معاویه بین والیان خود و مردم فرق میگذاشت
طبری می نویسد: «عبدالله بن عمرو بن غیلان بر منبر بصره سخن میگفت یکی از مردم بنیضبّه ریگ بر او پرانید. به گفتۀ ابوالحسن این کس جبیر نام داشت پسر ضحّاک و یکی از مردم بنیضرار بود.
گوید: عبدالله گفت دست او را بریدند و شعری به این مضمون خواند: «شنوایی و اطاعت و تسلیم برای بنیتمیم بهتر است و مناسب تر». آنگاه بنیضبّه پیش وی آمدند و گفتند: یار ما با خویشتن بد کرد امیر نیز در کار عقوبت وی افراط کرد. بیم داریم خبر وی به امیر مؤمنان! رسد و از نزد وی دستور عقوبتی خاصّ یا عام برسد. اگر رأی امیر باشد نامهای نویسد که یکی از ما پیش امیر مؤمنان! برد و ضمن آن خبر دهد که دست این شخص از روی بدگمانی بریده و سبب آن روشن نبوده است .
پس عبدالله نامهای به معاویه نوشت و آن را نگه داشتند تا سال نود رسید. به گفتۀ ابوالحسن بیشتر از شش ماه نگه داشتند.
گوید: آنگاه عبدالله سوی معاویه رفت ، ضبیان نیز برفتند و گفتند: ای امیرمؤمنان! دست یار ما را به ستم بریده و اینک نامهای که به تو نوشته .
معاویه نامه را خواند و گفت : قصاص از عاملان من روا نیست و انجام شدنی نیست اگر خواهید به یار شما غرامت (دیه) دهم .
گفتند: غرامت بده».(1)
---------------------------------------------------------------------------------------------
(1) تاریخ طبری : 7 / 2863 .








