ملحق شدن بنیاُمیّه به معاویه
در آن ایّام ولید بن عقبة بن ابی معیط به نزد حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام آمد عرض کرد: یا امیرالمؤمنین ؛ در جنگ بدر پدر مرا کشتی و دیروز برادر من عثمان را کشتهاند و تو او را مخذول نمودی و این مروان است که پدر او را مورد هزار گونه طعن قرار دادی و این سعید بن العاص است که پدر او را در بدر کشتی ، دیگر ما به چه جهت با تو همدست شویم و به جانب تو میل کنیم ؟ معذلک ما فرزندان عبد منافیم و اقرب ناس به سوی تو هستیم ، امروز با تو بیعت خواهیم کرد به شرط آنکه این مال که در ایام عثمان به دست ما افتاده به ما بازگذاری و دیگر آنکه قاتلان عثمان را به ما دهی تا ایشان را به قتل رسانیم و اگر از این دو إبا داری رخصت فرمای تا ما به جانب شام رویم .
حضرت فرمود:
امّا قتل پدر تو در بدر به دست من به فرمان خدا و رسول بود، امّا خذلان برادر تو عثمان چندانکه او را نصیحت کردم مفید فائده نشد تا آنکه اصحاب رسول خدا صلّی الله علیه وآله بر او جمع شدند و او را کشتند و قتل او به امر من نبود و امّا قتل قتله عثمان ممکن نیست چه آنکه اگر قتل آنها لازم بود من قبل از اینکه عثمان را بکشند آنها را میکشتم ، و امّا آنچه در دست شما است از بیت المال من هرگز حقّ خدا را به دست شما نخواهم گذاشت و فیء مسلمانان را مخصوص شما نخواهم گردانید و من شما را اکراه به بیعت نکنم اگر میخواهید بیعت کنید و اگر نه به هر جا که میخواهید بروید.
ولید بن عقبه از این سخن خوشحال شد، بیرون آمد و با جمعی از بنیامیّه به شام رفتند و به معاویه ملحق شدند.(1)
-------------------------------------------------------------------------------
(1) زندگانی عایشه: 11 .








