امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
(6) معاويه در آخرين روزهاى عمر و آرزوى او

(6)

معاويه در آخرين روزهاى عمر و آرزوى او

   محمّد بن اسحاق و ديگر ناقلان اخبار گفته‏ اند كه: معاويه در آغاز مرضى كه از آن‏ وفات يافت، به حمام رفت و چون لاغرى تن خويش را بديد، از فناى خويش ومرگى كه نصيب خلق است و در انتظار او نيز بود بگريست، و به تمثيل شعرى خواند بدين مضمون:

 «مى‏ بينم كه شب‏ها در ويران كردن من شتاب دارد. قسمتى از مرا برده و قمستى را بجا گذاشته. طول و عرضم مرا بهم پيچيده، و پس از مدّت‏ها كه پياده بودم، مرانشانيده است».

   وقتى مرگش دررسيد، و بيماريش سختى گرفت، و از علاج نوميد شد، شعرى‏ بدين مضمون گفت: اى كاش؛ حتّى يك ساعت به حكومت نپرداخته بودم، و در كار لذّت غافل و چشم بسته نبودم، و مانند صاحب دو جامه ژنده (حضرت اميرالمؤمنين‏ على ‏عليه السلام) بودم كه زندگى بخور و نميرى داشت تا مرگش فرارسيد.(1918) 


1918) مروج الذهب: 52/2.

 

منبع: معاویه ج ... ص ...

بازدید : 2068