سخنرانی معاویة بن یزید بن معاویه
دربارۀ معاویه و یزید
معاویة بن یزید بن معاویه که مادرش امّ هاشم دختر ابوهاشم بن عتبة بن ربیعه بود، چهل روز و به قولی چهار ماه حکومت کرد و روشی نیکو داشت و برای مردم سخنرانی کرد و گفت :
پس از حمد و ثنای خداوند، ای مردم ؛ ما به وسیلۀ شما امتحان شدیم و شما به وسیله ما، و از آنکه ما را خوش ندارید و از ما بدگویی میکنید بیخبر نیستیم . همانا نیای من معاویة بن ابی سفیان با کسی در امر خلافت به نزاع پرداخت که در خویشاوندی با پیامبر خدا از او سزاوارتر و در اسلام از او شایستهتر بود، کسی که پیشرو مسلمانان بود و اوّل مؤمنان و پسرعموی پیامبر پروردگار جهانیان و پدر فرزندان خاتم پیمبران .
جدّ من نسبت به شما گناهانی مرتکب شد که میدانید و شما هم با او چنان رفتار کردید که انکار ندارید، تا مرگش فرارسید و در گرو عمل خویش گرفتار آمد. سپس پدرم را عهدهدار حکومت ساخت با اینکه از او امید خیر نمیرفت ، پس بر مرکب هوس نشست و گناه خود را نیکو شمرد و امیدش بسیار شد. لیکن آرزو به دستش نیامد و اجل دست او را کوتاه ساخت ، نیرومندی او به پایان رسید و مدّت او سر آمد و در گورش گرو گناه و اسیر بزهکاری خویش گردید.
سپس گریه کرد و گفت : ناگوارترین چیزها بر ما آن است که بدمردن و به رسوایی بازگشتن او را میدانیم ، چه او عترت پیامبر را کشت و حرمت را از میان برد و کعبه را سوزانید و من آن نیستم که امر شما را به عهده گیرم و مسئولیتهای شما را تحمّل کنم ، اکنون خود دانید و خلافت خود، به خدا قسم ؛ اگر دنیا غنیمت است ، ما بهرهای از آن بردیم ، و اگر هم خسارت است آل ابوسفیان را همانچه از آن بدست آوردهاند، بس است.(1)
----------------------------------------------------------
(1) تاريخ يعقوبى : 2 / 195 .








