود که هر کس به آسانی میتواند آنها را بخواند، و آن نوشته این است:
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، «قُلْ لا أسْألُکُمْ عَلَیْهِ اَجْراً اِلاَّ الْمَوَدَّةً فِی الْقُرْبی وَ مَنْ یَفْتَرِف حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فیها حَسْناً اِنَّ اللهَ غَفُورٌ شَکُورٌ»(2) هَذَا مَا اَمَرَ بِعَمَلِهِ سَیِّدُنَا وَ مَوْلانَا الْاِمَامُ الْمُفْتَرِضُ الطَاعَةِ عَلَی جَمیِع الْاَنَامِ اَبُو الْعَبَّاسِ اَحْمَدُ النَّاصِرُ لِدینِ اللهِ اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ وَ خَلیفَةُ رَبِّ الْعَالَمینَ، اَلَّذی طَبَّق الْبِلادَ عَدْلُهُ وَ عَمُ الْعِبَادَ رَأْفَتْهُ وَ فَضْلُهُ، قَرْنَ اللهُ اَوَامِرَهُ الشَّرِیفَةَ بِاسْتِمْرَارِ وَ النَّشْرِ وَ نَاطَهَا بِالتَّأییدِ وَ النَّصْرِ، وَ جَعَلَ لِایَّامِهِ الْمُخْلدهِ حَدّاً لا یَکْبُو جَوادُهُ، وَلِآرائهِ الْمُکَجّدةِ سَعداً لا یَخْبُوزادُهُ ، فی عزٍّ نَخضَعُ لَهُ الافدارُ فَیُطبعهُ عَوامُّها ، وَ مُلکِ خَشعَ لَهُ المُلُوکُ فَیَملِکُهُ نَواصبهَا ، بِتولیِ المَمْلُوک مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحُسَیْنِ بْنِ مَغَدِ الْمُوسَوِیِّ ، الَّذی یَرجُو الْحَیاةً فی اَیّامِهِ الْمُخَلدَةِ ، وَ یَتَمَئی اِنْفاق عُمرِهِ فِی الدُّعاءِ لِدولَتِهِ الْمؤتدةِ ، اِسْتَجابَ اللهُ اَدْعِیَتَهُ وَ بَلَّغَهُ فی اَیَّامِهِ الشَّریفَةِ اُمْنِسَّتَهُ، مِنْ سَنَةِ سِتِّ وَسِتّمائَةِ الْهِلالِیَّةِ ، وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا خاتَمٍ النَّبِیّین، وَ عَلَی آلِهِ الطّاهِرینَ وَ عِتْرَتِهِ ، وَ سَلَّمَ تَسْلیماً:
به نام خداوند بخشایشگر مهربان. «بگو : جز مودّت به خویشاوندانم مزدی از شما درخواست نمیکنم. اگر کسی حسنهای انجام دهد ما برای او در این حسنه پاداشی را میافزائیم؛ چرا که خداوند آمرزنده سپاسدار است». به این کار فرمان داده است سرور و مولای ما پیشوایی که طاعت از او بر جمیع مردم واجب است یعنی ابوالعباس احمد الناصر لدین الله امیر مؤمنان و خلیفه پروردگار جهانیان ، آنکه عدل او همه سرزمینها را سرشار ساخته، و رأفت و فضل او همه بندگان را در بر گرفته است. خداوند دستورات والایش را به تداوم پیروزی و نشر قرین گرداند، و اوامر وی را با تأیید و یاری خویش مربوط سازد ، و برای روزگار جاویدش پیشرفت و برشی مقرر دارد که کُند و راکد نگردد. و برای آراء با مجد و عظمتش برکت و به روزی که توشهاش مخفی نماند، در عزتی که قدرتها در برابر آن خاضع شده و عوام مطیع آن گردند ، و حکومت پادشاهان در برابر آن به خشوع در آمده، و زمام آنها را به دست گیرد. به تصدی مملوک آن جناب ، محمّد بن عبدالحسین بن معد موسی که امیدوار است در ایام و روزگار جاویدش زنده باشد، و آرزوی آن دارد که عمرش را در دعا برای دولت و حکومتش مصروف سازد. خدا ادعیه او را مستجاب گرداند و در ایام فرخندهاش وی را به آرزوهایش نائل سازد ، در سال 666 قمری. خداوند ما را بسنده میباشد و بهین وکیل است. و درود خداوند بر سرور ما محمّد خاتم پیمبران و بر خاندان پاک و عترت او و سلام او بر آنها.
در وسط سکو در قسمت منحنی دیوارش با خط کوفی زیبا – به صورت کنده کاری بر روی چوب ساج – نیز چنین نوشته شده است:
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ ، اَمیرُ الْمُؤْمنینَ عَلِیٌّ وَلِیُّ اللهِ، فَاطِمَةُ ، اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ، اَلْحَسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ، عَلِیُّ بْنُ اَلْحَسَیْنِ ، مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ، جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ، عُلِیُّ بْنُ مُوسَی ، مُحَمَّدُ بْنُ عَلِسٍّ ، عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ، اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ، اَلْقائِمُ بِالْحَقِّ عَلَیْهِمُ السَّلامُ، هذا عَمَلُ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ، وَلِیُّ آلِ مُحَمَّدٍ رَحِمَهُ اللهُ.
