امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
فسق و نفاق معاویه

فسق و نفاق معاویه

علامت منافق که در اخبار صادره از حضرت رسول صلّی الله علیه وآله رسیده عبارتند از: کذب در حدیث، خیانت در امانت، خلف وعد، غدر و نیرنگ در عهد و پیمان‌ها، فسق و فجور در عداوت و دشمنی که به معنی اعراض از حقّ و حیله و مکر آمده ، و بغض حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام و دشمنی با آن حضرت ، بغض با انصار و غیر از این‌ها تمام این صفات در معاویه جمع است. اکاذیب او کلیّۀ کتب را پر کرده است ، مخصوصاً در مورد خلافت یزید که با نیرنگ‌های مخصوص و اکاذیب صریح برای او از مردم بیعت گرفت ، و ما این مطالب را در قبلاً مشروحاً بیان کردیم، و اینک تکرار آن مطالب مورد ندارد.

خیانت معاویه از شعلۀ آتش بر فراز مناره مشهورتر است ، آیا یاران معاویه می‌توانند منکر خون‌هائی که او ریخت بشوند؟ معاویه گروهی از مسلمین را کشت و اموال آنان را بدون استحقاق ضبط کرد، معاویه در بیت المال مسلمانان دست‌درازی و خیانت نمود و درهم و دینار را ذخیره کرد، و در راه منافع غیر مشروع خود صرف ساخت ، معاویه اکابر صحابه را بالای منابر سب نمود و مردم را هم به این عمل زشت وادار کرد.

و امّا خلف عهد و غدر و مکر معاویه بر احدی پوشیده نیست ، اگر از معاویه جز مکری که با حضرت حسن بن علی علیهما السلام روا داشت مکر دیگری دیده نمی‌شد همین تنها مکر برای او کافی است که وی را از مکّاران محسوب دارد، معاویه با آن حضرت عهد کرد که با او و برادرش امام حسین علیه السلام و کلیّۀ شیعیان پدرش در آشکارا و نهان دشمنی نکند و امر خلافت را بعد از خودش در شورائی از مسلمین قرار دهد، ولیکن او نقض عهد کرد؛ ابتداء شیعیان حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را زجر و آزار داد و گروهی را مانند حجر بن عدی و یاران او کشت ، و سپس امام حسن مجتبی علیه السلام را مسموم کرد، و بعد از آن یزید را برای خلافت معرّفی نمود، و به هیچ‌یک از این عهود و مواثیق عمل نکرد.

و امّا فسق و فجور معاویه و نیرنگ و دشمنی او با حقّ و حقیقت بر احدی پوشیده نیست ، یکی از خصومت‌های او عناد و دشمنی وی با حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام بود، احدی نمی‌تواند منکر این موضوع بشود؛ زیرا کلیّۀ کتب از این قضیّه پر است و مؤلّفین این حقیقت را نتوانسته‌اند مخفی بدارند، و بغض او نسبت به انصار هم واضح است و ما در صفحات سابق در این موضوع مشروحاً گفتگو کردیم .

آیا بعد از این گناهانی که معاویه مرتکب شد و ثبوت آن‌ها به تواتر صحیح که منطبق با آیات و روایات است به صحّت پیوسته ، باز جا دارد که افراد جویای حقّ و حقیقت از این مطالب چشم بپوشند و این اخبار و روایات را دور اندازند و یا تأویل و توجیه نمایند، و سپس او را تکریم و تعظیم نموده و از وی ترضی داشته باشند، و یا اینکه به گذشتگان اعتماد نمایند و از روی تعصّب و تقلید او را مجتهد و متأوّل بدانند؟ (والله یعلم خائنة الأعین وما تخفی الصدور)(1)؛ «و پروردگار، خیانت‌های چشم و مطالب نهانی دل‌ها را می‌داند».

این افراد با این کلمات خود حقائق را از مردم مخفی داشتند، و واقعیّات را انکار کردند و اعلام باطل را برافراشتند و کاخ‌های ظلم را بنا نهادند، ممکن است افرادی در آغاز قضیّه روی اغراض خاصّی این تأویلات را کرده باشند، ولیکن همین تفسیرات نابجا در قرون بعدی برای گمراهی از مدافعین معاویه به صورت حجّت و برهان درآمده و در محاورات خود به این کلمات غرض ‌آلود متوسّل می‌شوند.(2)

------------------------------------------------------------------------------------------

(1) در سورۀ غافر، آيۀ 19 «يعلم خائنة الأعين...» آمده است .

(2) معاويه و تاريخ : 200.

 

 

بازدید : 193