نقش مغیره در استلحاق زیاد به معاویه
مغیرة بن شعبه به زیاد گفت: چیزهای کوچک را رها کن و به کار اصلی بپرداز، هیچکس جز حسن بن علی علیهما السلام دعوی خلافت ندارد که او نیز با معاویه صلح کرده است ، پیش از آنکه کار استقرار یابد بهره خود را بگیر.
زیاد به او گفت : به نظر تو چه کنم ؟
مغیره گفت : به نظر من باید نسب خود را با او (معاویه) پیوند دهی و ریسمان خود را با او یکی کنی و گوش به حرف مردم ندهی .
زیاد به خانه جویریه خواهر معاویه رفت ، وی با سر برهنه در حضور زیاد ظاهر شد و به زیاد گفت : تو برادر من هستی ، جویریه این کار را به دستور معاویه کرده بود، سپس معاویه همراه زیاد به مسجد رفتند، مردم جمع شدند. به درخواست معاویه ابومریم سلولی ـ شرابفروش طائف در عصر جاهلیت که مسلمان شده بود! ـ اینگونه شهادت داد و گفت :
روزی ابوسفیان پیش من آمد و گفت : ای ابومریم ؛ آیا فاحشهای داری ؟!
به وی گفتم : جز سمیه کنیز حارث بن کلده چیز دیگری ندارم .
ابوسفیان گفت : با آنکه بدبو و کثیف است بیاورش !
در این هنگام زیاد گفت : ای ابومریم ؛ آهسته ، تو را برای شهادت خواستند نه برای ناسزا گفتن .
ابومریم گفت : اگر مرا معاف داشته بودید بهتر بود، من آنچه را دیدهام میگویم .
سپس آندو به اطاق رفتند. زیاد گفت : عبید برای من مربی خوب و سرپرست شایستهای بود و شهود آنچه میگویند بهتر دانند.
در این هنگام یونس بن عبید ـ برادر زیاد ـ برخاست و گفت : ای معاویه ؛ پیامبر خدا صلّی الله علیه وآله حکم کرده که فرزند متعلّق به بستر است و نصیب زناکار سنگ است ؛ (الولد للفراش وللعاهر الحجر) ولی تو برخلاف کتاب خدا و سنّت پیامبر صلّی الله علیه وآله به شهادت ابومریم دربارۀ زنای ابوسفیان حکم میکنی که فرزند متعلّق به زناکار است و نصیب بستر سنگ است.
معاویه گفت : ای یونس ؛ به خدا اگر بس نکنی روزگاری به سرت آورم که در داستانها بنویسند. [1]
آری ؛ اینچنین معاویه ، زیاد را برادر خود کرد و رسوا شد. شعرا در این مورد اشعار بسیاری گفتند، از جمله عبدالرحمن بن حکم گوید: برای معاویه پسر حرب از مردم یمن پیام ببر، چرا از اینکه بگویند پدرت عفیف بود خشمگین میشوی و دوست داری بگویند پدرت زناکار بود، شهادت میدهم که خویشی تو با زیاد چون خویشی فیل با بچّه الاغ است .»[2]
* * *
معاویه به وسیلۀ این که زیاد را برادر خود شمارد، دست او را برای کشتن شیعیان و یاران حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام باز کرد.
-----------------------------------------------------------
[1] . مروج الذهب : 2 / 11 ـ 12.
[2] . مروج الذهب : 2 / 12 .