نباید تشیّع الناصر لدین الله و اظهار علنی او در این باره را عجیب برشمرد؛ بلکه آنچه عجیب به نظر میرسد جاوید ماندن این اثر جالب میباشد که از چوب است و مدت دور و درازی بر آن گذشته و دستها یکی پس از دیگری بر آن تسلّط یافته و حکومتهای در حال جنگ با یکدیگر را به خود دیده است.
از جمله شواهد تشیّع الناصر لدین الله این است که وی مشاهد مقدّسۀ ائمّه علیهم السلام را به عنوان منطقه امن برای کسانی قرار داد که مردم بدانها پناه میآوردند؛ و لذا مردم در نیازها و کارهای مهم و حتّی جرم هایی که مرتکب میشدند بدانها پناه میآوردند و نیازهای آنان برآورده میشد، و در این مشاهد به اهداف مهم دست مییافتتند و از جرم ها و خلافکاری های قابل اغماض مورد عفو قرار میگرفتند.
و نیز از آثار تشیّع او مطلبی است که الفُوطی ضمن حوادث سال 672 هـ ق یاد کرده است. ابن الفوطی پس از آنکه وفات فیلسوف عظیم الشأن خواجه نصیر الدین و دفن او در مشهد موسی بن جعفر علیه السلام را گزارش میکند میگوید : «خواجه در سردابی - که قدیمی است و کسی در آن دفن نشده - مدفون گردید. و گویند این سرداب برای خلیفه یعنی الناصر لدین الله ساخته شده یود».(3)
و از آنجا که الناصر لدین الله آشکارا به عنوان فردی شیعی معروف بود مردم با اظهار تشیّع بدو تقرب میجستند؛ چنان که ابوالحسن علی بن صلاح الدین یوسف ایوبی نامهای مبنی بر گله از عمویش ابیبکر و برادرش عثمان نوشت که با او نیرنگ به کار بردند و پیمان پدرش را نقض کردند. در این نامه آمده است:
مَوْلایَ اِنَّ اَبابَکْرٍ وَ صاحِبُهُ عُثْـ ـمانُ قَدْ اَخَذا بِالْغَصْبِ حَقَّ عَلِیً
وَ هُوَ الَّذی کَانَ قَدْ وَلاهُ والدُهُ عَلَیْها فَاسْتَقامَ الْامرحین ولیَ
فَخالَقاهُ وَ خلاً عَقد بیعَتِهِ وَ الامْرَ بَیْنَهُما وَ النَّصُّ فیهِ خِلِیٌّ
فَانْظُرْ اِلَی حَظٍّ هذَا الْاِسْمِ کَیْفَ لَفِیَ مِنَ الْاَواخِرِ ما لا فی مِنَ الأوَلی
مولای من ! ابی بکر و یار و برادرش عثمان غاصبانه حق علی را از او گرفتند.
و علی کسی است که پدرش او را به حکومت منصوب کرد، و آنگاه که خود آن را در اختیار داشت کارها روبهراه گشت.
اما ابی بکر و عثمان با علی (یعنی من) مخالفت کردند و پیمان بیعتش را نقض نمودند، و کار را میان خود قرار دادند؛ در حالی که نص و بیان دربارۀ این پیمان آشکار میباشد.
بنگر به بهره این نام (یعنی علی) که چگونه به او سوی پسینیان همان رسید که از سوی پیشینیان [یعنی به من از سوی ابی بکر و برادرش عثمان همان رسید که از همنام آنها به امیرالمؤمنین علی علیه السلام رسید مبنی بر این که حق او را غصب کردند].
الناصر لدین الله در پاسخ ابوالحسن علی بن صلاح الدین بدین گونه پاسخ داد:
وافی کِتابُکَ یَا بْنَ یُوسُفَ مُعْلِناً بِالصِّدقِ یُخْبِرُ أن أصْلَکَ طاهِرٌ
غَصَبُوا عَلِیّاً حَفهُ اِذْ لَمْ یَکُنْ بَعْدَا لنَّبِیِّ لَهُ بِیَثْرِبَ ناصِرُ
فَاصْبِرْ فَاِن غَداً عَلَیٌّ حِسابُهُمْ وَ ابْبِشرْ فَناصِرُک الْاِمامُ النّاصِرُ
ای ابن یوسف! نامۀ تو به من رسید، نامهای که صریحاً گویای صدق و راستی است، و گزارشگر آن است که اصل و نسب تو طاهر و پاکیزه میباشد.
حقّ علی علیه السلام را از آن رو غصب کردند چون برای او پس از نبی اکرم صلّی الله علیه وآله در یثرب (یعنی مدینه) یاوری نبود.
شکیبا باش؛ چرا که بر من است که فردا به حساب آنها برسم و مژده باد تو را که ناصر و یاور تو الناصر الدین الله است.
این مطالب پارهای از آثار و شواهدی است که گویای صراحت الناصر الدین الله در تشیّع میباشد.(4)
با اینهمه برخی قائل هستند الناصر لدین الله متمایل به شیعه شده ولی شیعه نبوده است.
---------------------------------------------------------------------------------
(1) وی به سال 552 هـ ق زاده شد و در 622 هـ ق از دنیا رفت ؛ و بنابراین مدّت خلافت او چهل و هفت سال میباشد.
(2) سورۀ شوری، آیۀ 23 .
(3) الحوادث الجامعة ، ص 380 .
(4) تاریخ شیعه ص 146








