امام صادق عليه السلام : جيڪڏهن مان هن کي ڏسان ته (امام مهدي عليه السلام) ان جي پوري زندگي خدمت ڪيان هان.
کربلا از زمین های بهشت است

کربلا از زمین های بهشت است

در تصدیق این مطلب که کربلا از زمین‌های بهشت است ، «فاضل دربندی» در کتاب «اسرار الشهادة» نقل فرموده که در زمان بعضی از سلاطین صفویه در اصفهان از جانب سلطان فرنگ ، سفیری از بزرگان ایشان آمد که در مقام تحقیق دین اسلام برآید، و دلیلی در این خصوص ملزم بخواهد؛ زیرا که مجرّد شهرت را اثر و فائده‌ای در حقّیت نیست و آن فرنگی در علوم ریاضی از هیئت و نجوم و حساب و اسطرلاب مهارتی تمام داشت و ندرتاً اِخبار از سرائر و ضمائر می‌نمود تا آن که سلطان روزی امر به احضار علمای اصفهان از برای اسکات آن مرد فرنگی فرمود.

و از جملۀ ایشان ، آخوند ملّا محسن کاشی معروف به فیض بود. پس فیض مرحوم به آن فرنگی فرمود که رسم سلاطین آن است که از جهت سفارت مردمان بزرگ حکیم و عالم را اختیار می‌نموده‌اند، سبب چه بود که پادشاه شما مثل تو را اختیار نموده است ؟

آن مرد از این کلام برآشفت و گفت: همانا که من خود را دارای علوم و سرآمد دانایان می‌دانم و تو این سخن را می‌گوئی ؟

فیض فرمود: اگر چنین است بگو که من در میان دست خود چه پنهان کرده‌ام ؟

آن مرد فرنگی سر به جیب فرو برد و پس از ساعتی رنگ او زرد گردید و عرق انفعال از جبینش جاری شد. پس مرحوم فیض فرمود: این بود مرتبه کمال تو که از این امر جزئی عاجز شدی؟

آن مرد گفت : به حقّ مسیح و مادرش علیهماالسلام که من دانستم که آنچه در دست داری تربت بهشت است ، لکن تفکرم از این است که تربت بهشت را از کجا بدست آورده‌ای ؟

مرحوم فیض فرمود که شاید در حساب خود اشتباه کرده‌ای یا آن که نقص در آن قواعدی است که در استکشاف این امور به کار می‌داری؟

آن مرد گفت که : چنین نیست لکن تو بگو که تربت بهشت را از کجا به دست آورده‌ای ؟

مرحوم فیض فرمود که: همانا اقرار کردی به حقّیت دین اسلام ؛ زیرا که این که در دست دارم ـ و آن را به آن مرد نمودار کرد ـ تربت کربلا می‌باشد و پیغمبر ما فرموده که کربلای معلّی قطعه‌ای است از بهشت و صدق این سخن را قبول کردی ؛ زیرا که گفتی قواعد من خطا نمی‌کند پس صدق پیغمبر ما را در دعوی نبوّتش هم اعتراف کردی ؛ زیرا که این امر را غیر از خدا احدی نداند و غیر از پیغمبر از کسی به خلق نرساند، به علاوه آن که پسر پیغمبر ما در این تربت مدفون است و اگر نبود او از صلب پیغمبر و تابع او در دین ، در بهشت و تربت آن مدفون نمی‌گردید.

چون آن مرد عیسوی این واقعه را بدید و این حجّت قاطعه را بشنید، مسلمان گردید.(1)

----------------------------------------------------------

(1) وسیلة النجاة در شرح دعای سمات: 29 .

 

 

 

دورو ڪريو : 71