امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
از آرزوهای عایشه: کاش بیست سال پیش مرده بودم

از آرزوهای عایشه:

کاش بیست سال پیش مرده بودم

طبری در تاریخ خود می نویسد: «عبدالله بن زبیر به خانه یکی از مردم ازد، وزیر نام ، پناه برد و گفت : پیش عایشه رو و بگو من اینجا هستم ، امّا مبادا محمّد بن ابی بکر از این قضیه خبردار شود.

مرد ازدی پیش عایشه رفت و خبر را با او بگفت .

عایشه گفت : محمّد را پیش من آرید.

ازدی گفت : ای مادر مؤمنان! به من گفته که محمّد این را نداند.

امّا عایشه محمّد را پیش خواند و گفت : با این مرد برو و خواهرزاده‌ات را پیش من آر.

محمّد با ازدی پیش ابن زبیر رفت و گفت : به خدا نابدلخواه پیش تو آمدم که مادر مؤمنان اصرار کرد.

گوید: عبدالله با محمّد برون شد و به هم ناسزا می‌گفتند. محمّد از عثمان سخن آورد و ناسزای او گفت ، عبدالله نیز محمّد را ناسزا گفت تا در خانه عبدالله بن خلف پیش عایشه رسید. عبدالله بن خلف پیش از جنگ جمل با عایشه بود و عثمان برادر وی جزو یاران امیرالمؤمنین علی علیه السلام کشته شده بود. عایشه کس به طلب زخمیان فرستاد و تنی چند از آن‌ها را نگهداری کرد و مروان را نیز به آن‌ها پیوست که در اطاق‌های خانه بودند.

محمّد گوید: سران قوم دور عایشه را گرفتند، امیرالمؤمنین علی علیه السلام در اردوگاه خویش بود. قعقاع جزو نخستین کسانی بود که پیش عایشه آمدند که گفت: امروز دو کس را دیدم که پیش روی من پیکار می‌کردند و چنین و چنان رجز می‌خواندند، می‌دانی که کدامشان کوفی بود؟

گفت : آری ؛ آنکه می‌گفته بدرفتارترین مادری که شناخته‌ایم امّا دروغ گفته که تو نکوکارترین مادری هستی که شناخته‌ایم امّا اطاعت تو نکردند.

عایشه گفت : ای کاش ؛ بیست سال پیش از این مرده بودم».(1)

-----------------------------------------------------------------------

(1) تاریخ طبری: 6 / 2468 .

 

 

بازدید : 6