عمر بن عبدالعزیز
و اعتقاد او به غصب خلافت
عمر بن عبدالعزیز نه تنها می دانست که بنی امیّه خیانت نموده و حقّی در خلافت ندارند، بلکه میدانست حقّ با اهل بیت علیهم السلام است و خلیفه و جانشین واقعی رسول خدا صلّی الله علیه وآله اهل بیت آن حضرت هستند.
با این همه هیچگاه به کرسی نشینی خلافت پایان نداد و همچون آباء و اجدادش که خلافت را از اهل بیت علیهم السلام غصب کرده بودند، غاصبانه بر کرسی خلافت تکیه زد.
در احقاق الحق مینویسد: عمر بن عبدالعزیز وقتی به حکومت رسید به والی خود در مدینه نوشت: به فرزندان فاطمه (سلام الله علیها) دوازده هزار درهم تقسیم کن ... و همچنین گفت: حق با علی و باطل بنی امیه و مروان است. پدرم به هنگام خطبه خواندن به خاطر نام علی (علیه السلام) به اضطراب میافتاد من به پدرم گفتم تو خطبه میخوانی ولی وقتی نام علی (علیه السلام) را یاد میکنی در تو تقصیر و کوتاهی می بینم.
پدرم به من گفت: آیا این را درک کردی!؟! ای فرزندم اگر مردمی که اطراف ما هستند درباره علی (علیه السلام) میدانستند آنچه را که ما میدانیم از دور ما پراکنده شده و به سوی اولاد علی (علیه السلام) میرفتند.(1)
عمر بن عبدالعزیز که آگاه از واقعیت غصب خلافت بود، به جای واگذاری کرسی خلافت به اهل بیت پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله، دستور داد دوازده هزار درهم میان فرزندان حضرت زهراء سلام الله علیها تقسیم کنند!
گویا با این عمل کوچک میخواست کار بزرگ غصب خلافت را جبران کند.
او نه تنها از کرسی خلافت دست برنداشت، بلکه به خاطر پراکنده نشدن مردم از اطرافش، حقائق را به مردم نگفت تا همچنان دور او را بگیرند و او به حکومت ادامه دهد.
عمر بن عبدالعزیز در موارد دیگر نیز تصریح کرده که آباء و اجدادش خلافت را غصب کردهاند. او که از نوادگان عمر است به راحتی آباء و اجدادش را غاصب خلافت میداند، ولی این حقیقت را هیچگاه برای عموم مردم بیان نمیکند و همچنان به غصب خلافت ادامه میدهد. اگر این خلیفه آگاه! که گاه و بیگاه واقعیت غصب خلافت را با بیانهای گوناگون برای بعضی از افراد (نه همهء مردم) عنوان میکرد، دست از خلافت بر میداشت و به مردم میگفت که خلیفه واقعی رسول خدا صلّی الله علیه وآله در آن زمان حضرت باقر علیه السلام است و کرسی خلافت را به آن حضرت واگذار میکرد، به وظیفه خود عمل کرده بود.
متأسّفانه نه تنها او اینگونه رفتار نکرد، بلکه گاهی آباء و اجداد خود را که میدانست غاصب خلافت بودند، مدح میکرد و آنان را ستایش مینمود.
این خلیفه آگاه! از غاصب بودن آباء و اجداد خود همچون نیاکانش که آنان نیز آگاه از غصب خلافت بودند به غصب خلافت ادامه داد و در نتیجه روزگار سیاه و تیره و تار جهان را تا این زمان ادامه یافت.
--------------------------------------------------------------------
(1) احقاق الحق: 28 / 470 .








