اجراء مکر معاویه پس از مرگش
نسبت به عمروعاص
چون معاویه را وفات رسید، یزید لعین ، عمروعاص ملعون را بخواند و وصیتی که پدر او را کرده به وی رسانید و گفت : چنین گفته است که چون در ایام حیات و موسم زندگانی میان ما صداقت و مودّت مستحکم بود لطف کن و در سفر آخرت معاونتی فرما و به دست خویش مرا در لحد نه تا مگر به برکت دست مبارک تو این منزل نخستین که محلّ خاموشان است و مقام کفنپوشان ، بر من آسان گردد!
عمروعاص بگریست و معاویه را درآوردند و عمرو به حفره فرورفت و معاویه را در لحد راست بنهاد، و چون از اسباب دفن فراغت یافت خواست که برآید یزید شمشیر کشید و گفت : نخست بیعت کن ، آنگاه از آنجای بیرون آی !
عمرو چون حال بر آن منوال دید دانست که عقل یزید بدین دقیقه نرسد، پس روی به کالبد معاویه کرد و گفت : «أتمکرُ أنت وأنا فی هذه الحالة مردّد؟».(1)
--------------------------------------------
(1) تاريخ روضة الصفا: 5 / 2173.








