چرا عدّهای از مردم در راه معنویّت گام بر میدارند
ولی هیچگونه پیشرفتی نداشته و سرانجام مأیوس میشوند؟
پاسخ این سؤال با بررسی رفتار کسانی که در راه معنویّت قدم گذاشته روشن است.
میدانیم بسیاری از مردم جهان آرزو دارند دارای شخصیّتی «معنوی» باشند و از نیروهای فوق العاده عجیب روح برخوردار باشند. امّا هیچگاه به این آرزو دست نمییابند و همچنان در حال محرومیّت از بهره برداری از قوای روحی به سر میبرند. متأسّفانه تعداد این گونه افراد بسیار زیاد است و اکثریّت قریب به اتّفاق مردمی را که در «جستجوی معنویّت» بودهاند این گونه افراد تشکیل میدهند!
در رمز عقب ماندگی این گونه افراد از سیر معنوی یک نکتۀ کلّی وجود دارد و آن این است که آنان معنویّت را آرزو داشتهاند امّا آن را نخواستهاند! اگر آن را میخواستند آن را میداشتند!
اگر انسان آرزوئی را که دارد تکمیل کند و به حدّ (خواستن) برساند به آن میرسد زیرا خواستن توانستن است.
شما چه کسی را سراغ دارید که واقعاً «معنویّت» را خواسته باشد و مقتضیّات آن را بوجود آورده و موانعش را برطرف نموده باشد و خداوند و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام او را راهنمایی نکرده و به او اعتنایی نکرده باشند!؟
انسانی که در دامنۀ کوهی بلند قرار دارد و آرزو دارد که کاش بر فراز آن کوه قرار میداشت هیچگاه به قلّۀ کوه نخواهد رسید مگر آنکه از مرحلۀ آرزو بگذرد و بخواهد که به قلّۀ کوه پای بگذارد وقتی که «آرزو» به مرحلۀ «خواسته» رسید در این صورت شرایط سخت نور دیدن را بر خود هموار میکند به کوهپیمایی میپردازد و سرانجام بر فراز کوه قرار خواهد گرفت آری کسی میتواند بر فراز «آسمان روحانیّت» به پرواز درآید و به قلّه «کوهسار معنویّت» قدم بگذارد که آن را خواسته باشد اگر ما قدرت راه یافتن به «عالم معنی» را نداریم به خاطر این است که قدرت خواستن آن را نداریم.
هرچند آرزو به تنهایی دارای آثار مهمّی است ، ولی در صورتی کامل می شود که انسان را به عمل وادار کند.








