گاز گرفتن عمر
ابن ابی الحدید می نویسد: «یکی از کنیزکان عبیدالله بن عمر به شکایت از او پیش عمر آمد و گفت : ای امیرالمؤمنین ، آیا داد مرا از ابو عیسی نمیستانی؟ عمر پرسید: ابو عیسی کیست؟ گفت پسرت عبیدالله. عمر گفت : شگفتا، مگر او کنیه ابوعیسی برای خود برگزیده است! آن گاه عبیدالله را فراخواند و گفت : ببینم مگر تو کنیه ابوعیسی داری؟ عبیدالله خود را کنار کشید و ترسید. عمر دست او را گرفت و چنان به دندان گزید که فریاد کشید سپس او را زد و گفت : ای وای بر تو مگر عیسی را پدری است . مگر تو نمیدانی که عرب چه کنیههای برای خود بر میگزیند، مثل ابوسلمه ، ابوحنظله ، ابوعرفطه ، ابومرة .
عمر هرگاه بر یکی از افراد خانواده خود خشم میگرفت آرام نمیشد تا آن که دست او را گاز بگیرد. گویند عبدالله بن زبیر هم همین گونه بوده است . همچنین گفتهاند: از نسل عمر هیچ حاکم عادلی حکومت نکرده است».(1)
----------------------------------------------------------
(1) جلوۀ تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: 5 / 199 .








