معاویه و انصار
بد نیست داستانی را از دو نفر صحابی به نام نعمان و مسلمه ـ که نزد معاویه بودند ـ بنویسیم که طی آن ، یکی از یاران امام علیه السلام محک زده شده است :
«هنگام جنگ صفّین ، معاویه از نعمان خواست که با قیس بن سعد ـ از سرلشکران امام علیه السلام ـ دیدار کند و او را به ترک جنگ و کنارهگیری از امام علیه السلام وادار نماید.
نعمان میان دو لشکر آمد و فریاد کرد: ای قیس ؛ من نعمان بن بشیر هستم . قیس پیش او آمد و گفت : هان ؛ چه میخواهی ؟
نعمان گفت : کسی انصاف دارد که برای دیگران بپسندد، آنچه برای خود میپسندد. ای جماعت انصار؛ شما اشتباه نمودید که عثمان را در مدینه یاری نکردید، و یاران او را در بصره کشتید و به شام لشکر کشیدید. شما که عثمان را یاری ندادید، چه خوب بود علی علیه السلام را هم یاری نمیدادید؛ در این صورت یکی بود در مقابل یکی ؛ ولی شما مانند دیگر مردم اعلان جنگ نمودید و در هر پیشآمد ناگواری علی علیه السلام را کمک کردید، و به او وعده پیروزی میدادید. اکنون جنگ بر ما و شما خیلی آسیب وارد آورده است ، پس از خدا بترسید و بیش از این نجنگید!
قیس خندید و گفت : خیال نمیکردم تو چنین سخن بگویی ؛ کسی که خود را گول بزند، برادرش را نصیحت نمیکند. تو فریبکارِ گمراه و گمراهکننده هستی .
امّا درباره عثمان ؛ اگر بر خبر اعتماد میکنی ، از من بشنو؛ عثمان را کسی کشت که تو از او بهتر نیستی ، و به او کمک نداد جز کسی که از تو بهتر است .
امّا اصحاب جمل را کشتیم ؛ چون بیعت امام را شکستند؛ و اگر تمامی عرب هم معاویه را یاری کنند، انصار با او میجنگند و در این جنگ آنچنان هستیم که با پیغمبر بودیم ، جلو شمشیرها و نیزها میرویم تا آنکه حق ظاهر شود و امر خدا برسد، گرچه دیگران نپسندند.
تو ای نعمان ؛ نگاه کن ببین ، همراه معاویه آیا جز آزادشدههای پیغمبر صلّی الله علیه وآله یا اعرابی یا یمانی مغرور کسی هست ؟ و باز نگاه کن تا ببینی که مهاجر و انصار و پیروان خوب آنها، آنهایی که خدا از ایشان راضی و آنها از خدا راضی هستند در کجایند؟ و ببین با معاویه جز تو و رفیق تو، آیا کسی از انصار هست ؟
با این حال ، شما دو نفر هم از اهل بدر و اُحد و عقبه نیستید و در اسلام سابقهای ندارید و در حقّ شما آیهای
نازل نشده است ، اگر تو با ما مخالفت میکنی ، پدرت نیز با ما مخالفت میکرد»(1).پس معلوم شد که از صحابه کسی با معاویه نبود، جز این دو، و مسلمانی آن دو هم پیشینه و سابقهای نداشت که بتوانند در سرنوشت مسلمانان صاحب رأی باشند.
«امّا در صفّین با علی علیه السلام هشت صد نفر از اهل بیعت رضوان بودند و شصت و سه نفر آنها شهید شدند و یکی از آنها عمّاریاسر بود»(2).(3)
----------------------------------------------------------------------
[1] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: 1 / 87 .
[2] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: 10 / 104 .
[3] تاريخ اميرالمؤمنين علیه السلام: 2 / 228 .








