امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
امام سجّاد علیه السلام و موالی

امام سجّاد علیه السلام و موالی

یکی از اموری که در قرن اوّل و دوّم هجری شایع بوده همین تربیت موالی بود. این افراد عمدتاً به دلیل استعداد مناسب و نیز آمادگی کسب علم از قبل و همچنین با احساس ضعفی که در برابر عرب‌ها داشتند و می‌خواستند آن را جبران کنند، به خوبی بر روی حدیث کار کرده و توانستند در مدّت زمان کوتاهی از فقهاء و محدّثین مراکز عمده اسلامی شوند.

این افراد در خانواده‌های مختلف عرب ، تربیت می‌شدند. و طبعاً انگیزه‌هایی که از جهت سیاسی و مذهبی در آن قبائل و عشیره‌ها بود، به اینان نیز سرایت می‌کرد. و چون کوفه ، بیشتر گرایش شیعی داشت ، موالی آن نیز چنین بودند.

اهل بیت علیهم السلام نیز چنین تدبیری را در تربیت موالی به کار می‌بستند. در این مورد، سیاست علی بن الحسین علیهما السلام بسیار قابل توجّه است  امام می‌کوشید تا مدینه با تربیت قشر موالی راه را برای آینده باز کند و اسلام صحیح و سلیم را بدانها زمینه کافی داشتند، منتقل نماید.

با شخصیّتی که امام داشت به خوبی می‌توانست بر روی موالی اثر بگذارد و با حرکاتی از خود نشان می‌داد (گریۀ مداوم برای امام حسین علیه السلام کاملاً قادر بود احساسات شیعی را بدانها انتقال دهد).

استاد سید جعفر مرتضی در تشریح سیاست‌های امام سجّاد علیه السلام برای بخشیدن حیاتی نوین به مکتب اسلام[1]  اشاره به این نکته دارد که آن حضرت غلامان را می‌خرید و آن‌ها را آزاد می‌کرد. به طوری که «سید الأهل» می‌نویسد: غلامان این مسأله را دریافته ، شور و شوق فراوانی داشتند که در معرض اقدام او قرار گیرند. امام نیز در هر سال و ماه و روز و هر وقت حادثه‌ای اتّفاق می‌افتاد، آنان را آزاد می‌ساخت. «حتّی صار فی المدینة جیش من الموالی الأحرار والجواری الحرائر وکلّهم فی ولاء زین العابدین علیه السلام قد بلغوا خمسین ألفاً أو یزیدون»[2] ؛ به طوری که در مدینه (به تعداد یک) لشکر از موالی آزاد شده و کنیزکان رهایی یافته وجود داشت که تمامی آن‌ها از موالی امام سجّاد علیه السلام بودند. و تعداد آنها حدود پنجاه هزار نفر یا بیشتر بود.

مؤلّف محترم «اعیان الشیعة» نیز می‌نویسد: او «سودانیان» را می‌خرید، در حالی‌که بدانها هیچ نیازی نداشت[3] . استاد «سّید جعفر مرتضی» دام ظلّه ، پس از ذکر این مطالب نتایج متعدّدی از این مسأله گرفته و می‌نویسد:

«لقد کان من نتیجة ذلک أن صار الموالی یعتبرون أهل البیت علیهم السلام هم المثل الأعلی للإنسان والإسلام وکانوا مستعدّین للوقوف إلی جانبهم فی مختلف الظروف ولانعدم بعض الشواهد الّتی تظهر أنّ الموالی کانوا ینتصرون للعلویین إذا رأوهم تعرّضوا لظلم أو لبغی من قبل السلطات»[4] .

یعنی: نتیجۀ چنین سیاستی، این بود که موالی، اهل البیت علیه السلام را به عنوان نمونه‌های انسانیّت و اسلامیّت می‌شناختند. و آمادگی کامل داشتند تا در شرائط مختلفی در کنار آن‌ها قرار گیرند، شواهدی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد موالی در مواقعی که علویّین مورد ظلم قرار گرفته یا بعضی از حکام به آن‌ها ستم می‌کردند، به یاری آنها می‌شتافتند.

از جمله نتایج دیگر این حرکت ، این بود که موالی می‌فهمیدند که اهل بیت علیهم السلام (همانگونه که علی علیه السلام چنین می‌کرد) هنوز هم سعی دارند موالی غیر عرب را از وضعیّتی که در آن بسر می‌برند، نجات دهند و آن‌ها را آزاد سازند تا بتوانند از مزایای یک زندگی سالم بهره گیرند[5] . [6]

-------------------------------------------------------------------------------------------

[1] . رك : دراسات و بحوث في التاريخ والإسلام : 1 / 53. مقالة الإمام السّجّاد علیه السلام باعث الإسلام من جديد.

[2] . سيّدالأهل ، زين العابدين علیه السلام: 47، هر چند رقم ذكر شده شايد اغراق‌ آميز باشد، امّا به هر حال نشانى بر كثرت آنهاست .

[3] . اعيان الشيعة : 4 / 63  .

[4] . علّامه مرتضى ، دراسات وبحوث في التاريخ والإسلام ، الجزء الأوّل : ص 64.

[5] . علّامه مرتضى ، دراسات وبحوث في التاريخ والإسلام ، الجزء الأوّل : ص 65.

[6] . تاريخ تشيّع در ايران : 83.

 

    بازدید : 113