معرفت غیر از علم است
بسیاری از افرادی که خود را در وادی معرفت واصل میدانند، غرور و خیالات واهی خود را رها نمیکنند.
معرفت، حلوای طنطرانی است و تا نخوری، ندانی که چیست؟ زیرا که معرفت، غیر از علم است. هر انسانی در وادی علم و دانش وارد شود و با اصطلاحات و فنون آن را فرا گیرد عالم به آن علم میشود و با آشنا شدن به مسائل آن علم به نتیجه میرسد ؛ ولی معرفت اینگونه نیست که انسان با آموختن الفاظ آن پی به معانیش بَرد.
همانگونه که در علم «کاف» آشنا بودن با مسائلی همچون تبخیر، تصعید، تکلیس و تشویه آدمی را آگاه به آن علم نمیسازد، زیرا آگاه شدن از آن، علاوه بر اطّلاع از مسائل مذکور شرط دیگری لازم دارد که آن را به وسیله علم نمیتوان تحصیل نمود.
به همین دلیل هر چه در تشویه و تکلیس و تصعید کوشش شود نتیجهای به دست نخواهد آمد. به همین دلیل حضرت امیر مؤمنان علیه السلام درباره آن فرمودهاند :
لایؤتی الّا لولّی.
خوشبختانه این گونه افراد با محک زدن کار خویش به اشتباه خود پی میبرند و میفهمند که نفهیدهاند، گر چه ممکن است که سالها افرادی را به دام بیاندازند و با بیان اصطلاحات و قواعدِ بی نتیجه به افرادِ نفهمیده تلقین کنند که چیزی فهمیدهاند.
در معارف نیز واقعیت از این قرار است؛ زیرا ممکن است با آگاهی از یک سلسله مسائل و آشنا شدن به تعدای از اصطلاحات گمان کنیم که راه به عالم ملکوت بردهایم ؛ در حالی که هنوز دریافتها و القائات خود را محک نزدهایم؟!
مگر نه این است که برای شناخت طلای ناب آن را محک میزنند و در صورت ثبوت عیار آن را تشخیص میدهند؟!
ورود در عالم معارف نیز اینگونه است، زیرا انسان باید با محکی که خداوند در آیات قرآن و همچنین روایات قرار داده است، دریافتها و القائات خویش را محک بزند و درک نفسانی، شیطانی و رحمانی از یکدیگر تشخیص دهد، وگرنه چگونه میتواند درک خود را بیست و چهار عیار معرّفی کند؟ و چگونه میتواند هر چه را که فهمید به خداوند و اهل بیت علیهم السلام نسبت دهد؟
بگذریم، این مثالی بود که برای خود و کسانی که جویای معارف و در پی تحصیل معرفت هستند تا بدانیم شنیدن اسم حلوا دهان را شیرین نمیکند.








