سروری حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بر همۀ مردم پس از پیامبر صلّی الله علیه وآله از نظر شریح بن هانی
گفتگوی شریح بن هانی با عمروعاص
دربارۀ عظمت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام
در تاریخ کامل ابن اثیر می نویسد: حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام چهارصد مرد را به فرماندهی شریح بن هانی حارثی روانه کرد و به وی فرمود :
که به عمروعاص بگوید: علی به تو میگوید: برترین کسان در نزد خدای بزرگ و بزرگوار کسی است که رفتار کردن بر پایه درستی و راستی ، از هر کاری در نزد وی دوست داشتهتر باشد اگرچه آن را از کژی و کاستی بکاهد یا بر آن بیفزاید.
ای عمرو؛ تو جایگاه راستی و درستی را میدانی ؛ چرا خود را به نادانی میزنی ؟ اگر تو را آزی اندک دادهاند، با این پشیز تو را دشمن پروردگار و دوستان وی ساختهاند. چنین مینگرم که آنچه به تو دادهاند، به زودی از دستت بیرون رود. دریغ از تو، یاور خائنان و پشتیبان بیدادگران مباش .
آگاه باش که من از هماکنون روز پشیمانی تو را میدانم و این خود روز مرگ توست که آرزو خواهی کرد که ای کاش برای هیچ
مسلمانی کینه به دل نمیگرفتی و برای هیچ داوری بلکفتی(1) نمیستاندی .چون پیام به وی رسید، چهرهاش دگرگون گشت و گفت : از کی به رأی او پروایی میدادهام ؟
شریح گفت : ای پسر نابغه ؛ چه چیز تو را بازمیدارد که رایزنی سرورت و سرور همه مسلمانان پس از پیامبرشان را بپذیری ؟ کسانی که از تو بهتر بودند مانند بوبکر و عمر با آن حضرت به رایزنی میپرداختند و فرمان او را به گوش جان مینیوشیدند.
عمروعاص گفت : مانند من کسی با چون تو کسی سخن نمیگوید.
شریح گفت : ای پسر نابغه ؛ با کدامیک از زایندگانت بر من میبالی ؟ با پدر فرومایهات یا با مادر نابغۀ روسپیذت ؟
شریح از نزد او برخاست.(2)
-------------------------------------------------------------------
(1) بلكفت: پاره كه به قاضى دهند، رشوه .
(2) تاريخ كامل ابن اثير: 5 / 1920 .








