امام صادق عليه السلام : جيڪڏهن مان هن کي ڏسان ته (امام مهدي عليه السلام) ان جي پوري زندگي خدمت ڪيان هان.
4. سخنان ابن عبّاس به زیاد

4. سخنان ابن عبّاس به زیاد

زیاد گفت : ای ابن عبّاس ؛ من می‌دانم که حسن و حسین علیهماالسلام را از آمدن با تو به حضور امیرالمؤمنین! (معاویه) فقط آنچه در دل خود تصوّر می‌کنند و غرور و شیفتگی به گروهی که آنان به هنگام جنگ آن دو را رها کردند، بازداشته است و به خدا سوگند می‌خورم که اگر من عهده‌دار کار ایشان می‌شدم آنان برای آمدن به حضور امیرالمؤمنین! خویشتن را به زحمت هم می‌انداختند و در جایگاه خویش درنگ نمی‌کردند.

ابن عبّاس گفت : در آن صورت به خدا سوگند قدرت تو کمتر از این می‌بود که بر آن دو چیره شوی و بازوهایت ناتوان ، و اگر چنین قصدی کنی با گروهی از جوانمردان راست‌گفتار روبه‌رو خواهی شد که در دفاع از آن‌دو صادق و بر سختی و بلا صابرند و از
رویارویی بیمی نخواهند داشت . چه ، با سینه‌های خود تو را فرو گیرند و با گام‌های خود تو را فرو کوبند و با تیزی لبه‌های شمشیر و سرنیزه‌های خود بر دهانت بکوبند آن‌چنان که خودت گواهی خواهی داد مرتکب کاری ناصواب شده‌ای و خرد و دوراندیشی را تباه ساخته‌ای ، اینک به راستی از سوء نیت در این مورد پرهیز کن که آرزویت بر باد می‌شود و موجب بروز فساد میان این دو قبیله خواهی شد که اینک کارشان به صلاح پیوسته است و مایه بروز اختلاف میان آنان می‌شوی که اینک با یکدیگر الفتی دارند وانگهی این تحریک تو برای آن‌دو، زیانی ندارد و توجّه و انس داشتن تو به آنان هم کاری نمی‌سازد.(1) ... ادامه دارد

----------------------------------------------------------------------

(1) جلوۀ تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: 3 /  319 .

 

 

دورو ڪريو : 158