امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
موالی پس از مختار

موالی پس از مختار

علاوه بر اینکه این نصوص تاریخی ، حاوی حمایت موالی از یک حرکت شیعی است ، نشانۀ کثرت آن‌ها در عراق است به حدّی که توانستند یک حکومت 16 ماهه را بر سر پا نگه دارند گرچه گروهی از عناصر این حکومت را عرب ها تشکیل می‌دادند[1] . برخورد مختار در این مدّت با مردم ، بسیار مناسب بود. و چنانکه نقل شده : «کان مختار اوّل من ظهر أحسن شیء سیرة وتألّفاً للنّاس»[2]  و لذا توانست در دل مردم تا حدودی نفوذ کند.

دلیل دیگر نفوذ او نیز شیعی بودن جهت حرکت وی بوده ، او به عدّه‌ای که ابتداء جهت کشتن قاتلین امام حسین علیه السلام وعده داده بود، وفا نمود. و تا آنجا که توانست، آنان را از بین برد. بنا به گفتۀ «ابن اعثم» و به نقل از محمّد بن اشعث او تا موقع (فرار ابن اشعث به بصره) نزدیک به سه هزار نفر از متّهمین به قتل حسین بن علی علیهما السلام را از دم تیغ گذراند[3] . متأسّفانه بعد از کوبیدن حرکت مختار، موالی سرکوب شدند. امّا به هر حال ، جامعه از وجود آن‌ها نمی‌توانست بی‌نیاز باشد.

آنها نه تنها در انجام امور سخت جامعه افرادی فعّال بودند، بلکه در کارهای علمی نیز از عرب ها جلو افتادند. به طوری که در اواخر قرن اوّل ، عموم علمای معروف شهرهای مهمّ اسلامی از موالی بودند[4] .

این مطلب ، حجّاج را سخت آزرده خاطر کرده بود تا جائی که دستور سخت‌گیری نسبت به موالی را صادر نمود و همانگونه که گذشت حجّاج از اینکه آن‌ها امام جماعت بوده و یا در منصب قضاوت باشند، جلوگیری کرد. در هر صورت ، حمایت موالی از بنی‌هاشم خاتمه نیافت و بعدها نیز آنها در نهضت‌هایی که شیعه در قرن دوّم داشت ، مشارکت کردند. حامیان اهل بیت علیهم السلام نه تنها از میان عرب های بعضی از قبایل ، بلکه از ناحیۀ موالی ایرانی و حتّی غیر ایرانی بود.[5]

---------------------------------------------------------------------------------------------

[1] . ابن اعثم مى‌نويسد: «بايع الناس من العرب والموالى» ج 6 ص 115. بيعت ابراهيم اشتر رئيس يكى از قبايل عرب ، دليل ديگر بر همين امر است .

[2] . طبرى :  4 / 531 ، انساب الأشراف : 5 / 229 . و لذا گفته شده كه «أحبّه النّاس حبّاً شديداً» رك : فتوح : 6 / 119  . تا آن موقع بنى‌اميّه شديدترين فشارها را به كوفيان وارد كرده بودند و اينك رهائى از آن‌ همه فشار، آن‌ها را وا مى‌داشت كه مختار را كه اين فشار را از روى دوش آن‌ها برداشته ، دوست بدارند.

[3] . ابن اعثم ، فتوح : 6 / 138 .

[4] . ابن عبدربّه ، عقد الفريد:  3 / 416 . مقدّمة علوم الحديث از حاكم نيشابورى : 197 و 199. حموى مى‌نويسد: «لمّا مات عبدالله بن عبّاس ، عبدالله بن الزيد، عبدالله بن عمرو بن العاص!! صار الفقه في جميع البلدان إلى الموالى... إلّا المدينة . معجم البلدان :  2 / 254.

[5] . تاريخ تشيّع در ايران : 73.

 

 

بازدید : 108